مدیریت ریسک و سرمایه در بازار های مالی


مدیریت ریسک و سرمایه در بازار های مالی

بسیاری از معامله گران بازار با وجود تسلط بر مباحث تکنیکی و بنیادی و با داشتن استراتژی کارآمد, همچنان قادر به کسب سود و حتی حفظ سرمایه در بلند مدت نمی باشند.  اصلی ترین علت شکست این معامله گران در صحبت های آنان نهفته است . در شرایطی که متوسط سود سالانه حرفه ای ترین معامله گران دنیا معمولآ کمتر از 100%  می باشد, معامله گران آماتور از دو یا چند برابر کردن سرمایه در یک ماه  صحبت می کنند!! در صحبت بسیاری از این معامله گران تجربه چند ماهه از موفقیت های رویایی مرتبآ شنیده می شود با این حال در نهایت سرنوشتی جز از دست دادن تمام سرمایه نداشته اند.
این تجربه هر روز و هر روز برای معامله گران تازه کار و حتی بسیاری از کهنه کاران بازار اتفاق می افتد و در این بین وحشتناک ترین اتفاق این است که بازندگان بازار علت شکست خود را تنها یک اشتباه می دانند و با خود عهد می کنند که در سرمایه گزاری بعدی آن اشتباه را مرتکب نخواهند شد غافل از اینکه بازار هر روز درس تازه ای به بازیگران خود می دهد.  یک اشتباه در تعیین حد زیان, انتشار یک خبر غیر منتظره, اشکال فنی کامپیوتر یا اینترنت, عدم اجرای دستورات توسط بروکر و . . . دلایلی هستند که معامله گران غیر حرفه ای در توجیه شکست خود دارند. این مشکلات و اشتباهات برای معامله گران حرفه ای و موفق نیز پیش آمده است. نه فقط یک بار, بلکه به دفعات. در عین حال آنها هرگز متحمل زیان سنگین و جبران ناپذیر نمی شوند زیرا همواره با در نظر گرفتن بدترین اتفاقات اقدام به سرمایه گزاری و معامله می کنند. تفاوت اصلی معامله گران حرفه ای و آماتور در دیدگاه آنان نسبت به بازار و تنظیم ریسک و بازده مورد انتظار می باشد. معامله گران تازه کار که معمولآ تجربیات موفقی در حساب های مجازی داشته اند, با سرمایه ای اندک وارد بازار حقیقی می شوند و برای دسترسی به بازده زیادی که انتظار دارند, به انجام معاملاتی با حجم سنگین می پردازند و متاسفانه با کوچکترین نوسان نامطلوب بازار, همه سرمایه خود را از دست می دهند. این در حالیست که معامله گر حرفه ای با مدیریت سرمایه و ریسک, در یک برنامه بلند مدت اهداف خود را دنبال می کند. به عبارتی می توان گفت که مرز موفقیت و شکست در هر نوع سرمایه گزاری تسلط بر دانش مدیریت سرمایه و ریسک است. مدیریت سرمایه بزرگترین هنر معامله گران حرفه ای برای کسب حداکثر سود با کمترین ریسک ممکن است. در ساده ترین بیان مدیریت سرمایه مشخص کننده سایز معاملات با توجه به حجم سرمایه, درصد ریسک قابل قبول و حد زیان می باشد.
Lots = Equity * Risk / (Stop Loss * PV)                               PV = Pip Value

فارکس بروکر فارکس

یکی از اشتباهات رایج در مبحث مدیریت ریسک تعیین حد زیان با توجه به سایز پوزیشن می باشد. به عنوان مثال معامله گر A اقدام به خریدEURUSD  با سایز 1 لات می کند و حد اکثر زیان احتمالی را 200$ در نظر می گیرد. این شخص بناچار می بایست Stop Loss  را با فاصله  20 پیپ تنظیم کند. به عبارتی حد زیان با توجه به سایز پوزیشن تعیین شده است که اشتباه است.
در مقابل معامله گر   B ابتدا به بررسی دقیق شرایط بازار می پردازد و حد زیان مناسب را 50 پیپ تشخیص می دهد. سپس سایز مناسب را بگونه ای تنظیم می کند که حد اکثر زیان با Stop Loss   50 پیپی بیش از 200$ نباشد.
بنابراین Stop Loss  بر اساس شرایط بازار تعیین می شود سپس حجم معاملات بر اساس Stop Loss و میزان ریسک محاسبه می شود.
مثال: بعد از بررسی شرایط بازار, موقعیت مناسبی برای خرید USDCHF با حد زیان 70 پیپ بدست می آوریم. اگر میزان سرمایه 3000 دلار باشد برای اینکه در صورت زیان بیش از 2% سرمایه از بین نرود, سایز پوزیشن حد اکثر باید چند لات در نظر گرفته شود؟ 
Lots = Equity * Risk / (Stop Loss * PV)
PV =  (در هر لات ارزش هر پیپ ) = 8.8
Lots = ( 3000 * 2%) / (70 * 8.8) = 0.0 9
بنابراین اگر سایز پوزیشن 0.09 لات در نظر گرفته شود در صورت زیان 70 پیپی تنها 55.44 دلار (کمتر از 2 درصد) از سرمایه را از دست داده ایم.
اساسی ترین بحث مدیریت سرمایه تعیین میزان ریسک در هر معامله است. قبل از انجام معاملات باید بدانیم در صورت زیان حد اکثر چند در صد سرمایه خود را از دست می دهیم. برای بدست آوردن حداکثر ریسک در هر معامله به توصیه بزرگان بازار و محاسبات ساده ریاضی رجوع می کنیم. معامله گری را در نظر بگیرید که با سرمایه اولیه 1000$ وارد بازار شده و موجودی وی با از دست دادن 20% سرمایه به 800 دلار رسیده است. این معامله گر برای جبران زیان می بایست به میزان 25% از موجودی 800 دلاری کسب سود کند تا به نقطه اول برسد.

بروکر فیبوگروپ  

با همین استدلال می توان گفت معامله گری که 50% از سرمایه خود را از دست می دهد برای جبران باید 100% سود بگیرد که کار ساده ای نیست. در جدول زیر مشخص شده است که برای جبران هر درصدی از زیان چند درصد سود لازم است.
با توجه به جدول مقابل نتیجه می گیریم که هرچه ریسک سرمایه گزاری بالاتر باشد در صورت زیان احتمال جبران آن کمتر خواهد بود. از این رو بنظر می رسد جبران زیانی در حد 30% حساب بسیار دشوار باشد.
بنابراین ریسک هر معامله باید بگونه ای تنظیم شود که با چندین زیان پشت سرهم حداکثر کاهش سرمایه بیش از 25 یا 30 درصد نباشد. در زندگی شغلی یک معامله گر حتی 15 زیان پی در پی (با سود های اندک در بین آنها) اتفاقی دور از انتظار نیست. بنابراین سایز هر پوزیشن باید بگونه ای تعیین شود که حد اکثر زیان آن بیش از 2% از موجودی نباشد.

 

بررسی پرفورمنس کاری از دید مدیریت سرمایه

در ابتدا لازم است با ذکر یک مثال مفهوم Draw Down    را تشریح می کنیم. Draw Down   یا به اختصار DD بزرگترین فاصله بین ماکزیموم نسبی موجودی حساب (Equity ) تا کمترین کف بعد از آن می باشد. به زبان ساده تر DD بزرگترین حرکت برگشتی نمودار Equity می باشد.
فرض کنید یک حساب 10000 دلاری بعد از مدتی به 11433 دلار رسیده باشد. سپس با چندین زیان متوالی موجودی به 10546 دلار کاهش پیدا کند.

فارکس بروکر فارکس

فاصله بین 11433 تا 10546 همان DD است که برحسب درصد 7.7% می باشد. میزان واقعی ریسک یک استراتژی و مدیریت سرمایه مربوط به آن می بایست توسط DD سنجیده شود نه سود یا زیان انتهای دوره.
یک راه مناسب برای بررسی پرفورمنس یک حساب محاسبه Reward to Risk  است.
 Reward to Riskنسبت بازده به DD می باشد. همانطور که در شکل بالا ملاحظه می کنید موجودی حساب در انتهای دوره به 11800 دلار رسیده است (18% سود). این درصد مشخص کننده Reward  یا بازده است. بنابراین Reward to Risk   این پرفورمنس معادل :
Reward to Risk = Reward / DD = 18%   /   7.7 % = 2.3
است. بزرگتر بودن این عدد نشان دهنده قوی تر و کم ریسک تر بودن پرفورمنس است.  Reward to Risk کمتر از 1.5 بد و Reward to Risk بالاتر از 2 قابل قبول می باشد. 

Stop Loss

یکی از برتری های  معامله گران موفق نسبت به معامله گران ناموفق در نحوه برخورد آنها با شرایط نامطلوب بازار است. هنگامی که قیمت برخلاف جهت پوزیشن ما حرکت می کند اگر به موقع از بازار خارج شویم, نه تنها از گسترش زیان جلوگیری کرده ایم بلکه در صورت مناسب بودن شرایط جدید می توان در جهت مناسب اقدام به معامله کرده و احتمالآ زیان پوزیشن قبل را جبران کنیم. بسیاری از معامله گران تازه کار و کم تجربه معمولآ بصورت احساسی و بدون در نظر گرفتن قواعد انجام یک معامله موفق تصمیم گیری می کنند. بنابراین هرگز تمایلی به بستن یک پوزیشن با زیان ندارند. در شرایطی که متوسط سود این معامله گران معمولآ کمتر از 20 پیپ می باشد, در پرفورمنس کاری آنها زیان های بزرگتر از 200 پیپ نیز دیده می شود. می توان نتیجه گرفت که یک پوزیشن زیان ده سود 10 پوزیشن سود ده را از بین می برد. برای جلوگیری از گسترش زیان احتمالی می بایست بعد از فراهم بودن شرایط مناسب برای انجام معامله و قبل از اقدام به آن, حد زیان(Stop Loss ) مناسب را پیدا کنیم. Stop Loss نقطه ای است که در صورت رسیدن قیمت به آن نقطه, پوزیشن بدون هیچ گونه شک و تردید و چون و چرا بسته می شود. گاهی ممکن است بعد از رسیدن قیمت به Stop Loss و بسته شدن پوزیشن بلافاصله روند حرکت به نفع معامله گر تغییر کند. معامله گر آماتور از اینکه برای پوزیشن خود حد زیان تعیین کرده ابراز پشیمانی می کند و احتمالآ در آینده چنین کاری نخواهد کرد. اما معامله گر منطقی و با تجربه به بررسی علت و ضعف استراتژی معاملاتی خود در تعیین نقطه ورود و خروج مناسب می پردازد.
خروج از بازار هنگام رسیدن قیمت به حد زیان در واقع یک حرکت مصلحتی برای جلوگیری از گسترش زیان و
کسب آمادگی برای ورود مجدد در شرایط مناسب می باشد. تعیین حد زیان به معامله گر این اعتماد به نفس را می دهد که امکان مقابله با هر اتفاق نا مطلوبی در محیط بازار وجود دارد. لذا بدون هیچگونه ترس و تردیدی از تمام شرایط مناسب بازار بهره مند می شود.این در حالیست که معامله گر بی تجربه و نا آگاه همواره با اضطراب و ناراحتی در انتظار برگشت قیمت به نفع خود است.
یکی از بزرگترین اشتباهات تغییر حد زیان بدون دلیل فنی و منطقی است بدین ترتیب که با نزدیک شدن قیمت به حد زیان معامله گر اقدام به گسترش یا حذف حد زیان می کند و منتظر کمتر شدن یا از بین رفتن زیان می ماند. با وجود اینکه ممکن است در مواردی این حرکت موجب جبران یا کمتر شدن زیان شود اما در بلند مدت نتیجه ای جز ازبین رفتن برنامه و استراتژی کاری  نخواهد داشت.
حال این سوال مطرح می شود که چگونه حد زیان مناسب را تعیین کنیم؟
حد زیان مناسب نقطه است که در صورت رسیدن قیمت به آن نقطه احتمال ادامه حرکت بیشتر از بازگشت آن باشد. به عنوان مثال در شکل زیر قصد داریم در جهت روند اقدام به معامله کنیم.

فارکس بروکر فارکس

کف کانال صعودی می تواند نقطه ورود مناسبی برای خرید باشد. همانطور که در شکل 1 مشاهده می کنید حد زیان پائین تر از کانال قرار گرفته است بطوریکه اگر قیمت به حد زیان برسد, کانال صعودی Break Out شده و احتمال ادامه حرکت نزولی از برگشت قیمت, بیشتر خواهد بود. لذا در مثال فوق حد زیان مناسبی برای پوزیشن خرید در نظر گرفته شده است. شکل زیر که ادامه نوسانات شکل 1 می باشد, بخوبی نشان می دهد که با برخورد قیمت به حد زیان روند نزولی ادامه پیدا کرده است.


فارکس بروکر فارکس

پوزیشن مثال فوق با حدود 50 پیپ زیان بسته شده است اما در صورت عدم تعیین حد زیاد, متحمل زیان حدود 200 پیپ می شدیم. 
روش های مختلفی برای تعین حد زیان وجود دارد. یکی از کاربردی ترین روش ها در نظر گرفتن ساپورت یا رزیستنس می باشد. مثلآ در پوزیشن فروش ابتدا می بایست رزیستنس کلیدی را در نظر بگیریم و حد زیان را اندکی بالاتر از آن قرار دهیم. زیرا شکسته شدن رزیستنس کلیدی اخطار بسیار مهمی برای ادامه حرکت صعودی می باشد. اینکه حد زیان پوزیشن ها چند پیپ باید باشد کاملآ به شرایط پوزیشن وابسته است. طبیعتآ معاملات بلند مدت تر به حد زیان بزرگتری نیاز دارند تا با نوسانات کوتاه مدت بازار بسته نشوند.

 باید بدانیم که هرگز قادر به کنترل نوسانات بازار نخواهیم بود بنابراین برای موفقیت می بایست کنترل رفتار و تفکرات خود را بدست بگیریم و پیروی از اصول و قواعد بازی را به ضمیر ناخودآگاهمان القا کنیم. یکی از این اصول پیدا کردن نقطه مناسب برای قرار دارن حد زیان و سپس محاسبه سایزمعاملات( متناسب با حد زیان و میزان ریسک) می باشد.
ارتباط بین میزان حد زیان و حد سود مسئله مهمی است که می بایست بدقت مورد توجه قرار گیرد. معمولآ به اشتباه پيشنهاد می شود در معاملاتی وارد شویم که حد سود از حد زیان بزرگتر باشد تا نسبت Reward to Risk پوزیشن بزرگتر از یک باشد اما باید احتمال وقوع هر کدام را نیز درنظر بگیریم. مثلآ اگر حد زیان هر پوزیشن 2% از سرمایه و حد سود 1% باشد, در شرایطی که احتمال وقوع سود نسبت به احتمال وقوع زیان, 3 به 1 باشد با محاسبات آماری بعد از 100 معامله رشدی معادل 27% سرمایه خواهیم داشت.
با بزرگتر کردن Stop Loss احتمال برخورد به آن کمتر می شود اما در صورت وقوع می تواند زیان زیادی ایجاد کند. بنابراین باید تعادلی بین حد زیان بالا و حد زیان پائین پیدا کنیم. برای مثبت بودن روند معاملات باید
احتمال برخورد حد سود * مقدار حد سود > احتمال برخورد حد زیان * مقدار حد زیان
برقرار باشد.
کوچکتر بودن حد زیان با ثابت نگهداشتن احتمال وقوع آن تاثیر فوق العاده ای در پرفورمنس بلند مدت خواهد داشت. دقت در پیدا کردن نقطه ورود مناسب به کمتر شدن زیان احتمالی کمک می کند.

فارکس بروکر فارکس

مثال : در شکل روند حرکت را صعودی میدانیم لذا اقدام به خرید خواهیم کرد. همانطور که مشاهده می کنید حد زیان شکل سمت چپ دو برابر حد زیان شکل سمت راست می باشد. این در حالیست که حد زیان در نقطه ثابتی قرار دارد. به عبارتی کم شدن حد زیان نه بواسطه تغییر نقطه خروج بلکه بواسطه تغییر نقطه ورود اتفاق افتاده است. کاملآ واضح است که قرار دادن نقطه ورود در اطراف ساپورت یا رزیستنس کلیدی موجب کمتر شدن زیان بدون افزایش احتمال وقوع آن می شود.

شما جزو کدام دسته از معامله‌گران هستید؟

شما جزو کدام دسته از معامله‌گران هستید؟ چه چیزهایی هستند که یک معامله‌گر خوب را از یک معامله‌گر عالی تفکیک می‌کنند؟ جرات، غریزه ، هوش و از همه مهمتر زمان سنجی.

 

همانطور که انواع زیادی از معامله‌گران وجود دارند، چارچوب‌های زمانی متفاوتی هم وجود دارند که به معامله‌گران کمک می‌کنند ایده‌های خود را گسترش و استراتژی‌های خود را اجرا کنند. همچنین، زمان سنجی به فعالان بازار اجازه می‌دهد که بتواند چیزهای مختلفی که تحت کنترل معامله‌گر نیستند را در نظر بگیرد. برخی از این موارد عبارتند از افزایش اعتبار در پوزیشن ها، تفاوت‌های جفت ارزهای مختلف و تاثیرات خبرهای منتظره و غیرمنتظره بازار. در نتیجه، زمان سنجی یکی از مهم ترین مسائلی است که باید زمان فعالیت در بازار تبادلات ارزی به آن توجه داشت و عاملی حیاتی است که بسیاری از معامله‌گران تازه کار آن را نادیده می‌گیرند.

آیا می‌خواهید که مهارت‌های معاملاتی خود را یک درجه ارتقا دهید؟ این مقاله را بخوانید تا اطلاعات بیشتری راجع به چارچوب‌های زمانی و نحوه استفاده مفید از آن‌ها به دست بیاورید.

چارچوب‌های زمانی متداول

با معیارهای متفاوت، دسته بندی‌های متفاوت و متنوعی از معامله‌گران به دست می‌آید. اما هنگامی که مسئله زمان مطرح باشد، معامله‌گران و استراتژیست‌ها به سه دسته اصلی تقسیم می‌شوند که عبارتند از: معامله‌گران روزانه، معامله‌گران نوسان و معامله‌گران پوزیشن.

1 – معامله‌گران روزانه

اجازه بدهید کارمان را با بررسی دسته‌ای که به نظر بیشترین تعداد معامله‌گران را در خود جای می‌دهد، آغاز کنیم، یعنی معامله‌گران روزانه. طبق تعریفی ساده می‌توان گفت که یک معامله‌گر روزانه در یک روز معامله می‌کند. این گروه از معامله‌گران عموماً بعد از بسته شدن یک جلسه معاملاتی پوزیشنی را حفظ نمی کنند و عموماً به معاملاتی به حجم بالا می‌پردازند.

در شرایط متداول، معامله‌گر روزانه عموماً به دنبال یک بازگشت سریع نرخ است و با حجمی در حدود 10 – 100 برابر حجم عادی معاملات، اقدام به معامله می‌کند. این بدان دلیل است که معامله‌گر می‌خواهد از یک تغییر کوچک در نرخ بیشترین سود را به دست بیاورد. در نتیجه، معامله‌گری که با چنین شرایطی کار می‌کند، تمایل دارد که از چارچوب‌های زمانی کوچک تر استفاده کند و دوره‌های زمانی 1 – 5 و 15 دقیقه را انتخاب می‌کند. به علاوه، معامله‌گران روزانه، برای کسب سود، بیشتر به الگوهای معاملاتی تکنیکال و جفت ارزهای پرنوسان توجه دارند. البته دیدگاه فاندامنتال بلند مدت نیز به این گروه کمک می‌کند، ولی این دسته از معامله‌گران بیشتر به دنبال فرصت‌های معاملاتی کوتاه مدت هستند.

یکی از این نوع جفت ارزها، جفت ارز پوند انگلیس/ ین ژاپن است . این جفت ارز نوسانات بسیار زیادی دارد و برای معامله‌گران کوتاه مدت بسیار عالی است؛ در حقیقت میانگین دامنه یک ساعته نرخ این جفت ارز 100 پیپ است. این میزان بسیار بالاتر از دامنه نوسانات جفت ارزهایی با حرکت کندتر مانند یورو / دلار آمریکا یا یورو / پوند است که در یک ساعت در حدود 10 – 20 پیپ نوسان دارند.

2 – معامله‌گران نوسان

معامله‌گر نوسان با استفاده از چارچوب زمانی بزرگ تر گاهی پوزیشن خود را برای چند ساعت و گاهی برای چند روز و یا حتی بیشتر باز نگه می‌دارد تا زمانی که تغییر مسیری در بازار دیده شود. معامله‌گر نوسان، برخلاف معامله‌گر روزانه، به دنبال کسب سود از ورود به بازار است با این امید که تغییری در مسیر بازار به پوزیشن او کمک کند. به این ترتیب، به نسبت فعالیت معامله‌گران روزانه، زمان سنجی در فعالیت معامله‌گران نوسان اهمیت بیشتری دارد. این گروه از معامله‌گران نیز مانند معامله‌گران روزانه، بیشتر به تحلیل‌های تکنیکال اهمیت می‌دهند تا تحلیل‌های فاندامنتال. یک معامله‌گر نوسانی با تجربه از جفت ارزهایی که نقدینگی بالاتری دارند مانند پوند انگلیس/ دلار آمریکا، استفاده می‌کند. به این امر توجه کنید که معامله‌گر نوسان می‌تواند بعد از روند نزولی شدید جفت ارز پوند / دلار آمریکا، در جایی که نقطه حداقل دوتایی تشکیل شده است سود بدست آورده و از بازار خارج شود. نقطه ورود می‌تواند ساپورتی که نرخ یک بار به آن رسیده است باشد تا معامله‌گر نوسانی بتواند از تغییر در روند به سود برسد. با این ترتیب معامله‌گر در طول دو روز می‌توانست 1400 پیپ سود کسب کند.

3 - معامله‌گر پوزیشن

این گروه از معامله‌گران که عموماً از بزرگترین چارچوب‌های زمانی بازار استفاده می‌کنند، به دلیل دیدگاهی که به بازار دارند از دو دسته دیگر تفکیک می‌شوند. این گروه، برخلاف معامله‌گران روزانه یا معامله‌گران پوزیشن، عموماً برنامه‌های بلند مدت تری را دنبال می‌کنند. استراتژی‌های این دسته دورهای زمانی روزانه، هفتگی، ماهانه و یا حتی سالانه دارد. در نتیجه این معامله‌گران به داده‌های تکنیکال توجه می‌کنند، ولی بیشتر بر مبنای الگوها و فرصت‌های فاندامنتال طولانی مدت اقدام به معامله می‌کنند. این گروه الگوهای اقتصادی، تصمیم گیری‌های سیاسی و وضعیت نرخ بهره را تحلیل و بررسی می‌کنند. دامنه گسترده ملاحظات این گروه، این امکان را به آن‌ها می‌دهد که در هر جفت ارزی که نقدینگی دارد اقدام به معامله کنند. این دامنه بسیاری از جفت ارزهای کشورهای گروه هفت و همچنین ارزهای کشورهای در حال توسعه را در بر می‌گیرد.

نکات دیگر

با در نظر داشتن سه گروه مختلف معامله‌گران، باید به این امر نیز توجه داشت عوامل مختلف دیگری هستند که به موفقیت این معامله‌گران کمک می‌کنند. آگاهی از چارچوب زمانی به تنهایی کفایت نمی کند. هر معامله‌گری باید برخی از اصول اولیه که بر معاملات تاثیر می‌گذارند را بشناسد.

افزایش اعتبار

افزایش اعتبار که بیشتر به عنوان شمشیری دو لبه شناخته می‌شود، بهترین دوست معامله‌گر روزانه است. با نوسانات کوچکی که در بازارهای ارزی ایجاد می‌شود، معامله‌گری که اعتبار افزوده نداشته باشد، مثل ماهیگیری است که چوب ماهیگیری ندارد! به عبارت دیگر، هر فرد ماهری بودن در اختیار داشتن ابزار نمی تواند از فرصت‌های موجود سودی کسب کند. در نتیجه معامله‌گر روزانه همیشه پیش از ورود به هر معامله این امر را در نظر دارد که چه میزان ریسک را می‌تواند بپذیرد و چه میزان سود می‌خواهد به دست بیاورد. به همین ترتیب، یک معامله‌گر روزانه نیز به میزان ریسک معاملات خود فکر می‌کند. با وجود اینکه در برخی اوقات معاملات این گروه برای نوسانات طولانی مدت تر بازار در نظر گرفته می‌شوند، این امکان وجود دارد که معامله‌گر پیش از آنکه به سود برسد، مدتی با روندی معکوس در بازار مواجه شود. در مثالی که در تصویر پایین مشاهده می‌کنید، می‌توانید ببینید که اگر معامله‌گری نوسانی پوزیشنی در جفت ارز دلار استرالیا / دلار آمریکا داشت، با چه میزان ریسک یا ضرر مواجه می‌شد. با نوسانگر اتفاقی که در این نمودار است، معامله‌گر ممکن بود در نقطه‌ای که یک تقاطع طلایی ایجاد شده است، وارد بازار شود. اما بعد از آن معامله‌گر می‌بایست دو یا سه روز ضرر را تحمل کند تا روند بازگردد و در مسیر مورد نظر او حرکت کند. افزایش اعتبار، این میزان ضرر را چند برابر می‌کند و ممکن است سطح نهایی ریسک / سود برای معامله‌گر قابل پذیرش نباشد.

جفت ارزهای متفاوت علاوه بر افزایش اعتبار، میزان نوسانات جفت ارزهای مختلف نیز باید در نظر گرفته شود. اینکه بدانید در یک معامله احتمالاً چه میزان ضرر خواهید کرد یک امر مهم است، اما اطلاع از سرعتی که روند می‌تواند در خلاف جهت شما هم عمل کند، اهمیت زیادی دارد. در نتیجه، باید برای جفت ارزهای مختلف از چارچوب‌های زمانی مختلف استفاده کرد. با در نظر داشتن این امر که جفت ارز پوند انگلیس / ین ژاپن گاهی در حدود 100 پیپ در هر ساعت نوسان دارد، می‌توان گفت که ممکن است این نوسان مشکلات زیادی را برای معامله‌گران روزانه به وجود بیاورد، اما این امر برای معامله‌گر نوسانی که می‌خواهد از تغییر روند بازار سود به دست بیاورد، شاید مفید هم باشد. به همین دلیل است که معامله‌گران نوسانی بیشتر به سراغ ارزهای اصلی کشورهای گروه هفت ، که نقدینگی بیشتری دارند می‌روند تا ارزهای کشورهای در حال توسعه و جفت ارزهای متقاطع. برای مثال جفت ارز یورو / دلار آمریکا از دید این گروه بر جفت ارز ین ژاپن / دلار استرالیا بر تری دارد.

انتشار اخبار

نکته نهایی اینکه معامله‌گران هر سه دسته باید به انتشار اخبار عادی و غیرمنتظره و نحوه تاثیر گذاری آن‌ها بر بازار توجه داشته باشند. این اخبار چه داده‌های اقتصادی باشند، چه کنفرانس‌های مطبوعاتی روسای بانک‌های مرکزی یا تصمیم گیری‌های ناگهانی درباره نرخ بهره، معامله‌گران هر سه گروه باید خود را برای آن‌ها آماده سازند.

در شرایط انتشار اخبار معامله‌گران روزانه بیشتر در معرض خطر هستند زیرا که ممکن است نوسانی شدید میزان ضرر آن‌ها را یکباره افزایش دهد و معامله‌گران نوسانی هم ممکن است با تغییر در جهت روند مواجه شوند. به همین دلیل است که برخی از معامله‌گران ترجیح می‌دهند معامله‌گر پوزیشن باشند و درگیر این مسائل نشوند. معامله‌گر پوزیشن با دیدگاهی بلند مدت تر و انتخاب هایی بهتر می‌تواند تاثیر این وقایع را بر پوزیشن خود کاهش دهد و آن را تنها به عنوان تغییری موقتی در نرخ در نظر بگیرد. این گروه از معامله‌گران از آنجایی که دیدگاهی بلند مدت تر را در نظر دارند، در برابر تغییرات ناگهانی نرخ موقعیتی ایمن تر دارند. مثال واضحی از این جریان را می‌توان در اولین جمعه هر ماه در زمان انتشار گزارش فهرست حقوقی مشاغل غیر کشاورزی آمریکا مشاهده کرد. با وجود اینکه معامله‌گران روزانه از معامله در بازارهای پرنوسان بعد از انتشار خبر سود می‌برند، معامله‌گرانی که پوزیشن بلند مدت دارند، به دلیل اهداف دوری که انتخاب کرده اند، در برابر این نوسانات محافظت شده هستند.

کدام چارچوب زمانی درست است؟

اینکه استفاده از کدام چارچوب زمانی درست است به معامله‌گر برمی گردد. آیا شما در بازارهای پرنوسان عملکرد خوبی دارید؟ یا اینکه ترجیح می‌دهید از معاملات طولانی تر کسب سود کنید و وضعیت ایمن تری داشته باشید؟ خوشبختانه شما مجبور نیستید حتماً در یکی از گروه‌ها بمانید. اجازه بدهید این امر را بررسی کنیم که چطور می‌توان با چارچوب‌های زمانی مختلف برای ایجاد یک پوزیشن سودآور در بازار استفاده کرد.

مانند معامله‌گر پوزیشن

به عنوان یک معامله‌گر پوزیشن اولین چیزی که باید در بازار تحلیل کنید اقتصاد است. اگر بخواهید طبق نمودار پایین معامله کنید باید اقتصاد انگلیس را بررسی کنید. بیایید فرض کنیم که شرایط جهان به گونه‌ای است که اقتصاد انگلیس همگام با اقتصاد دیگر کشورها در حال نزول است. بخش کارخانه‌ای افت می‌کند و تولیدات صنعتی کاهش    یافته اند و احساسات و مخارج مشتریان بد و بدتر می‌شود. این امر که سیاست گذاران برای افزایش نقدینگی و مصرف، از سیاست کاهش نرخ بهره استفاده می‌کنند وضعیت را بدتر کرده است زیرا که کاهش نرخ بهره موجب افت بهای ارز ی کشور می‌شود. از لحاظ تکنیکال نیز تصویر طولانی مدت از افت بهای این ارز در برابر دلار آمریکا خبر می‌دهد. در تصویر پایین شما دو تقاطع مرگ (death crosses) را در نوسانگر می‌بینید که با وجود رزیستنس مهمی که نرخ به آن رسید و نتوانست سیگنال نزولی ارائه کند، همراه شده است.

مانند معامله‌گر روزانه

بعد از اینکه روند بلند مدت را تعیین کردیم، که در این نمودار یک روند نزولی برای پوند انگلیس  فرصت هایی روزانه‌ای که به ما اجازه می‌دهند بر مبنای الگوهای ساده تکنیکال (ساپورت و رزیستنس) اقدام به فروش بکنیم را پیدا می‌کنیم. یک استراتژی مناسب دراین شرایط اقدام به فروش در زمان باز شدن بازار لندن ، بعد از اینکه دامنه نرخ در بازار آسیا شکل گرفت ، می باشد.

شاید روند عنوان شده بیش از حد ساده به نظر برسد، ولی در بسیاری از استراتژی‌های پیچیده از همین روند ساده استفاده می‌شود. معامله‌گران برای ارزیابی از میزان ریسک موجود در زمانی که می‌خواهند وارد بازار بشوند، ابتدا وضعیت طولانی مدت نرخ را در نظر می‌گیرند. انتقال دادن چنین دیدگاهی به نمودارهایی با چارچوب زمانی کوچک تر، نه تنها دید بهتری به ما می‌دهد، بلکه از ضررهای طولانی و غیرلازم جلوگیری می‌کند.

حرف آخر

آگاهی از استفاده‌های چارچوب‌های زمانی برای هر معامله‌گری اهمیت دارد. شما چه معامله‌گر روزانه باشید، چه معامله‌گر نوسان یا حتی معامله‌گر پوزیشن، چارچوب‌های زمانی جزو مهمترین مسائلی هستند که باید در طراحی و اجرای استراتژی‌های خود استفاده کنید. معامله‌گران تازه کار با درک و احتیاط لازم در این زمینه می‌توانند برای بهبود کار خود از دانش خود در زمان بندی معاملات و اجرای آن‌ها بهره بگیرند.

نوشته ریچارد لی

 ترجمه بیتا ابراهیمی

با 90 درصد بازندگان فارکس آشنا شوید!

چرا اکثر معامله گران ضرر می کنند ؟

1- زیرا اغلب می‌خواهند بر پایه شانس موفق شوند وسود بدست آورند.
2- زیرا حرص آنان بر نیازشان غلبه می‌کند.
3- زیرا آنان فکر می‌کنند معامله یک بازی شانسی است و نیازی به آموزش ندارد.
4- زیرا برخی از آنان تمایلی ندارند برای بدست آوردن علم پول پرداخت کنند.
5- استراتژی شخصی برای معامله ندارند.

تنها انسان‌های نادان با دو پای خود عمق آب را امتحان می‌کنند

وسواس موفقیت را تضمین نمی‌کند ولی کمبود آن تضمین کننده شکست است.
یک حقیقت تلخ وجود دارد که 90 درصد معامله گرانی که وارد بازار می شوند ضرر می‌کنند و تنها 10 درصد از آن‌ها موفق هستند و تنها دلیل آن این است که افراد موفق با علم و دانش وارد بازار می‌شوند و این دانش حد و مرزی را برا ی آن‌ها مشخص می‌کند.

تمام معامله‌گرانی که دست به معامله می‌زنند باید شعاری را سرلوحه خودشان قرار دهند:

  1. یاد بگیرند که چگونه یک موقعیت را پیدا کرده و دست به معامله بزنند.

  2. مدیریت سرمایه را یاد بگیرند

  3. صبور باشند و احساساتی نشوند

  4. اگر بازار با معیار های آنها  مطابقت نداشته  دست به معامله نزنند

با انجام ندادن موارد زیر از متضرر شدن خود جلوگیری کنید :

1-   به نظرات دیگران توجه نکنید (و فقط نظر آن‌ها را بشنوید)
2-   به دوست و رفیق خود اطمینان نکنید (و فقط نظر آنها را بشنوید)
3-   قوانین و مقررات لازم را برای ترید نادیده نگیرید (وقتی به یک معامله شک می‌کنید وارد آن نشوید)
4-   طبق ذهنیات خود معامله  نکنید (فکر کنم EUR/USD میرود بالا !!!!!!)
5-   طمع نکنید.
6-   عملکرد سایر تریدرها را دنبال نکنید.
7-   علائم و نشانه‌های هشدار دهنده را نادیده نگیرید
8-   به استراتژی که هر روز آن را عوض می‌کنید، عمل نکنید
9-   گروهی معامله انجام ندهید
10-  نبوغ و استعداد خود را نادیده نگیرید
11-  به هنگام انجام معاملات طرح ریزی برای زندگی شخصی و خصوصی خود نکنید
12-  فکر نکنید که ترید یک سرگرمی است
13-  در نظر گرفتن شانس و فرصت را با عملکرد خود برای ترید کردن اشتباه نگیرید 

دراین تجارت : دانش = در آمد  و  فقدان دانش = فقدان درآمد

90درصد معامله گرانی که دانش کافی ندارند و وارد بازار می‌شوند

تا به 10درصد افراد موفق سود می‌دهند.

چگونه می‌توانید ریسک خود را مدیریت کنید:

  • اگر چه شما نمی‌توانید مقدار سود خود را دراین بازار تعیین کنید، اما به راحتی می‌توانید ریسک یا حد ضرر خود را مشخص کنید.

  • ریسک شما نباید بیشتر از 3 درصد مارجین شما باشد.

  • بعد از بررسی‌های لازم اگر متوجه شدید ریسک این معامله خیلی زیاد است بهتر است از آن چشم پوشی کنید.

  • تنها 10 درصد از موجودی خود را در معرض ریسک قرار دهید.

  • هر گاه نسبت به باز کردن یک پوزیشن شک دارید دست به انجام معامله نزنید.

  • هرگز بدون دستور Stop loss یا حد ضرر وارد بازار نشوید.

  • توجه داشته باشید معامله گران موفق توجه خود را به هنر تجارت معطوف می‌کنند نه بدست آوردن پول.

  • تنها در صورتی موفق خواهید بود که بدون توجه به مسئله به دست آوردن پول به امتیاز بیندیشید.

  • هر گاه درحین معامله احساساتی شوید بدانید که احساساتی شدن علامت فیزیکی ضرر کردن است.

 قلبتان سریع و نا منظم می‌تپد. ماهیچه‌ها منقبض می‌شود، عصبی می‌شوید و اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهید.

معامله گر وقتی ضرر می‌کند احساس ضعف و نا امیدی می‌کند و به فکر چیزهایی می‌افتد که اغلب می‌گوید، من استراتژی مشخصی ندارم، من یک بازنده‌ام، خدایا به خانواده ودوستانم چه بگویم و .....

رهایی از شکستهای متوالی در بازار forex

 

اصلا چرا شکست میخوریم؟

یکی از دلایل واضح سر و کار داشتن با بازاری است که در هر ثانیه حرکت قیمتهارو به ما نشون میده و احساسات ما رو برای ورود به بازار و گرفتن تصمیم غلط هدف قرار میده واین احساس میگه اگر به زودی وارد نشوی فرصت را از دست خواهی داد و ما با تفکر به این که "خوب این اون جایی هست که زندگی من رو بهتر میکنه" بدون توجه به سیستممون یا اصلا نداشتن سیستم وارد بازار می شویم و خوب نتیجه رو هم اکثر تریدرها میدونن بازار بر خلاف جهت حرکت میکنه و ما همینطور منتظر هستیم که الان بر میگرده تا جایی که معمولا حسابهامون خالی میشه

دومین دلیل پیشبینی کردن اهداف قیمت هست که من از مخالفین سرسخت آن هستم و دوستانه بهتون میگم که پیشبینی کردن فقط شما رو دچار تعصب میکنه و از آن جا که حس میکنید تحلیل درستی انجام دادید و این بازار هست که داره اشتباه میکنه باز هم Call Margin خواهید شد. در این بازار هدف ما پول در آوردن است نه رقابت با مثلا دوستمون "دیدی قیمت خورد به اونجا که من میگفتم"این یعنی قمار.

 

سومین و ازنظر اینجانب حقیر خطرناکترین دلیل نداشتن علم کافی و اعتماد کردن به ایندیکیتورهای default متاتریدر هست که مطمینم همه شما با آنها و پریودهای معروفشون آشنایی دارید و بارها Divergence های غلط آن را دیده اید و متاسفانه زمانی شما متوجه میشوید که این یک واگرایی غلط بوده است که حداقل 100 تا 150 پیپ خود را از دست داده ایدو باید به این نکته خیلی مهم توجه داشته باشید که معمولا ما در انتهای هر روند دقیقا زمانی که ایندیکیتورها در مناطق Oversold یا Overbought قرار دارند شاهد حرکتهای بزرگی در همان مناطق هستیم.

 

چهارمین دلیل استفاده بیش از حد از ایندیکیتورهای مختلف هست که در اکثر سایتها و فرومها مثل نقل و نبات آماده استفاده میباشد و شما هرروز مجبور به تغییر سیستم خود میشوید و شخصیت باثباتی را که برای کارکردن در این بازار نیاز دارید کم کم از دست میدهید و راه خودتون رو تو این این جنگل گم میکنید و تصمیم گیری شما متزلزل میشود.

 

پنجمین دلیل نداشتن یک money management صحیح میباشد که خیلی کم رعایت میشود چون که یا آماتور هستیم و میخواهیم به سرعت سودهای بزرگ کسب کنیم یا ضرر کردیم و میخواهیم که به سرعت ضررهامون رو جبران کنیم.دوستان من بیش از 1% سرمایه خود را درگیر نکنید یا حداکثر 2%.