تاریخچه شروع معاملات آتی (اوراق مشتقه)


در سال 1848 در شیکاگو تولیدکنندگان گندم برای فروش محصولات خود نیاز به بازاری داشتند تا معاملات نقدی را انجام دهند یعنی گندم بدهند و پول آنرا بستانند.
به تدریج کشاورزان (فروشندگان) و دلالان (خریداران) شروع به نوعی تعهد جهت دریافت وجه نقد خود در آینده گرفتند و زمینه معاملات آتی (Futures) را پایه ریزی کردند بدین معنی که:


تولیدکننده موافقت نماید که محصول خود را به خریدار در تاریخ آینده (تاریخ تحویل کالا) با قیمت توافق شده بفروشد.
در این راستا کشاورز از قبل می داند که وجه خود را دریافت می نماید و دلال نیز از قیمت کالا     با خبر می شود و این معامله برای هر دو طرف معامله سودمند است این نوع قراردادها به سرعت رایج گردید و قراردادها را قبل از تاریخ تحویل دست به دست چرخاند. اگر دلالی احساس می کرد نیازی به گندم ندارد، قرارداد خود را به فردی که گندم را نیاز داشت می فروخت، مشابه آن نیز، تولیدکننده که قصد عدم تحویل گندم را داشت مسئولیت تحویل واقعی گندم را به دیگری منتقل می کرد .


قیمت قرارداد وابستگی به وضعیت و حرکت قیمت گندم و سیستم عرضه و تقاضا در بازار داشت.
این قراردادها با اندکی تغییرات به سرعت تبدیل به ابزاری حمایتی برای طرفین معامله که بازار بر خلاف نظر آن ها حرکت می کرد، تبدیل شد مثلاً در شرایط بد آب و هوا، افرادی که قرارداد فروش گندم منعقد کرده اند، علاقمند هستند، قراردادهای ارزشمند خود را بدلیل کاهش عرضه گندم، نگه دارند، برخلاف آن،  چنانچه تولید مازاد بر تقاضا باشد، ارزش قراردادهای فروش نیز کاهش می یابد بعلاوه، این وضعیت معامله گرانی را که قصد خرید و فروش گندم را نداشته و صرفاً بعنوان پذیرش ریسک قیمت گندم و تحصیل سود وارد معامله شده اند را نیز ترغیب می کند.


نتیجتاً معامله در قراردادهای آتی حالتی بسیار سودمند در سرمایه گذاری داشته و باعث ورود کالاهای دیگر به بازار آتی می شود و زمینه ای را ایجاد می نماید که شکل قراردادهای آتی منظم و قانونمند می شوند و بدنبال آن بورس CBOT در سال 1848 در امریکا شکل می گیرد.
بنابراین بطور اساسی و زیربنایی محلی عمومی برای خریداران و فروشندگان ایجاد می گردد تا برای قراردادهای سلف و آینده خود مذاکره نمایند.
شهرت قراردادهای آتی و موفقیت بورس CBOT در شیکاگو باعث رونق بازارهای محلی دیگر گردید تا کالاهای معینی را بر اساس ساختار بومی کشورها پایه ریزی و معامله قراردادهای آتی را تسهیل نماید.
در اوایل قرن بیستم همانطور که سیستم حمل ونقل و ارتباطات رونق بیشتری یافت، انبارهای مرکزی نیز در بازارهای اصلی برای توزیع کالا ها بصورتی مقرون بصرفه و اقتصادی ساخته شدند.


کالاهای کشاورزی بطور وسیع تری مورد معامله قرار گرفتند ولی مادامیکه بازار آتی برای هر کالایی خریداران و فروشندگان زیادی داشته باشد، قابل توجه می باشد.

اوراق مشتقه (Derivatives):
 به آن نوع قراردادهای مالی اطلاق می شود که ارزش خود را از کالای فیزیکی (دارایی پایه) می گیرند.
دارایی پایه می تواند به شکل سهام، کالا، بورسهای خارجی، نرخهای بهره، صنعت ساخت و ساز یا هر نوع دارایی دیگر باشد.
بطور مشروح امروزه چهار نوع اوراق مشتقه اصلی مورد معامله قرار می گیرد:
- قراردادهای سلف (Forwards)، مختصراً مورد بحث قرار خواهد گرفت.
- قراردادهای آتی (Futures)، بطور مشروح بحث خواهد شد.
- قراردادهای اختیار معامله (Options)، بطور مختصر به آن اشاره خواهد شد.
- قراردادهای معاوضه (Swaps)، فعلاً مورد بحث ما نمی باشد.
قراردادهای مشتقه فوق هم در بورس و هم خارج از بورس نیز قابل معامله هستند.


بورس:
بعنوان مکانی مرکزی برای خریداران و فروشندگان است.
قراردادها در بورس به شکل استاندارد بوده و قیمتهای مربوطه برای تمام کسانی که وارد بازار می شوند یکسان است.
قیمتهای بورس به شکل سیستم حراج مستمر توسط کارگزارانی که از طرف مشتریان خود، شرکتها یا خودشان فعالیت می کنند، تعیین می گردد.


این سیستم حراج منجر به ایجاد و پذیرش وسیع قیمت مرجع در خصوص کالای مورد معامله گردیده و به کشف قیمت معروف است.
تمام شرکت کنندگان در قرارداد آتی با مشخصات کیفی، کمی و شرایط تحویل یکسان کالا روبرو هستند.


وظیفه بورس کالا:
بورس برای خود موقعیت معاملاتی تعیین نمی کند و به افراد نیز به داشتن موقعیت معاملاتی توصیه خاصی نمی کند .
مسئولیت بورس این است که بازار معاملات آتی را سالم و نظام یافته نماید.
تمام بورسها دارای قوانین منظم و مدون می باشند و از هویت و موقعیت معاملاتی افراد باخبر هستند اعضایی که قوانین بورس را بهم بریزند، متحمل جریمه یا مشمول مجازاتهای دیگر خواهند شد.


معاملات فرا بورسی (OTC)
معامله فرابورسی نوعی از معامله جایگزین است که به شبکه معامله گرانی که بطور حضوری با یکدیگر ملاقات نمی کنند اطلاق می شود و از طریق تلفن، کامپیوتر با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. معاملات مذکور اغلب بین مؤسسات مالی انجام شده و نیز می تواند بعنوان ابزارهای رایج میان بازارسازان تلقی گردد.

تمام سخنان معامله گران پشت تلفن ضبط می شود تا چنانچه اختلافی بین معامله گران رخ دهد به آن استناد شود. خریدار و فروشنده می توانند نحوه قراردادهای معامله شده در بازارهای فرا بورسی (OTC) را بدلخواه خود در آورند، لذا نیازی نیست شرایط قرارداد عیناً مشابه آنچه در بورس عمل می شود، تعیین گردد.


انواع بازارهای فرا بورسی (OTC)
در دنیا سه نوع بازار فرا بورسی وجود دارد:
1-       بازار معاملاتی سنتی:
در این بازار معامله گران بعنوان بازار ساز، قیمت خرید و فروش خود را اعلام می کنند.
معامله گران قیمتهای خود را پیشنهاد داده و قیمت قابل اجرا از طریق تلفن مذاکره شده و یا برخی اوقات از طریق سایتهای مخابراتی اعلام می شود. این گونه معاملات بنام معامله دو طرفه خوانده شده زیرا دو طرف معامله از قیمتی که در یک مقطع زمانی توسط تلفن ارائه میشود، مطلع می گردند.
2-       بازار معاملاتی الکترونیکی:
این بازار تقریباً شبیه معاملات الکترونیکی در بورس است ولی به این دلیل بازارهای فرابورسی خوانده می شود که از استاندارد کمتری برخوردار و فاقد قرارداد طراحی شده و فاقد معاملات مشتقه شفاف می باشد.
3-       بازار معاملاتی بهینه:
بازار معاملاتی اخیر ترکیبی از دو بازار پیشین بوده و معامله گر بر اساس آنها به معاملات الکترونیکی می پردازد. معامله گر قیمت خرید و فروش خود را انحصاراً به اطلاع فعالان بازار  می رساند. معامله گر در این شکل معامله بعنوان طرف معامله در هر قرارداد عمل کرده لذا نصف ریسک اعتباری در بازار به او برمیگردد.



تعریف قرارداد سلف، قرارداد آتی، اختیار معامله

قرارداد سلف:

قرارداد سلف، توافقی است بین دو طرف که خارج از بورس منعقد می شود و به منظور خرید یا فروش یک دارایی در تاریخ آینده با قیمت مورد توافق دو طرف هنگام امضاء قرارداد تعیین می گردد و جزء قدیمی ترین و ابتدایی ترین قراردادهای مشتقه تلقی می شود.

قرارداد آتی:


قرارداد آتی توافقی است بین دو طرف که در بورس منعقد می شود و به منظور خرید یا فروش مقداری معین و با کیفیتی مشخص از یک دارایی در زمان مشخصی در آینده با قیمت مورد توافق هنگام امضاء قرارداد تعیین می گردد.


قرارداد اختیار معامله:
این قرارداد دو طرف دارد :

1-خریدار اختیار معامله و قرارداد آن عبارتست از:


قراردادی است که به دارنده آن حقی را جهت خرید یا فروش یک دارایی پایه (کالا) در زمانی مشخص و قیمتی معین در آینده بدون اینکه اجباری در معامله داشته باشد را می دهد.


2-فروشنده اختیار معامله و قرارداد آن عبارتست از :


قراردادی است که چنانچه خریدار تقاضای اجرای تعهد فروشنده را بنماید، فروشنده موظف به اجرای تعهد و فروش دارایی (کالا) به خریدار می باشد.
فروشنده اختیار مبلغی را بعنوان پشتوانه قیمت معامله بنام حق بیمه (Premium) از خریدار دریافت می کند.


تفاوت بین بازارهای نقدی و آتی:


کالاها در دو بازار نقدی و آتی مورد معامله قرار می گیرند، گرچه دو بازار فوق از یکدیگر مجزا هستند ولی بهرحال به شکلی با هم مرتبط هستند. کالاها بصورت نقدی و بر اساس مذاکره در بازار نقدی که عموماً بازار واقعی است، خرید و فروش می شوند.
نوعاً قراردادها نیاز به تحویل واقعی کالای مورد معامله واقع شده را مطرح می کنند، بعلاوه ممکن است در بحث تحویل، اشاره به تحویل فوری و یا در آینده زمان مشخصی تعیین گردد.


بهرحال بازار آتی ها، خرید و فروش دارایی پایه را بر اساس توافق نامه ای که به قراردادی استاندارد تبدیل شده، تسهیل نموده و به کالایی مشخص اشاره گردیده و بدین معنی نیست که قطعاً کالای فیزیکی رد و بدل شود.
مبنای قرارداد آتی در ارتباط با کیفیت کالا، کمیت کالای قابل تحویل و تاریخ تحویل بسیار مشخص است.
مع الوصف بازار آتی خود را درگیر انتقال مالکیت فوری کالایی نمی کند مگر اینکه نتیجه قرارداد به تحویل کالا ختم گردد. بنابراین در بازارهای آتی بدون در نظر گرفتن اینکه فردی صاحب کالای تحت تملک خود باشد یا نباشد قراردادها قابل خرید و فروش می باشند.
نحوه پرداخت وجه در بازارهای کالایی که معاملات در آنها بصورت نقدی یا سلف انجام        می شود در هر کشوری فرق دارد مثلاً در هندوستان پرداخت وجه کالا تا 11 روز و تحویل کالا نیز 11روز طول می کشد و اینگونه پرداختها توافق بین خریدار و فروشنده است.
چنانچه عوامل پیش بینی نشده ای اتفاق افتد و منجر به عدم تحویل کالا گردد، خریدار و فروشنده بطور توافقی موضوع را فیصله داده و با یکدیگر تسویه نقدی می کنند.


در بازار معاملات آتی مبتنی بر تسویه مالی که یکی از هدفهای آن خرید و فروش کالا برای آینده است، بر خلاف بازاری که پشتوانه تحویل کالا در آن است، معامله روی قرارداد آتی بر اساس و هدف "مدیریت ریسک" که شامل هج کردن (پوشش ریسک)استوار گردیده، انجام می شود. لذا اکثراً چنین قراردادهایی پیش از تاریخ سررسید قرارداد تسویه مالی شده و خیلی بندرت به تحویل کالا منجر می گردند.
سرمایه گذاران و سوداگران ریسک پذیر (Speculators) که بازیگران کلیدی بازارهای آتی بوده، بدنبال شکار اینگونه قراردادها هستند تا از حرکت قیمتها سود ببرند و چندان علاقه ای به تحویل گرفتن یا تحویل دادن کالای موردمعامله ندارند. (در فصلهای بعدی توضیح بیشتر داده خواهد شد)
اصطلاح پایه و مبنا (Basis) به تفاوت در قیمتهای یک کالا در معاملات نقدی در مقایسه با معاملات آتی مربوط می شود.
قیمت نقدی یعنی قیمت واقعی یک کالای حقیقی موجود در بازار در حالیکه قیمت آتی اشاره به قیمت قراردادی دارد که در بازار آتی ها معامله می شود.


گرچه بطور اساسی قیمتهای نقد و آتی ها متفاوت هستند ولی به علت وابستگی آنها به یکدیگر تمایل به حرکت موازی نزدیک به هم دارند و بدون توجه به شرایط بازار بدلیل اهداف این قراردادها قیمت معاملات آتی و نقدی تمایل به یکسان شدن در تاریخ سررسید دارند. در راستای نزدیک و نزدیکتر شدن قیمت آتی ها با قیمت نقدی هر دو مدل قیمتها تمایل به نشان دادن کمتر شدن تفاوت با یکدیگر را نشان می دهند و این فرایند تشابه  قیمت آتی ها با قیمت نقد بنام تلاقی یا یکسویی قیمتها (Convergence) معروف است به گونه ای که هر قدر قرارداد آتی ها به تاریخ انقضاء نزدیک می شود، در واقع قیمت قرارداد نقد را نمایان می سازد.


تفاوت بین قرارداد آتی ها و سلف در جهان:

خواننده گرامی التفات فرماید که مباحث مطرح شده به شرح زیر نوعاً در بورسهای جهانی مورد نظر است و با آنچه در بورسهای کالایی کشور ما جریان دارد، از همسویی کامل برخودار نیست:
1-      مکان معامله:
عمده ترین تفاوت بین دو قرارداد آتی و سلف این است که قرارداد آتی ها در بورس ها معامله شده ولی قرارداد سلف (Forward) در بورسها معامله نمی شوند، بنابراین قرارداد سلف بنام قرارداد فرا بورسی اطلاق می گردد.
2-      اندازه و حجم قرارداد:
قرارداد آتی ها از نظر حجم و مقدار توسط بورس شکل استاندارد پیدا نموده، در حالیکه قرارداد سلف طبق شرایط دلخواه خریدار و فروشنده تعیین می شوند.
3-      شفافیت قیمت:
در قرارداد آتی ها بعلت اینکه در بورس عرضه می شوند قیمت از شفافیت کامل برخوردار است، در حالیکه در قرارداد سلف بعلت عدم معامله در بورس و عدم اعلام قیمت در حضور عموم معامله گران از شفافیت برخوردار نیست.
4-      هزینه معاملاتی:
در قرارداد آتی هزینه های مستقیم بالاست و هزینه های غیر مستقیم پایین است ولی در قراردادهای سلف موضوع برعکس است.
5-      ارزش موقعیت باز و نیاز به سپرده:
در قرارداد آتی ها موقعیت باز معاملاتی افراد بطور روزانه پس از اختتام معاملات محاسبه شده و معروف به روز آمد کردن حساب مشتری (Mark To Market) است ولی در قرارداد سلف بحثی از تعیین موقعیت معاملاتی روزانه افراد و به روز رساندن حساب مشتری بعمل نمی آید.
6-      فراوانی و روانی داد و ستد (Liquidity)
قرارداد آتی ها بعلت اینکه در بورسها معامله می شوند به سهولت دست به دست چرخیده و قابل معامله مکرر هستند، در حالیکه قراردادهای سلف ماهیت خاصی داشته و به سختی قابلیت چرخش معاملاتی دارند.
7-      عامل جایگزین در هنگام ریسک:
بدلیل امنیت و سلامت در تمام قراردادهای آتی، اتاق پایاپای نقش و عامل تسهیل کننده و جایگزین (Novation) را ایفاء می نماید، در حالیکه در قراردادهای سلف چنانچه نزاعی میان خریدار و فروشنده بوجود آید، هیچگونه جایگزینی برای حل مشکل وجود نداشته و اگر چنین شرایطی پیش آید، هزینه آن بسیار بالاست.
8-      قوانین و مقررات:
معاملات آتی ها در بورس دارای برخورداری از نظم و مقررات هستند در حالیکه قرارداد سلف بعلت عدم عرضه در بورس از نظم و مقررات عاری هستند.
9-      پرداخت و تسویه:
در قرارداد آتی ها، گرچه تحویل کالا در صورت نیاز از الزامات است ولی معاملات عموماً در سررسید تسویه نقدی شده و طرفین معامله غالباً در پی دریافت سود هستند تا تحویل کالا، برعکس در قراردادهای سلف افراد عموماً بدنبال تحویل گرفتن کالا هستند.
10- نوع تحویل
در قرارداد آتی ها چنانچه قرارداد منجر به تحویل کالا گردد، استاندارد تحویل کالا شامل رعایت کیفیت، کمیت باید کاملاً مطابق با شرایط بورس انجام گردد، در حالیکه در قرارداد سلف موضوع فوق منتفی بوده و بصورت توافق دو طرفه و عاری از پشتوانه های استاندارد اجرایی بورس اجرا می شود.


پوشش ریسک (هجینگ):
مفهوم هجینگ
منظور از هجینگ داشتن یک موقعیت معاملاتی در بازار آتی ها برخلاف موقعیت معامله گر در بازار نقدی است و هدف حضور او در بازار آتی ها کاهش یا محدود نمودن ریسکهایی است که ناشی از تغییرات قیمت بوجود می آید.
عمل هجینگ یک فرایند دو پایه ای است یعنی اینکه:
1)   اگر یک هج کننده قصد خرید کالایی را در بازار نقدی به تاریخ آینده داشته باشد او با ورود خود در قرارداد آتی ها ریسک قیمت خرید خود را کاهش داده یا محدود می نماید.
2)   اگر شخص هج کننده قصد فروش کالایی را در بازار نقدی برای آینده داشته باشد او هم اکنون قرارداد آتی را می فروشد و در این هنگام با فروش قراردادآتی ها ریسک قیمت فروش خود را کاهش داده یا محدود نموده است.


هدف از استراتژی بکار گیری هجینگ چیست؟


1)      جلوگیری و مصونیت در مقابل رشد هزینه مواد اولیه
2)      جایگزین نمودن موجودی انبار با قیمت کمتر
3)      حمایت از فروش محصولات تولیدی بدون پشتوانه در آینده
لذا عمل هجینگ به منظور ایستادن و مقاومت در برابر افزایش قیمت در بازار نقدی یک کالایی که اخیراً به یک قیمت مشخصی فروخته شده ولی هنوز مانند آن کالا خریداری نشده است. فروش یک کالا به صورت قیمت توافقی فعلی بین صادر کنندگان و واردکنندگان و تحویل آن در آینده عملی رایج است. اگر کالایی را هنوز در اختیار نداشته باشیم تحویل آن کالا در آینده بصورت عادی ضمانت اجرایی ندارد. ولی همین عمل می تواند در بورس اتفاق افتاده و تجار و واسطه ها تعهد رسمی مبنی بر تحویل مواد اولیه یا کالای ساخته شده برای تاریخ آینده با قیمت توافقی امروز را به طرف معامله خود بدهند حتی اگر کالایی را در حال حاضر در اختیار نداشته باشند.
برای مثال کارخانه فولاد مبارکه تصمیم به فروش ورق گرم برای تحویل چندماه بعد دارد ولی فعلاً مواد اولیه به اندازه کافی برای تولید ورق گرم ندارد و نیز نمی داند قیمت مواد اولیه برای او در آینده چقدر تمام خواهد شد.
فولاد مبارکه برای اطمینان و رهایی از افزایش قیمت می تواند به بورس فلزات مراجعه نموده و به میزانی که نیاز دارد قراردادهای آتی خریداری نموده و قیمت فروش ورق گرم آینده خود را به قیمت مورد نظرش تضمین نماید. هم اکنون فولاد مبارکه قیمت مواد اولیه را می داند و با افزودن هزینه های تولید و غیره قیمت ورق گرم را می تواند محاسبه نماید.
چنانچه فولاد مبارکه بدون خرید قراردادهای آتی در بورس به دنبال خرید مواد اولیه برود بخاطر افزایش قیمت مواد اولیه آسیب پذیر خواهد شد ولی با معامله قرارداد آتی ها به میزان نیاز خود در بورس در واقع اثر افزایش قیمت مواد اولیه و هزینه های خرید را کاهش می دهد.


فروش آتی ها از جایگاه هجینگ:
فروش به طریقه هجینگ به معنی فروش قرارداد آتی وقتی مورد استفاده قرار می گیرد که معامله گری بخواهد موقعیت نقدی خود را در بازار تثبیت نماید.
افراد زیر استراتژی فروش از جایگاه هجینگ را مورد استفاده قرار می دهند تا در بازار نقدی کالا موقعیت معکوس از نظر قیمت برای خود کسب نمایند:
1)      معامله گران
2)      مصرف کنندگان
3)      واسطه های تولیدی
اهداف آنان نیز به قرار زیر است:
1)      از قیمت محصولات و تولیدات ساخته شده پشتیبانی و حمایت نمایند.
2)      حمایت از موجود انبار در مقابل نابسامانی قیمت در آینده
3)      حمایت از قیمتهای تولیدات احتمالی محصولات ساخته شده در آینده


فروشندگان در قالب هجرها( Hedgers )
تجار و واحدهای تولیدی مانند کارخانه مس شهید باهنر که به کالاهای نیمه ساخته نیز اشتغال دارند، می توانند موجودی انبارهای کالاهای بازار نقدی را گرفته و به همان میزان یا کمتر از آنرا در بازار آتی ها به فروش رسانند و به چنین کاری خرید در بازار معاملات نقدی و فروش در بازار معاملات آتی ها گفته می شود.
فرض کنید یک تاجر مس مقداری موجودی فروخته نشده در انبار مس دارد و یا اینکه آنها را برای تاریخ تحویل آینده فروخته است با نگهداری موجودی انبار هم تاجر و هم کارخانه مس شهید باهنر هر دو می توانند خریدهای خود را در بهترین زمان و فرصت ممکن انجام داده و هزینه های معاملاتی خود را با معاملات کمتر پایین بیاورند. سود و منافع دیگری که برای مس شهید باهنر در رابطه با نگهداری موجودی انبار متصور است این است که از ورود و انجام بی مورد در تولید دوری می کند. از طرفی چون تاجر دارنده کالاست، از اینکه قیمت کالا کاهش یابد نگران خواهد شد و او با معامله فروش در بازار آتی ها بصورت هجینگ به میزان کالایی که دارد مشکل خود را حل می کند.
نتیجه این خواهد شد که اگر قیمت کالا در بازار نقدی کاهش یابد تاجر در این بازار ضرر می کند ولی در قرارداد آتی ها معادل همان ضرر، سود خواهد برد.
وقتی تاجر موجودی انبار خود را با قیمت کمتری در بازار نقدی به فروش می رساند، همزمان با خرید مجدد یک قرارداد در بازار آتی ها به قیمت ارزانتر جلوی ضرر خود را می گیرد و سود حاصله تاجر در قرارداد آتی ها تقریباً معادل ضرری است که در بازار نقدی برای او اتفاق افتاده است.

 
فروش هجینگ به حالت ریسک مبنا ( Basis )
وقتی قیمت آتی ها بیش از قیمت نقد بخاطر بزرگی Basis افزایش می یابد افراد هج کننده در هنگام موقعیت فروش آتی ها با ضرر بیشتری روبرو می شوند و در معامله نقدی نیز سود کمتری می برند و از طرفی بخاطر Basis کم، قیمت نقدی بیش از قیمت آتی ها افزایش می یابد و شخص هج کننده در موقعیت معاملاتی آتی های خود با ضرر کمتری روبرو شده و در ارتباط با موقعیت معاملاتی نقدی سود بیشتری می برد.


کسب سود هج کننده با جابجایی قراردادهای آتی ها:
چنانچه دوره زمانی مورد درخو.است یک شخص هج کننده بیشتر از تاریخ انقضای قرارداد آتی ها باشد شخص هج کننده می تواند موقعیت فعلی را با یک موقعیت جدید دیگر جابجا نماید بدین معنی که موقعیت فعلی را مختومه نموده و همزمان یک قرارداد آتی جدید را با تاریخ انقضای بیشتری تعویض نماید.
اگر شخصی بخواهد ریسک معاملاتی خود را بخاطر سقوط قیمتهای محصول ساخته شده ای که 6 ماه آینده باید فروخته شود و نیز چنانچه قراردادهای آتی ها تا دو ماه دیگر سیال و روان می شوند را کاهش داده یا محدود نمایداو در این حالت می تواند موقعیت معاملاتی فروش خود را تا تاریخ مورد نظر که فروش واقعی کالا اتفاق می افتد را 3 بار عوض نماید. هر بار که موقعیت معاملاتی شخص هج کننده قابل تغییر می شود، امکان ریسک مبنا وجود داشته ولی هر بار نیز ریسک قیمت او محدود یا کاهش داده می شود.