4 اشتباه بزرگ در محیط معاملاتی: ( بخش اول )

4 اشتباه بزرگ در محیط معاملاتی: ( بخش اول )

اشتباه اول : نداشتن یک طرح و برنامه معاملاتی:

لابد تابحال خیلی زیاد شنیده ایید که بعضی از این راه یعنی تریدینگ ثروتمند شده اند و این هم برای شما یک رویا است اما آیا داشتن این رویا بتنهایی کافی است البته که نه شما قبل از وارد شدن به این دنیا و پرداختن به حرفه تریدینگ باید کلی برنامه و پلان از پیش تعیین شده داشته باشید شما باید اهداف مناسب داشته باشید.!!؟

اگر میخواهید در این راه به سمت صحیح و درست هدایت شوید باید بدانید که دقیقا قرار است چه کاری انجام دهید زمانی که شما دارید یک طرح کاری میریزید چیزهای زیادی راجع به مسائلی که نمیداید میفهمید و پی خواهید برد که واقعا چه فاکتورهای مهمی برای رسیدن شما به سمت هدف مهم میباشند سپس خود را درگیر رسیدن به این طرح ها میکنید در این راه چیزهای زیادی یاد میگیرید چیزهایی که شانس شما را برای رسیدن به موفقیت بالا میبرد.

تریدرهای بسیار کمی پیدا میشوند که زمانی آغاز به معامله گری میکنند که قبلا بدقت راجع به اهداف و برنامه های خود فکر کرده اند و آن برنامه ها را تست کرده اند و اما در مقابل تعداد بسیار زیادی از تریدرها هم پیدا میشوند که عجول هستند و زمان زیادی را به آماده سازی خود و نقشه های خود صرف نمیکنند و یا اصلا طرح و نقشه درست  و حسابی ندارند اینها از شانس کمتری نیز برای رسیدن به موفقیت برخوردار هستند.

چرا تریدرها اشتباه شماره یک را انجام میدهند؟

در جواب این سوال باید بگوییم که دلایل زیادی برای این سوال وجود دارد اما مهمترین و مناسبترین پاسخ اینست که آنها میخواهند خیلی ساده و سریع پولدار شوند.در لایه های زیرین تفکرانها این خیال میگذرد که چرا باید زمان بسیار زیادی را صرف پیاده سازی طرح و برنامه کنیم ؟ یا اینکه چرا نباید بسرعت پولدار شویم؟

و با همین تفکر و طمع مرتکب اشتباهات بسیاری در معاملات خود میشوند اشتباهاتی که منجر به از بین رفتن زمان و سرمایه آنها میشود آنهم به همان راحتی که انها انتظار پولدار شدن داشتند.

دستورالعملی برای موفقیت:

در آنسوی این تفکرات تلاش کردن وجود دارد تریدرهای موفق میدانند که نیاز به کار سخت و با برنامه دارند آنها سخت کار میکنند تا بتوانند طرحها و برنامه های کاری خود را پیگیری کنند آنها تصمیمات خود را براحتی اتخاذ نمیکنند و برای آن مسائل زیادی را در نظر میگیرند .

اگر شما امیدوار هستید که یک تریدر خوب شوید در ابتدا باید هزینه اش را نیز بپردازید و اولین مرحله این روند اینست که وقت خود را برای پیاده سازی یک پلان کاری صرف کنید تا بتوانید کلیدهای ابتدایی که برای پیمودن مسیر نیاز دارید بدست آورید.

چگونه از این اشتباه ( اشتباه شماره 1 ) اجتناب کنیم:

اولین چیزهایی که شما نیاز دارید اختصاص دادن زمان زیاد ، تلاش و انرژی فراوان است و اینها برای این هستند که شما بتوانید تمام آدرسها و المنتها و کلیدهای رسیدن به موفقیت را بدست آورید و آنرا در برنامه خود پیاده سازی کنید.

شما باید دقیقا بدانید که چه چیزهایی در واقع به شما اجازه نمیدهد که به موفقیت دسترسی پیدا کنید اساسا این نقشه شما است که راه های رسیدن به موفقیت را برای شما از قبل تعیین و مشخص میکند.

فاکتورهای زیادی وجود دارد که شما باید قبل از وارد شدن به دنیای معاملاتی در ابتدا آنها را در نظر بگیرید فاکتورهای که برای مطالعه تجربیات شما و همچنین رشد این تجربیات اساسی و مورد نیاز هستند.

چند فاکتور مهم که قبل از هر چیزی و هر گونه معامله ایی به دانستن ان نیاز است عبارتند از :

به چه میزان سرمایه ایی برای معامله کردن نیاز داریم؟

این سوال را هر کسی ممکن است بپرسد واقعا به چه میزان سرمایه برای معامله کردن نیاز داریم؟ پاسخ اینست که به هر میزان سرمایه شما بیشتر باشد شما میتوانید میزان انعطاف پذیری بیشتری در معاملات خود داشته باشید و میتوانید در مقابل اتفاقات ناگهانی و غیر قابل پیش بینی مقاومتر باشید هر چه سرمایه شما بیشتر باشد با یک ضرر احساسات منفی کمتر به شما چیره میشود البته این بدین معنی نیست که با سرمایه زیاد ما باید ریسک را هم بسیار بیشتر و یا بزرگتر کنیم بلکه منظور اینست که آرامش یشتری در معامله کردن خواهیم داشت.

نکته دیگر اینکه سرمایه اولیه نباید انقدری باشد که با از دست رفتنش زندگی شما تحت تاثیر قرار بگیرد و در معرض خطر باشد سرمایه اولیه باید از پولی تهیه شده باشد که موفقیت تدریجی شما را بخطر نیاندازد زیرا در شرایط اینچنینی آرامش بیشتری از لحاظ روانشناسی در شما بوجود خواهد آمد.

پس از اینکه شما تصمیم برای معامله گرفتید مرحله بعدی تعیین میزان حجم یک معامله میباشد هرگز بیش از 5 درصد از سرمایه خود را درگیر یک معامله نکنید و به یاد داشته باشید که اولین وظیفه شما حفظ سرمایه است و نه زیاد کردن آن بنابراین میزان ریسک و حجم معامله قبل از ورود به معامله باید کاملا تعیین شده باشد.

چه مارکت و یا مارکتهایی برای معامله کردن ما مناسب هستند؟

تصمیم بعدی بازاری است که شما برای معامله کردن انتخاب میکنید باید بدانید که بازارهای مختلف تفاوتهای زیادی با یکدیگر دارند و این کاملا به نوع شخصیت شما بستگی دارد برخی از تریدرها فقط در یک نوع مارکت معامله میکنند مثلا سهام و برخی دیگر سرمایه خود را در مارکت سهام ، ارز و انرژی تقسیم میکنند و دلیلش اینست که اگر در یکی ضرر کردند ممکن است دردیگری سود کرده و ضرر را جبران کنند بنابراین این موضوع به نوع شخصیت و سرمایه شما بستگی دارد.

چه تایم فریمی برای معاملات ما مناسب است؟

تایم فریم معاملاتی میزان زمانی را برای شما مشخص میکند که شما مبتوانید یک معامله را در آن نگاه دارید شما قبل از ورود به یک معامله باید تعیین کنید که چه زمانی قرار است در معامله باقی بمانید بلند مدت و یا کوتاه مدت این تصمیم تاثیر بسیار زیادی بر روی نوع تعیین میزان ریسک در معامله دارد.

اگر شما شخصی هستید که از نگه داشتن یک معامله به مدت زیاد هراس دارید معامله بلند مدت برای شما مناسب نیست و باید سعی کنید معاملات کوتاه مدت انجام دهید و یا برعکس اگر شما روشتان دنباله روی از روند است معاملات کوتاه مدت نمیتواند پاسخگوی شما باشد و باید از نوع معاملات بلند مدت استفاده کنید.

این تصمیم اساسی است که شما قبل از ورود به یک معامله باید در رابطه با آن تصمیم بگیرید.

چه متدی را برای معامله کردن باید استفاده کنیم؟

زندگی امروز بسیار مکانیزه شده و همین تاثیر در سیستمهای معاملاتی ما نیز دیده میشود ابزارها و تحلیلهای بسیار زیادی برای معامله کردن وجود دارد و این به هیچ وجه چیز بدی نیست برخی سیستمها باعث شده اند که ما به هیچ وجه احساسات را در معاملات دخیل نکنیم و این از جهاتی خوب و از جهاتی نامناسب است.

یک متد معاملاتی باید بتواند به بسیاری از پرسشها قبل از ورود به یک معامله پاسخ دهد نوع معامله ، حجم معامله ، زمان ورود مناسب ، زمان خروج ، ومدیریت مواقع بحرانی مواردی هستند که باید در یک متد معاملاتی مورد بررسی قرار گیرد.

چه ضوابط و معیارهایی برای ورود به یک معامله قبلا باید در نظر گرفته شود؟

نوع معامله ، حجم معامله ، زمان ورود مناسب ، زمان خروج ، مدیریت مواقع بحرانی ، خروج با سود ، خروج با ضرر ، ورود مجدد ، نوع معامله و...

چه ضوابط و معیارهایی برای خروج از یک معامله و با کسب سود قبلا باید در نظر گرفته شود؟

 ادامه دارد...

 

آشنایی با چنگال های اندرو


آشنایی با چنگال های اندرو ( اندرو پیچفورک ) ( Andrews Pitchfork )

چنگال های “اندرو” (اندری) ، تکنیکی برای استفاده از روند ها می باشد. “آلن اندری” ابداع کننده این روش اعتقاد داشت خطوط روند کلاسیک کارایی بالایی در بازارها ندارند و خطوط روندی که از نقاط و پیوت های  بیشتری می گذرد بسیار کاربردی تر می باشد. در عین حال بر مبنای این خط مرکزی باید تمامی نوسانات قیمت را در بین دو بال، که کانالهایی را برای قیمت می سازند داشته باشیم.
برای ترسیم یک “چنگال اندرو” تحلیلگر به سه نقطه (پیوت) که آغازگر موج های جدید باشد، نیاز دارد و پس از ترسیم چنگال پیچفورک باید مشاهده نماید که آیا چنگالش سه اصل اساسی ترسیمی را رعایت کرده یا خیر.
همانطور که در شکل زیر مشاهده می شود برای ترسیم یک چنگال پیچفورک به سه نقطه (پیوت) آغاز موج نیاز داریم. نقاط A وC نقش های یکسانی در تغییر جهت قیمت داشته اند و نقطه B نقشی خلاف نقاط A و C برای جابجایی قیمت ایفا می کند. بدین معنی که اگر نقاط A وC روندهای صعودی جاری را تبدیل به روند نزولی کرده اند نقطه B روند نزولی جاری را تبدیل به صعودی کرده است. در ترسیم چنگال صعودی این نقش ها معکوس می شود.

usdjpyw07pitch

برای ترسیم یک چنگال به سه نقطه نیاز داریم که تا به اینجا با آنها آشنا شدیم. از این نقاط درک کردیم که تغییرات قیمت معمولا به صورت سینوسی و با تصحیح همراه هستند. برای ترسیم  خط میانه که بیشترین نوسانات را قیمت حول آن محور داشته است می توان ما بین نقاط B و C را شناسایی کرد(محدوده سبز رنگی که در تصویر بالا بین B و C وجود دارد) و خطی را از نقطه A به این نقطه میانی ترسیم کرد. این خط شیب و زاویه خاصی نسبت به تغییرات قیمت دارد که نوسانات بسیاری حول این محور است. به اندازه شیب خط میانی می توان به موازاتش خطوطی را از نقاط  B وC  ترسیم کرد. معمولا قیمت مانند شکل، حول این محور و خط میانی بارها نوسان دارد. در عین حال نسبت به قیمت چنگال های بالا و پایین که موازی با خط میانی ترسیم شده عکس العمل نشان می دهد.

اصول اساسی ترسیم یک چنگال “اندرو” مناسب

برای ترسیم یک چنگال “اندرو” سه اصل باید وجود داشته باشد تا چنگال ما برای استفاده مقبول باشد. این سه اصل به شرح زیر است:
الف) در یک چنگال اندرو (اندرو پیچفورک)  محدوده جابجایی قیمت حتما باید بین دو چنگال کناری(بال کناری) قرار گرفته باشد. بنابراین زمانی که قیمت از بین دو چنگال کناری خارج شود چنگال ترسیمی دیگر مورد تایید نخواهد بود.
ب) نقطه C در چنگال نزولی حتما باید بین نقاط A وB قرار گرفته باشد و در روند صعودی نقطه C باید بین نقاط A وB قرار گرفته باشد یعنی موج تصحیحی B به C حتما باید در محدوده نقاط A تا B باشد. اگر این اصل پا برجا نباشد و به عنوان مثال نقطه A بین نقاط B و C باشد نشانه دهنده این موضوع است که روندی قالب، در جهت صعودی یا نزولی در بازار وجود ندارد.
ج) اصل سوم نیز مانند اصل قبلی به این نکته اشاره دارد که نقطه C حتما باید بین نقاط A وB قرار گرفته باشد و نقطه B ما بین نقاط A و C نباشد. این مورد زمانی به وجود می آید که با وجود روند صعودی یا نزولی، تصحیحی کامل بین A تا B در نقطه C وجود ندارد.

اآشنایی با نحوه استفاده از چنگال “اندرو”

زمانیکه با ترسیم چنگالی کامل که تمامی اصول در آن رعایت شده است آشنا شدیم تکنیک هایی برای استفاده از چنگال “اندری” وجود دارد که می توانیم از آنها برای معامله در بازار استفاده کنیم.
1) روش استفاده اول از “چنگال اندری” زمانی است که با وجود ترسیم صحیح چنگال قیمت ها در بازار به سمت خط میانی چنگال حرکت نمی کنند. قیمت ها در روند نزولی اطراف بال پایینی و در روند صعودی اطراف بال بالایی حرکت دارند. این مساله که قیمت به خط میانی داخل چنگال نمی رسد می تواند نشانه ای از تضعیف قدرت روند جاری بازار در حالت فعلی باشد از این رو احتمال اینکه بال پایینی یا بالایی که قیمت حول آن خط در حال نوسان است شکسته شود بسیار محتمل است. شکل زیر نمونه ای از حالت اول ورود به معامله را برای یک چنگال صعودی نشان می دهد که با شکسته شدن خط بال پایینی می توان وارد معامله فروش شد.

gbpjpyh1jun2008pitch

2) قاعده دوم برای ورود به معامله زمانی ایجاد می شود که قیمت با اینکه به سمت خط میانی در حال حرکت است یک گپ(شکاف) در نزدیک خط میانی ایجاد می کند. گپ یا تثبیت قیمت در چنگال صعودی روی خط میانی و گپ یا تثبیت در چنگال نزولی زیر خط میانی نشانه ای پایداری روند در جهت فعلی می باشد. این موارد موقعیت های خوبی را برای ورود به معامله ایجاد می کنند. مثال این نمونه را در مثال زیر می توان مشاهده کرد.

eurusd15m3oct08pitch02

3) قاعده سوم استفاده از چنگال زمانی مورد استفاده برای ورود به معامله قرار می گیرد که خط میانی برای قیمت تبدیل به یک خط حمایت یا مقاومت می شود و از پیشروی قیمت در روند نزولی به زیر خط میانی و در روند صعودی از پیشروی قیمت به بالای خط میانی جلوگیری می کند.  معمولا برای استفاده از این ابزار در مورد ورود به معامله از شاخص نمای تکنیکی Stochastic استفاده می شود. اگرچه حالت بهینه برای ورود به معامله با مشاهده چنین وضعیتی که خط میانی چنگال حکم حمایت یا مقاومت را داشته، صبر کردن تا زمانی است که بال بالایی یا بال پایینی شکسته شود.

usdjpyw2007picht03

مزايا و جذابيتهای فارکس

مزايا و جذابيتهای فارکس

بازار فارکس با نقدینگی و حجم بسیار بالا رقابتی ترین بازار جهان است که به دلایل زیر تبدیل به بازاری جذاب برای معامله گران سرتاسر دنیا شده است:

  • حجم بالای سرمایه حاضر در بازار و نقد شوندگی سریع، حجم معاملات بطور میانگین 1900 میلیارد دلاردر روز می باشد

  • امکان جذب سرمایه های متفاوت، با حضور انواع کارگزاران، معامله گران با حداقل سرمایه هم می توانند در معاملات بازار شرکت جویند و با

    استفاده از اعتبار، تا ۵۰۰ برابر سرمایه خود قدرت خرید کسب نمایند

  • حضور بسیار زیاد معامله گران و رقابتی بودن بازار

  • امکان شرکت معامله گران در بازار فارکس از هر نقطه دنیا و در هر زمانی به کمک وسایل ارتباطی ساده نظیر اینترنت، تلفن و فکس

  • انجام 24 ساعته معاملات بدون وقفه و بطور شبانه روزی(بازار فقط در روزهای شنبه و یکشنبه تعطیل است)

  • فراهم شدن امکان آزمایش توانایی معامله گران پیش از وارد شدن به معاملات بوسیله حساب های مجازی

  • انعطاف بسیار زیاد معاملات به کمک مارجین مانند وارد شدن به بازار با فروش(و سپس خرید)

  • دسترسی بسیار ساده به نرخ های جهانی و یکسان در تمام دنیا با حداقل امکانات

با 90 درصد بازندگان فارکس آشنا شوید!

چرا اکثر معامله گران ضرر می کنند ؟

1- زیرا اغلب می‌خواهند بر پایه شانس موفق شوند وسود بدست آورند.
2- زیرا حرص آنان بر نیازشان غلبه می‌کند.
3- زیرا آنان فکر می‌کنند معامله یک بازی شانسی است و نیازی به آموزش ندارد.
4- زیرا برخی از آنان تمایلی ندارند برای بدست آوردن علم پول پرداخت کنند.
5- استراتژی شخصی برای معامله ندارند.

تنها انسان‌های نادان با دو پای خود عمق آب را امتحان می‌کنند

وسواس موفقیت را تضمین نمی‌کند ولی کمبود آن تضمین کننده شکست است.
یک حقیقت تلخ وجود دارد که 90 درصد معامله گرانی که وارد بازار می شوند ضرر می‌کنند و تنها 10 درصد از آن‌ها موفق هستند و تنها دلیل آن این است که افراد موفق با علم و دانش وارد بازار می‌شوند و این دانش حد و مرزی را برا ی آن‌ها مشخص می‌کند.

تمام معامله‌گرانی که دست به معامله می‌زنند باید شعاری را سرلوحه خودشان قرار دهند:

  1. یاد بگیرند که چگونه یک موقعیت را پیدا کرده و دست به معامله بزنند.

  2. مدیریت سرمایه را یاد بگیرند

  3. صبور باشند و احساساتی نشوند

  4. اگر بازار با معیار های آنها  مطابقت نداشته  دست به معامله نزنند

با انجام ندادن موارد زیر از متضرر شدن خود جلوگیری کنید :

1-   به نظرات دیگران توجه نکنید (و فقط نظر آن‌ها را بشنوید)
2-   به دوست و رفیق خود اطمینان نکنید (و فقط نظر آنها را بشنوید)
3-   قوانین و مقررات لازم را برای ترید نادیده نگیرید (وقتی به یک معامله شک می‌کنید وارد آن نشوید)
4-   طبق ذهنیات خود معامله  نکنید (فکر کنم EUR/USD میرود بالا !!!!!!)
5-   طمع نکنید.
6-   عملکرد سایر تریدرها را دنبال نکنید.
7-   علائم و نشانه‌های هشدار دهنده را نادیده نگیرید
8-   به استراتژی که هر روز آن را عوض می‌کنید، عمل نکنید
9-   گروهی معامله انجام ندهید
10-  نبوغ و استعداد خود را نادیده نگیرید
11-  به هنگام انجام معاملات طرح ریزی برای زندگی شخصی و خصوصی خود نکنید
12-  فکر نکنید که ترید یک سرگرمی است
13-  در نظر گرفتن شانس و فرصت را با عملکرد خود برای ترید کردن اشتباه نگیرید 

دراین تجارت : دانش = در آمد  و  فقدان دانش = فقدان درآمد

90درصد معامله گرانی که دانش کافی ندارند و وارد بازار می‌شوند

تا به 10درصد افراد موفق سود می‌دهند.

چگونه می‌توانید ریسک خود را مدیریت کنید:

  • اگر چه شما نمی‌توانید مقدار سود خود را دراین بازار تعیین کنید، اما به راحتی می‌توانید ریسک یا حد ضرر خود را مشخص کنید.

  • ریسک شما نباید بیشتر از 3 درصد مارجین شما باشد.

  • بعد از بررسی‌های لازم اگر متوجه شدید ریسک این معامله خیلی زیاد است بهتر است از آن چشم پوشی کنید.

  • تنها 10 درصد از موجودی خود را در معرض ریسک قرار دهید.

  • هر گاه نسبت به باز کردن یک پوزیشن شک دارید دست به انجام معامله نزنید.

  • هرگز بدون دستور Stop loss یا حد ضرر وارد بازار نشوید.

  • توجه داشته باشید معامله گران موفق توجه خود را به هنر تجارت معطوف می‌کنند نه بدست آوردن پول.

  • تنها در صورتی موفق خواهید بود که بدون توجه به مسئله به دست آوردن پول به امتیاز بیندیشید.

  • هر گاه درحین معامله احساساتی شوید بدانید که احساساتی شدن علامت فیزیکی ضرر کردن است.

 قلبتان سریع و نا منظم می‌تپد. ماهیچه‌ها منقبض می‌شود، عصبی می‌شوید و اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهید.

معامله گر وقتی ضرر می‌کند احساس ضعف و نا امیدی می‌کند و به فکر چیزهایی می‌افتد که اغلب می‌گوید، من استراتژی مشخصی ندارم، من یک بازنده‌ام، خدایا به خانواده ودوستانم چه بگویم و .....

معامله طبق برنامه و استراتژی

معامله طبق برنامه و استراتژی

انجام معامله موفقیت آمیز ، کار چندان ساده و آسان نیست و به مولفه های متعددی از قبیل دانش وسیع، درک شرایط بازار و نیز اعتماد به نفس و خونسری نیاز دارد .

باید بدانید، هر شخصی که ادعا کند شما می توانید بطور دائم در بازار تبادلات ارز ی سود و پول بدست آورید، فرد راست گویی نیست. معاملات ارز برحسب طبیعت بازار، فوق العاده تغییر پذیر هستند. علاوه بر آن، معامله با مارجین، نوسانات و تغییر پذیری قیمتها را شدیداً افزایش می دهد. بنابراین ما در بازاری معامله می کنیم که طبیعتاً ناپدار است. با این توضیح، منطقی است که بگوئیم به منظور انجام معامله موفقیت آمیز، یک معامله گر بایستی اطلاعات بنیادی ، اساسی و تکنیکی داشته باشد و بتواند تصمیم صحیحی را مطابق برداشت خود و با توجه به وضعیت و انتظارات بازار اتخاذ کند. در بازار ارز، زمان سنجی و ورود به موقع به معامله ، مهمترین عامل در انجام یک معامله موفقیت آمیز است، ولی بعضی اوقات تعیین زمان مناسب برای معامله، چندان مشخص نیست. هرگز انتظار نداشته باشید که در هر معامله ، سود کسب کنید.

در ادامه به نکاتی اشاره می شود که هر معامله گر موفق می بایست آنها را مد نظر داشته باشد:

با پولی معامله کنید که تحمل از دست دادن آن را داشته باشید:
انجام معامله در بازار تبادلات ارزی بر اساس حدس و تخمین می باشند و می توانند باعث ضرر و زیان شوند. در عین حال، این معاملات می تواند هیجان انگیز، نشاط آور و حتی اعتیاد آور باشد. هر قدر که شما به پول و سرمایه خود وابستگی بیشتری داشته باشید، تصمیم گیری با ذهن راحت و آسوده درباره آن مشکل تر خواهد بود. پول شما با ارزش است، اما با پولی که شما برای زندگی لازم دارید، هرگز نباید معامله کرد.

وضعیت بازار را مشخص کنید:
قبل از انجام معامله باید بدانید، بازار در چه وضعیتی است؟ آیا روند حرکت صعودی است ، نزولی و یا خنثی می باشد؟ آیا این روند قوی است یا ضعیف؟ و آیا این روند از خیلی قبل شروع شده یا روندی جدید است؟ بدست آوردن تصویر دقیق و واضح از موقعیت بازار، زمینه ساز انجام یک معامله موفقیت آمیز است.

دوره زمانی را که با آن معامله می کنید، مشخص نمایید:
بسیاری از معامله گران بدون مشخص کردن زمان خروج از معامله، اقدام به انجام معامله می کنند. البته جای تردید نیست که اولین هدف همه کسب سود است، با این حال معامله گر می بایست دقیقاً ذهن خود را معطوف به پیش بینی حرکات بازار نماید. برای انجام معامله،دقت نظر و پیش بینی در خصوص تعیین حرکت بازار در یک دوره زمانی معین امری ضروری است. یکی از مواردیکه در این زمینه باید در نظر گرفته شود، نقطه خروج از معامله است. اهمیت این مسئله، این است که ذهن خود را برای آن آماده می سازید و اگر چه مشخص کردن زمان دقیق خروج از معامله امکان پذیر نیست، اما مشخص کردن این زمان قبل از ورود به معامله بسیار مهم است. خصوصاً اگر شما معامله را به روش " اسکالپ" ( گرفتن چند پیپ و خروج سریع از معامله) انجام می دهید و یا حتی در معاملات بلند مدت، می بایست زمان خروج از بازار را معین نمایید. برای تعیین زمان خروج، دوره زمانی نموداری را که با آن معامله می کنید نیز اهمیت خواهد یافت. اگر تعداد معاملات شما در طول روز بالا باشد، تحلیل تکنیکی بر روی نمودارهای روزانه کم اهمیت است، و بهتر است که از نمودارهای 30دقیقه ای یا یک ساعتی استفاده کنید. علاوه بر این موارد، می بایست از ساعات شروع و خاتمه کار مراکز مالی و اقتصادی جهان نیز مطلع باشید و این زمانها را در هنگام انجام معاملات در نظر داشته باشید زیرا در این ساعات، نوسانات، نقدینگی و حرکتهای بازار تغییر محسوسی دارند.

زمان انجام معامله را مشخص کنید:
شما می توانید همگام و هم جهت با پتانسیل بازار اقدام به معامله کنید، اما ممکن است این کار را خیلی زود یا دیر انجام دهید. توجه به زمان معامله می تواند در نیجه آن موثر باشد. اخباری که در بازار اعلام می شوند، از قبیل CPI (شاخص بهای مصرف کننده)، اعلام میزان خرده فروشی و یا تصمیم بانکهای مرکزی برای افزایش نرخ بهره بانکی، می توانند حرکت قبلی بازار را تثبیت نمایند. توجه به زمانبندی معامله بدین معنی است که قبل از انجام معامله بدانید انتظار چه چیزی را دارید و پیشاپیش آنها را مشخص کنید. تحلیلهای تکنیکی می تواند به شما کمک کند تا تشخیص دهید که تغییر قیمت چه هنگام و چگونه صورت خواهد گرفت. در بخشهای بعدی، با تحلیل تکنیکال بیشتر آشنا خواهیم شد.

اگر شک دارید، معامله نکنید:
اگر درباره انجام صحیح یک معامله مطمئن نیستید و تردید داردید، وارد بازار نشوید.

با مقدار مشخص و منطقی معامله کنید:
معامله با مارجین به معامله گر امکان می دهد که با بهره گیری از ضریب افزایش سرمایه، به معامله بپردازد. انجام معامله با استفاده از تمامی ظرفیت مارجین (این میزان درACM 1% یا 0.5% است) می تواند به کسب سود یا ضرر قابل توجه منتهی شود. عاقلانه ترین راه آن است که با میزان کم و در دفعات متعدد وارد معامله شوید و بدین ترتیب خواهید توانست بر روی سایر ارزها نیز معامله انجام دهید. بطور خلاصه باید گفت، با مقدار معینی و مطمئنی به معامله بپرازید که از دست دادن آن مقدار شما را کاملاً از بازار خارج نکند و سرمایه شما از بین نرود ، به عبارت دیگر "همه تخم مرغ ها تان را در یک سبد قرار ندهید" . ACM بدون در نظر گرفتن میزان حجم معاملات، خدمات و قیمتهای یکسانی را ارایه می نماید، بنابراین اگر مشتری با معامله کوچک شروع کند هیچ چیزی را از دست نخواهد داد.

روند بازار را مشخص کنید:
آنچه اکثریت بازار در خصوص وضعیت و جهت آن در نظر دارد و حرکتی که انجام می دهد و یا انجام خواهد داد،، تمایل و گرایش بازار نامیده می شود. بطور کلی به این حرکت، روند گفته می شود. ممکن است این اصطلاح را شنیده باشید که "روند رفیق شماست " بدین معنی که که اگر شما در جهت صحیح و همراه روند بازار معامله می کنید، قطعاً موفق خواهید شد. البته باید خاطر نشان کرد که این برداشت، تصویری بسیار ساده و ابتدایی است چون یک روند ممکن است در هر زمان در جهت مخالف حرکت کند. تحلیلهای تکنیکی و بنیادی می توانند مشخص کنند که روند از چه زمانی شروع شده و آیا این روند قوی یا ضعیف است.

انتظارات بازار را در نظر داشته باشید:
انتظارات بازار مشخص کننده تمایلاتی است که بیشتر معامله گران و تحلیلگران از بازار و اخباری که در آینده نزدیک اعلام می شود، دارند. اگر آنها انتظار داشته باشند که نرخ بهره افزایش یابد و سپس چنین شود، تغییر زیادی در حرکتهای بازار دیده نخواهد شد، چون بازار قبلاً نسبت به اعلام این تغییر واکنش نشان داده و برای آن آمادگی داشته است، اما اگر خبر، برخلاف پیش بینی اعلام شود، بازار ناگزیر شدیداً به آن عکس العمل نشان خواهد داد.

از روشهایی که سایر معامله گران بکار می برند، استفاده کنید:
در شرایط ایده آل، همه معامله گران در انجام معاملات خود به اندیکاتور RSI 14 روزه توجه می کنند و تصمیمات انجام معامله را براساس آن انجام می دهند. در این صورت وقتی که RSI زیر سطح 30 باشد، همه با هم خرید خواهند کرد و در نتیجه قیمت افزایش خواهد یافت.البته می دانیم که همیشه شرایط ایده آل برقرار نمی باشد و همه معامله گران نیز از یک اندکاتور تکنیکی استفاده نمی کنند و روند، سطوح حمایت و مقاومتی را که بر روی نمودارها رسم می کنند، یکسان و همانند نیست. شاید یکی از عوامل تغییر قیمتها، تحلیلها و برداشتهای متفاوتی است که از بازار وجود دارد. با این حال، هنوز هم معامله گران فقط از تعداد محدودی از ابزارهای تکنیکی استفاده می کنند. معرفترین این اندیکاتورها، RSI 9 و 14 روزه ، خطوط روند و سطوح حمایت و مقاومت، فیبوناچی ریتریسمنت، اندیکاتور MACD و میانگین متحرک توزیعی 9، 20 و 40 روزه هستند. هر چه بیشتر بدانید که معامله گران به چه روشی عمل می کنند و چه چیزهایی را در نظر می گیرند، تحلیلها و حدس های شما دقیقتر خواهد شد. دلایل این امر یک قاعده ساده ریاضی است: در یک قیمت معین، هر چه تعداد خریداران نسبت به فروشندگان بیشتر باشد، روند حرکت بازار صعودی خواهد شد و بلعکس.

اندیکاتور تکنیکال فارکس

اندیکاتور تکنیکال فارکس یعنی چه؟

اندیکاتورهای تکنیکی به مجموعه ای از اطلاعات گفته می شود که از آنها برای پیش بینی تغییرات و نوسانات ارز استفاده می شود. در این بخش، معروف ترین اندیکاتورهای تکنیکی که در بازار فارکس کاربرد دارند معرفی می شوند و شما می توانید با چگونگی کارکرد و استفاده از آنها برای تحلیل های تکنیکال خود آشنا شوید.


شاخص قدرت نسبی (RSI):

این شاخص یکی از اندیکاتورهای معروف در بازار فارکس است. اندیکاتور RSI نسبت حرکات صعودی و نزولی را اندازه گیری می کند و مقدار بدست آمده را طوری تعیین می کند که عددی مابین 0 تا 100 خواهد بود. اگر اندیکاتور RSI عدد 70 یا بزرگتر از آن را نشان دهد، بیان کننده آن است که قیمت در وضعیت حد اشباع خرید قرار گرفته است (در واقع قیمت بیش تر از حد انتظار بازار افزایش یافته است) و اگر RSI عدد 30 و یا کمتر از آن را نشان دهد به این معنی است که قیمت در محدوده اشباع فروش قرار دارد (در این وضعیف قیمت بیشتر از حد انتظار بازار سقوط کرده است).

 

نوسان نمای استوکاستیک:

این اندیکاتور برای مشخص کردن وضعیت حد اشباع خرید/ فروش در مقیاس 0 تا 100% بکار می رود. این اندیکاتور بر پایه این نظریه است که هنگامی که قیمت در روندی صعودی قرار دارد، در قیمت های پایانی بیشتر تمایل به ادامه حرکت به سمت بالاترین قیمت دوره دارند و عکس آن، هنگامی که قیمت در روندی نزولی است، در قیمتهای پایانی، بیشتر تمایل به ادامه حرکت به سوی پایین ترین قیمت یک دوره دارند. در محاسبه استوکاسیک از دو خط K% و D% استفاده می شود. که این دو برای مشخص کردن محدوده اشباع خرید و فروش بکار می روند. واگرایی بین خطوط استوکاستیک و قیمت سهام می تواند نشان دهنده سیگنال قدرتمندی برای معامله باشد.



میانگین متحرک واگرایی و همگرایی (MACD):

این اندیکاتور از دو خط تشکیل شده است . MACD اختلاف بین دو میانگین متحرک نمایی با یک خط سیگنال که خود یک میانگین متحرک نمایی است می باشد. اگر MACD و خط سیگنال با هم برخورد کنند، این امکان وجود دارد که روند تغییر کند .



تئوری اعداد:

اعداد فیبوناچی:
اعداد فیبوناچی مجموعه اعدادی با ترتیب (...1.1.2.3.5.8.13.21.34) می باشند و بدین صورت محاسبه می شوند که با جمع دو عدد اول، به عدد سوم می رسیم. نسبتی که هر یک از این اعداد به عدد بعدی خود دارند 62% است و این درصد، یکی از سطوح معروف فیبوناچی در حرکات اصلاحی است. در نقطه مقابل سطح 62%، سطح 38.% قرار دارد که آن هم یکی دیگر از سطوح فیبوناچی در حرکت اصلاحی بشمار می رود.(این سطوح با تئوری امواج الیوت که در پایین به آن خواهیم پرداخت بکار می روند)


اعداد گن:
دابلیو. دی گن یک معامله گردر بازار سهام و کالا بود که در دهه 50 زندگی می کرد و مشهور است که توانست 50 میلیون دلار از بازار کسب سود کند. وی از شانس و بخت خود استفاده کرد و روشی را ابداع کرد که با آن به معامله سهام پرداخت و پایه و اساس این روش ارتباط بین حرکت قیمت و زمان است. این روش به زمان/ قیمت معروف است. توضیح در خصوص روش گن چندان ساده نیست اما در کل باید گفت وی بر روی نمودار، از زاویه ها استفاده می کرد تا سطوح حمایت و مقاومت را بدست آورد و با این روش زمان تغییر روند را نیز مشخص می کرد. همچنین وی با استفاده از خطوط به پیش بینی سطوح حمایت و مقاومت نیز می پرداخت.


امواج:

تئوری امواج الیوت:
این تئوری روشی برای تحلیل بازار است که بر اساس الگوهای تکرار شونده امواج و اعداد فیبوناچی می باشد. الگوی ایده آل و کامل امواج الیوت از پنج موج صعودی به همراه سه موج نزولی تشکیل شده است.



شکاف ها(Gaps):

گپ یا شکاف، فضاهایی هستند که مابین نمودارهای ستونی قرار داشته و در این فضا هیچ معامله ای صورت نگرفته است.

  • یک گپ صعودی هنگامی تشکیل می شود که پایین ترین قیمت در یک روز معامله، بالاتر از قیمت بالای روز گذشته قرار می گیرد.

  • یک گپ نزولی هنگامی تشکیل می شود که بالاترین قیمت در یک روز معامله، پایین تر از قیمت پایین روز گذشته قرار می گیرد. بطور معمول، ایجاد یک گپ صعودی، به معنای قدرت بازار برای صعود و برعکس، ایجاد یک گپ نزولی، نشانه تضعیف بازار است. سه نوع گپ وجود دارند:

  • گپ شکست، یک شکاف در قیمت و هنگامی تشکیل می شود که یک الگوی مهم قیمت در حال اتمام است. این گپ، معمولاً نشانه شرویع یک حرکت مهم دیگر می باشد.

  • گپ فرار، یک شکاف در قیمت و معمولاً در میانه یک روند مهم رخ می دهد ،به همین دلیل به آن گپ اندازه گیری نیز می گویند.

  • گپ خسته، یک شکاف در قیمت و در پایان یک روند مهم ظاهر می شود و نشان دهنده آن است که روند در حال اتمام است.

روندها:

روند به معنای جهت حرکت قیمت است. حرکت صعودی و نزولی افزاینده، روند صعودی را تشکیل می دهند و برعکس، حرکت نزولی و نزولی کاهشی، بوجود آورنده روند نزولی هستند. روندها نشان دهنده حرکت شیب دار قیمت می باشند. شکسته شدن خط روند معمولاً نشانه شروع یک حرکت بازگشتی است. به انجام حرکت در روندی یکنواخت افقی، روند خنثی گفته می شود.

میانگین های متحرک برای مشخص کردن اطلاعات مربوط به قیمت بکار می روند تا بدین وسیله، حرکت روند ها تایید شده و سطوح حمایت و مقاومت مشخص گردد. همچنین آنها برای مشخص کردن یک استراتژی معاملاتی خصوصاً در معاملات سلف و یا بازارهایی که روند صعودی و نزولی قوی دارند، بکار می روند.

در یک میانگین متحرک ساده، میانگین قیمت در طول یک دوره زمانی محاسبه می شود به این صورت که در هر روز، قدیمی ترین قیمت از میانگین خارج شده و با قیمت جاری، جانشین می شود. میانگین متحرک نمایی و وزنی نیز به همین روش محاسبه می شوند اما با این تفاوت که بیشتر توجه به قیمت جاری می باشد.

الگوهای نمودارها:

در زیر نمونه هایی از الگوهای نموداری را می بینید (الگوی مثلث، مستطیل، سر و شانه ها):

هج

همبستگی ارزها و استفاده از آنها

یک معامله گر حرفه ای برای ورود به بازار فقط و فقط بروی یک جفت ارز معامله نمی کند و برای تعدیل ریسک و اطمینان بیشتر از جفت ارزهای مختلف بطور همزمان استفاده می کند. بعنوان مثال اگر شما تصمیم به خرید یورو در مقابل دلار امریکا را دارید می توانید همزمان با این خرید، پوند در مقابل دلار امریکا را نیز بخرید. در واقع بجای خرید با یک لات از یورو و دلار شما می توانید نیم لات یورو دلار و نیم لات پوند دلار را خریداری کنید، حال این سبک معامله چه مزیتی دارد و اصلا چرا شما پوند دلار را انتخاب کردید
فرض کنید شما به جدول همبستگی ارزها مراجعه کردید و با مطالعه جدول که در ادامه توضیح داده می شود به همبستگی مثبت نود درصدی یورو دلار و پوند دلار پی بردید، این همبستگی به شما می گوید که اگر یورو دلار افزایش یابد پوند دلار نیز افزایش می یابد، به عبارت دیگر اگر یورو دلار یک پوینت بالا رود نود درصد احتمال بالا رفتن پوند دلار نیز وجود دارد.
چون حرکت این دو جفت ارز بسیار شبیه به یکدیگر است بنابراین این دو جفت ارز را می توان یکی فرض کرد و میزان لاتی را که برای خرید خود در نظر گرفته بودیم را بین این دو جفت ارز تقسیم کنیم. حرکت یکسان این دو جفت ارز باعث تولید شدن دو نمودار شبیه به هم می شود، زمانی که شما می خواستید بروی یورو دلار به تنهایی معامله کنید تنها یک نمودار برای مطالعه داشتید اما با کمک جدول همبستگی ها شما نمودار دیگری مثل پوند دلار را پیدا کردید که تحلیل آن برای پیش بینی یورو دلار نیز مفید است، به همین ترتیب شما می توانید تعداد زیادی نمودار که مشابه با نمودار یورو دلار است را مطالعه کنید و با دقت بیشتری حرکت یورو دلار را تحلیل کنید، فرض کنید در معامله فوق شما به درستی حدس زده باشید که یورو دلار افزایش می یابد پس شما در این خرید به میزان نیم لات سود دهی داشتید و از طرف دیگر چون حرکت پوند دلار بسیار مشابه با یورو دلار بوده نمودار آن هم بالا رفته و به شما با نیم لات دیگر سود رسانده، اما چون شباهت این دو صد در صد نبوده پوند دلار با کمی تاخیر نسبت به یورو دلار وارد سود می شود و این تاخیر زمانی همان کاهش ریسک در این معامله میباشد چون اگر تحلیل شما اشتباه می بود و یورو دلار وارد ضرر می شد شما با نیم لات ضرر می کردید و قبل از اینکه پوند دلار وارد ضرر شود خرید خود را بروی آن متوقف می کردید. در واقع با این روش سود شما همان یک لاتی است که می خواستید و ضرر شما کمتر از یک لات بوده اما به خاطر داشته باشید که همیشه جفت ازرها یی مانند مثال فوق با هم همبستگی ندارند و شما می بایست هر روز به جدول همبستگی ها نگاه کنید که اگر یورو دلار و پوند دلار همبستگیشان را از دست داده باشند شما به دنبال جفت ارزهای دیگر باشید برای شما مثال دیگری میزنم:
با تحلیل نمودار طلا به این نتیجه رسیدیم که قیمت طلا افزایش می یابد قبل از خرید طلا به جدول همبستگی ها مراجعه می کنیم متوجه می شویم که طلا با یورو ین همبستگی بالایی دارد بعد از مطالعه نمودار یورو ین متوجه می شویم که یورو ین در حال سقوط است بنابراین یا طلا بزودی سقوط میکند یا یورو ین مسیرش عوض می شود و مانند طلا به سمت بالا میرود برای خارج شدن از این سردرگمی به دنبال نمودار سومی می گردیم که با این دو نمودار همبستگی بالایی دارد حال اگر تحلیل نمودار سوم به عنوان مثال پوند ین بود و ما را به این نتیجه رساند که پوند ین افزایش می یابد می توانیم انتظار داشته باشیم که یورو ین نیز بزودی روند صعودی خود را مانند طلا و پوند ین آغاز کند. به این ترتیب ما می توانیم بجای خرید طلا به تنهایی در کنار آن یورو ین و پوند ین را خریداری کنیم و اگر در نهایت تمامی تحلیل های ما اشتباه می بود به دلیل تاخیر حرکتی در این سه نمودار ما می توانیم در بهترین نقطه از بازار خارج شویم و کمترین ضرر را متحمل شویم به این ترتیب همیشه بیشترین سود و کمترین ضرر را نسبت به تحلیل خودمان داریم.
اگر به جدول همبستگی ها مراجعه کنید اعداد مثبت و منفی می بینید که عدد مثبت نشان دهنده این است که جفت ارزها حرکت مشابه و یکسان دارند و عدد منفی نشان دهنده حرکت در خلاف جهت یکدیگر است اعداد کمتر از شصت دارای همبستگی ضعیف و بی ارزش هستند و اعداد بالای هشتاد همبستگی بالا و با ارزشی دارند.
همبستگی های منفی و بالای هشتاد نیز مانند همبستگی مثبت بالای هشتاد با ارزش است بعنوان مثال اگر یورو دلار همبستگی بالای هشتاد و منفی با دلار سوییس فرانک داشته باشد می توانید همزمان با خرید یورو دلار به مقداری دلخواه از لات دلار سوییس فرانک را بفروشید.
شما می توانید میزان همبستگی ها را محاسبه کنید اما با استفاده از جدول های آماده می توانید زمان بیشتری را به تحلیل خود اختصاص دهید.


معامله به روش Hedge

اگر مبحث همبستگی ارزها را قبلا مطالعه کردید مطالب مربوط به هدج قابل لمس تر خواهد بود، استفاده از این روش بسیار متداول است و در عین حال بسیار متنوع و به نظر من با این روش شما بالا ترین میزان امنیت را در معاملاتتان خواهید داشت. منظور از هدج باز کردن پوزیشن ها در جهت خلاف یکدیگر است، با فرض اینکه بدانیم یورو دلار و یورو پوند دارای همبستگی بالای هشتاد و مثبت است در اینصورت میتوانیم این دو جفت ارز را برای هدج استفاده کنیم برای انجام این کار نیاز به یک نمودار مادر و دو جفت ارز که از این نمودار مشتق شده اند داریم.
جفت ارز یورو پوند را در نظر بگیرید، این جفت ارز بعنوان جفت ارز مادر در نظر گرفتیم و قرار نیست که بطور مستقیم روی آن خرید یا فروش انجام دهیم، فرض کنید یورو پوند دارای روند صعودی است پس میتوان گفت یورو قوی تر از پوند است چون اگر یورو پوند را یک کسر فرض کنید و حاصل این کسر یک نمودار صعودی باشد می توان نتیجه گرفت صورت کسر عددی بزرگتر از مخرج کسر دارد بنابرین به این نتیجه میرسیم که در حال حاضر قدرت یورو بیشتر از پوند است پس اگر دو کسر دیگر با مخرج های یکسان با یورو و پوند بسازیم باز هم کسر دارنده یورو قویتر از کسر دارنده پوند است برای مثال یورو دلار و پوند دلار دارای مخرج مشترک دلار هستند و چون یورو قویتر از پوند بوده پس نمودار یورو دلار به میزان بیشتری نسبت به نمودار پوند دلار بالا میرود پس مطالب فوق را جمع بندی می کنیم.
با مشاهده حرکت صعودی یورو پوند به این نتیجه میرسیم که نمودار یورو دلار به میزان بیشتری نسبت به نمودار پوند دلار بالا میرود و چون طبق جدول همبستگی می دانیم که یورو دلار با پوند دلار همبستگی مثبت و بالای هشتاد دارد میتوانیم شروع به هدج کردن این دو جفت ارز کنیم.
مادامی که یورو پوند صعود می کند یورو دلار را می خریم و پوند دلار را می فروشیم و هنگامی که در مجموع این دو جفت ارز وارد سود شد آنها را همزمان می بندیم زمانی که یورو پوند به سمت بالا می رود خرید ما بروی یورو دلار وارد سود می شود و فروش ما بروی پوند دلار وارد ضرر می شود به این ترتیب بخشی از سود ما توسط زیان پوزیشن دیگر از بین میرود اما چون ما روند جفت ارز مادر را درست حدس زده بودیم در مجموع وارد سود می شویم و اگر ما در تشخیص روند جفت ارز مادر اشتباه کرده بودیم یا روند به یکباره عوض شود میزان زیادی از ضرر ما توسط سود پوزیشن دیگر بالانس می شود و ما در تغییرات ناگهانی بازار با ضرر های بزرگ مواجه نمی شویم بنابراین هدج یکی از مطمئن ترین روشها برای معامله است که دارای سود کم می باشد اما مطمئن است، که با افزایش میزان لات یا افزایش تعداد پوزیشن ها می توان میزان سود را نیز بالا برد به خاطر داشته باشید اصلی ترین فاکتور در این روش تشخیص صحیح روند جفت ارز مادر است و همیشه مراقب باشید که جفت ارزهای معاملاتی شما دارای همبستگی بالای هشتاد و کمتر از نود باشند.

آموزش كار با وب ماني

ن�­وه كار با Webmoney
1). روی آیکون برنامهWebmoney کلیک نمائیدتا پنجره زیر برای شما نمایش یابد، گزینه Login را انتخاب نمائید، از لیست آبشاری که در تصویر زیر با شماره 2 نمایش داده شده WMID خود را انتخاب نمائید سپس Password خود را در وارد نموده و دکمه Ok را بزنید تا وارد برنامه شوید.

 
2). در صف�­ه اصلی سیستم 4 Tab وجود دارد که عبارتند از Contacts, Purses, Incoming, My webmoney

 
 
 Contact:  کلیه اعضائی که تاکنون با آنها ارتباط مالی و یا ارسال massage داشتیم در این قسمت لیست شده اند. ضمنا در این قسمت سرویس های وب مانی نیز وجود دارند که می توانیم با کلیک بر روی هر یک از آنها ارسال پیغام داشته باشیم.
 
 
 Incoming:   کلیه ارسال های مالی و یا پیغام های جدید در این قسمت وارد می شود وما با بازکردن آن متوجه نقل انتقالات جدیدمالی و یا پیغام جدید میشود.
 
 
 Purses:  در این قسمت کلیه کیف پولهای مالی قرار گرفته است (طریق ایجاد کیف پول در ذیل توضی�­ داده شده
  است)
 
 
 My Webmoney:   در این قسمت توضی�­اتی در خصوص سرویس های وب مانی وجود دارد و ما می توانیم با ن�­وه کار همه سرویس های وب مانی آشنا می شویم.ضمنا برخی از مراکزی که خدمات خود را با دریافت و یا پرداخت وب مانی انجام می دهد لیست شده است.
 
 
 
طريقه ايجاد كيف پول
شما برای مدیریت دریافت وب مانی می توانید �­ساب های جدید داشته باشید.(مثلا �­ساب دلاری).
 
1) برای ایجاد کیف پول مسیر Menu/Purses/New را طی نمائید. و یا بر روی دکمه Create کلیک نمائید تا پنجره زیر نمایش یابد.
سپس نوع ارز را تعیین نموده (1) و برای کیف پول نامی را تایپ نمائید (2) و دکمه Next (3) را کلیک نمائید.
 
 
2) در پنجره ظاهر شده I accept را تیک زده و دکمه Next را بزنید تا پنجره زیربرای شما نمایش یابد، دکمه Finish را بزنید تا کیف پول ایجاد گردد.

 
 
طریقه ارسال پول از طریق کیف پولها
ابتدا بر روی کیف پول راست کلیک نمائید سپس گزینه Send WM را انتخاب نموده و گزینه to a Webmoney Purse را انتخاب کنید تا پنجره Send Webmoney باز شود.
 
در قسمت From می توانید توسط لیست آبشاری کیف پول خود را که می خواهید از آن ارسال پول انجام شود را تغییر دهید.

در قسمت To و در فیلد Purse شما �­ساب وب مانی گیرنده را وارد نمائیید.در فیلد Amount مقدار پول ارسالی را مشخص نمائید.

در قسمت Description توضی�­ات لازم در زمینه ارسال پول را برای گیرنده تایپ نمائید.با استفاده از آیتم Code-Protected می توانید برای امنیت ارسال پول کدی را توسط سیستم برای گیرنده پول ایجاد نمائید، برای استفاده از این آیتم Code-Protected را در این صف�­ه تیک بزنید و دکمه Next را بزنید تا پنجره زیر نمایش یابد.
 
 
برای Code Protect در فیلد Protection Period می توانیم به �­سب روز زمانی را مشخص نمائیم. در صورتیکه فرد گیرنده درطی زمان اعلام شده اقدام به دریافت پول از طریق Code Protect ننماید پول مجددا به �­ساب اولیه بر می گردد.(توسط دکمه Change سیستم Code Protect جدیدی به شما می دهد) در پایان بعد از انجام کلیه مرا�­ل فوق کلید Send را می زنیم.
 
 
در مر�­له بعد در صورتيكه براي اولين بار باشد كه از�­سابتان به �­ساب شخص ديگري مبلغ ارسال مي كنيد بايد Wmid شخص را در Contact ليست اضافه نماييد، پنجره زير به صورت خودكار نمايش داده مي شود و از شما خواسته مي شود كه Wmid شخص را در ليست خود وارد نماييد . دكمه Add this WMID to contact list... را كليك نمائيد.
 
 
سپس پنجره زير نمايش مي يابد.در اين پنجره دكمه Add را كليك نماييد.
 
 
در پنجره بعدي كد نمايش داده شده را وارد نماييد و دكمه Next را كليك كنيد.
 
 
سپس دكمه finish را كليك نماييد.
 
 
در اين مر�­له دكمه next را كليك كنيد.
 
 
در اين مر�­له اطلاعاتي را كه وارد كرده ايد را تاييد نماييد و كد پروتكت را براي خود در جايي يادداشت نماييد
 
 
در مر�­له بعد رمز عددي اعلام شده را وارد نماييد .
 
 
در انتها به شما پيغام موفقيت آميز بودن انتقال پول شما اعلام مي شود و با كليك بر روي close مرا�­ل به پايان مي رسد.
 
 

الگوهای قیمتی هارمونیک

جلسه شانزدهم: الگوهای قیمتی هارمونیک

الگوهای قیمتی هارمونیک
اصول استفاده ازالگوی AB=CD، نحوه رسم و کاربرد
اصول استفاده ازالگوی Gartley، نحوه رسم و کاربرد
اصول استفاده ازالگوی Butterfly، نحوه رسم و کاربرد
اصول استفاده ازالگوی Bat، نحوه رسم و کاربرد
اصول استفاده ازالگوی Crab، نحوه رسم و کاربرد

الگوهای قیمتی هارمونیک

الگوهای جدید فیبوناچی به مانند الگوهای کلاسیک از کنار هم قرار گرفتن معنی دار موج های حرکتی بازار به وجود می آیند. این الگوها به مانند الگوهای کلاسیک موج ها یا هدف های قیمتی تعیین شده در بازار را برای ما پیش بینی می کنند. تشخیص این الگوها مقداری از تشخیص الگوهای قیمتی کلاسیک مشکل تر می باشد دلیل این امر، وجود نسبت های فیبوناچی در کنار اشکال تشکیل شده می باشد. توصیه می شود برای تشخیص و استفاده از این الگوها سعی کنید از قبل در پیدا کردن نسبت های فیبوناچی با الگوها تلاش کنید تا پس از تشکیل موج آخر آماده ورود به بازار شوید و فرصت را از دست ندهید. در مورد این الگوها نیز حتما در قیمت از پیش تعیین شده وارد شوید و در صورتی که الگو را درست تشخیص دادید زمان و قیمت ورود مناسب را از دست ندهید.
معمولا حد ضرر تمامی این الگوها 15 درصد از اندازه موج آخر حرکتی می باشد که از نقطه ورود به معامله به موج آخر اضافه می شود. حد سود هر الگو نیز بر حسب تعریف الگو متغیر می باشد. در زیر توضیحات تصاویر و مثالهای هر الگو را می توانید مشاهده کنید.

اصول استفاده ازالگوی AB=CD، نحوه رسم و کاربرد

الگوی AB=CD عمومی ترین الگو از مجموع الگوهای فیبوناچی می باشد که به نسبت دیگر الگوها تشخیص آن آسان تر می باشد. همانطور که در شکل مشاهده می کنید برای تشکیل این الگو دو نسبت فیبوناچی باید همخوانی داشته باشد. در زیر مثال بازگشت نزولی الگوی AB=CD نمایش داده شده است. الگوی بازگشت صعودی AB=CD با همین درصدها اما در حالت معکوس شکل می باشد.
-    نقطه C تا 61.8 یا 78.6 درصد فاصله AB بازگشت دارد.
-    نقطه D(قیمت ورودی) تا 127.2 یا 161.8 Extension فاصله BC حرکت دارد.
-    پس از ورود در نقطه D هدف سود این معامله 61.8 درصد بازگشت فاصله CD می باشد.
bearish-abcdbullish-abcdbear-abcd-eur-h4-mar08

اصول استفاده ازالگوی Gartley، نحوه رسم و کاربرد

الگوی گارتلی تشکیل شده از سه نسبت فیبوناچی موجهای مختلف می باشد که پس از ورود برای آن میتوان دو هدف قیمتی در نظر گرفت.
-    نقطه C تا 38.2 یا 61.8 درصد فاصله AB بازگشت دارد.
-    نقطه D بین 38.2 تا 78.6 درصد فاصله BC بازگشت دارد.
-    نقطه E بین 61.8 تا 78.6 درصد فاصله AB بازگشت دارد.
-    هدف اول از نقطه ورودی، 61.8 درصد فاصله DE می رسد.
-    هدف دوم از نقطه ورودی، 127.2 درصد فاصله BE می رسد.

bearish-gartleybullish-gartleybear-gartley-chf-h1-apr08

اصول استفاده ازالگوی Butterfly، نحوه رسم و کاربرد

الگوی باترفلای تشکیل شده از سه نسبت فیبوناچی موجهای مختلف می باشد که پس از ورود برای آن میتوان دو هدف قیمتی در نظر گرفت.
-    نقطه C تا 38.2 یا 78.6 درصد فاصله AB بازگشت دارد.
-    نقطه D بین 38.2 تا 78.6 درصد فاصله BC بازگشت دارد.
-    نقطه E تا 127.2 یا 161.8 درصد فاصله AB بازگشت دارد.
-    هدف اول از نقطه ورودی، 61.8 تا 78.6 درصد فاصله DE می باشد.
-    هدف دوم از نقطه ورودی، 127.2 درصد فاصله بازگشت BE می باشد.

bearish-butterflybullish-butterflybull-butterfly-eurjpy-h1-feb008

اصول استفاده ازالگوی Bat، نحوه رسم و کاربرد

الگوی بَت تشکیل شده ازسه نسبت فیبوناچی موج های مختلف می باشد که پس از ورود برای آن میتوان دو هدف قیمتی در نظر گرفت.
-    نقطه C بین 38.2 تا 50 درصد فاصله AB بازگشت دارد.
-    نقطه D بین 38.2 تا 88.6 درصد فاصله CB بازگشت دارد.
-    نقطه E تا حدود 88.6  درصد فاصله AB بازگشت دارد.
-    هدف اول از نقطه ورودی، 61.8 تا 78.6 درصد فاصله DE می باشد.
-    هدف دوم از نقطه ورودی، 127.2 درصد فاصله AB می باشد.

bearish-batbullish-batbull-bat-gbp-h4-jan008

اصول استفاده ازالگوی Crab، نحوه رسم و کاربرد

الگوی کِرَب مانند الگوی بَت تشکیل شده ازسه نسبت فیبوناچی موج های مختلف می باشد که پس از ورود برای آن میتوان دو هدف قیمتی در نظر گرفت.
-    نقطه C بین 38.2 تا 61.8 درصد فاصله AB بازگشت دارد.
-    نقطه D بین 38.2 تا 88.6 درصد فاصله CB بازگشت دارد.
-    نقطه E تا حدود 161.8 درصد فاصله AB بازگشت دارد.
-    هدف اول از نقطه ورودی، 61.8 تا 78.6 درصد فاصله DE می باشد.
-    هدف دوم از نقطه ورودی، 127.2 درصد فاصله بازگشت BE می باشد.
bearish-crabbullish-crabbull-crab-chf-h1-oct07

الگوهای قیمتی ادامه دهنده کلاسیک

جلسه پانزدهم :الگوهای قیمتی ادامه دهنده کلاسیک

اصول استفاده ازالگوهای Triangles
اصول استفاده ازالگوی Symmetrical Triangles
اصول استفاده ازالگوی Reverse Symmetrical Triangles
اصول استفاده ازالگوی Flag
اصول استفاده ازالگوی Pennant
اصول استفاده ازالگوی Wedge- Ascending & Descending
اصول استفاده ازالگوی Rectangle

اصول استفاده ازالگوهای Triangles

الگوی مثلث افزایشی حالتی از تغییرات قیمت است که قیمت هر بار در صعودهایش در محدوده ای از مقاومت متوقف می شود در حالی که پس از بازگشت از این محدوده مقاومت هر بار به دره یا کمینه قبل از خود نمی رسد. امتداد خطوط پایینی در اتصال به مقاومت بالایی، الگویی می سازد که نشان دهنده آغاز یک حرکت قوی بازار می باشد. تغییرات قیمت معمولا خط مقاومت در این الگو را می شکند و می توان انتظار داشت که به اندازه قاعده اولین حرکت داخل مثلث افزایشی بازار در جهت بالایی افزایش داشته باشد. این الگو معمولا بعد از یک روند افزایشی به وجود می آید با اینکه هیچ الزامی به این روند افزایشی نمی باشد.

ascending-trianglegbpjpy-m30-nov2006

الگوی مثلث کاهشی حالتی از تغییرات قیمت است که قیمت هر بار در نزول هایش در محدوده ای از حمایت متوقف می شود در حالی که پس از بازگشت از این محدوده حمایت هر بار به قله یا بیشینه قبل از خود نمی رسد. امتداد خطوط بالایی در اتصال به مقاومت پایینی، الگویی می سازد که نشان دهنده آغاز یک حرکت قوی بازار می باشد. تغییرات قیمت معمولا خط حمایت در این الگو را می شکند و می توان انتظار داشت که به اندازه قاعده اولین حرکت داخل مثلث کاهشی بازار در جهت پایینی کاهش داشته باشد. این الگو معمولا بعد از یک روند کاهشی به وجود می آید با اینکه هیچ الزامی به این روند کاهشی نمی باشد.

descending-trianglechf-h4-nov2007

اصول استفاده ازالگوی Symmetrical Triangles

مثلث متقارن یا همسان الگویی دیگر از خانواده مثلث ها می باشد که معمولا بعد از یک روند کاهشی یا افزایشی به وجود می آید گرچه هیچ الزامی برای این مورد وجود ندارد. در این الگو حرکات صعودی و نزولی داخل الگو به حمایت ها یا مقاومت های قبل از خود نمی رسند به همین جهت امتداد این خطوط مثلثی متقارن را ایجاد می کند. با شکسته شدن امتداد نقاط به هم متصل شده بالایی و پایینی در الگو می توان انتظار داشت موج جدید به اندازه فاصله اولین قاعده درونی مثلث پیش روی داشته باشد.

symmetrical-triangle-bearishsymmetrical-triangle-bullish1eur-w1-1998

ااصول استفاده ازالگوی Reverse Symmetrical Triangles

الگوی مثلث افزایشی و کاهشی غیر متقارن الگویی می باشد که امتداد خطوط بیشینه و کمینه قیمت مثلثی واگرا را تشکیل می دهد و حداقل سه بار قیمت باید با هر کدام از خطوط بالایی و پایینی برخورد کرده باشد. این الگو معمولا در بازار فارکس کمیاب می باشد. معمولا این الگو بعد از یک روند تشکیل می شود با اینکه هیچ الزامی به این مورد نیست. حد سود این الگو همانگونه که در شکل دیده می شود به اندازه فاصله آغاز روند قبلی تا نقطه تشکیل الگو می باشد که انتظار داریم با شکسته شدن یکی از امتداد ها، بازار به همین فاصله حرکت کند.

reverse-symmetrical-bearishreverse-symmetrical-bullish

eur-m15-mar08

اصول استفاده ازالگوی Flag

الگوی پرچم از امتداد اتصال محدوده ای از تغییرات قیمت در میانه یک روند به وجود می آید که شیبی کم و خلاف جهت روند قبل از خود دارد. این الگو معمولا مدت زمان زیادی پایدار نمی ماند و خیلی زود شکسته می شود. با شکسته شدن امتداد خطوط الگو بازار به اندازه ابتدای روند قبلی تا نقطه آغاز اولین موج الگوی پرچم پیش روی دارد.

flag-bearishflag-bullisheur-h4-sep07

اصول استفاده ازالگوی Pennant

الگوی پرچم سه گوش مانند الگوی پرچم در میانه یک روند تشکیل می شود با این تفاوت که اتصال خطوط بیشینه و کمینه در داخل الگو موازی نبوده و متقارن می باشند. شیب اتصال خطوط بیشینه و کمینه در این الگو حتما باید زیاد باشد و قبل از آن حتما روند با شیب زیاد داشته باشیم در غیر این صورت یک الگوی مثلث افزایشی را تشخیص داده ایم. در این الگو دو هدف قیمتی داریم، هدف اول مانند شکل اندازه قاعده اولین حرکت تصحیحی داخل الگو می باشد و حد سود دوم به اندازه فاصله آغاز روند صعودی قبلی تا نقطه تشکیل الگو می باشد که با شکسته شدن یکی از خطوط بالایی و پایینی الگو انتظار داریم قیمت پیش روی کند.

wedge-bearishwedge-bullishchf-h4-feb08

اصول استفاده ازالگوی Wedge- Ascending & Descending

الگوی گوه کاهشی یا افزایشی جزو الگوهایی می باشد که حتما باید در امتداد روند تشکیل شود. اگرچه جهت تشکیل گوه کاهشی یا افزایشی می تواند هم راستا با روند قبل از خود نباشد اما اگر هم راستا باشد درجه اطمینان و اهمیت بیشتری الگو پیدا می کند. در الگوی گوه افزایشی شیب خط امتداد بالایی نقاطی که به هم متصل می شوند باید حتما کمتر از شیب خط پایینی باشد و در گوه کاهشی، شیب خط امتداد پایینی نقاطی که به هم متصل می شوند باید حتما کمتر از شیب خط بالایی باشد. در دو حالت گوه کاهشی و افزایشی باید امتداد دو خط بالایی و پایینی در نهایت به یکدیگر برسند و حالت واگرایی نداشته باشند. در این الگو دو حد سود تعریف می شود. هدف قیمتی حد سود اول به اندازه برابر با اولین حرکت تصحیح قیمت در داخل الگو می باشد که با شکسته شدن یک امتداد انتظار داریم. هدف قیمتی حد سود دوم نیز به اندازه برابر فاصله آغاز روند قبلی تا نقطه تشکیل الگو با شکسته شدن یکی از امتدادها را می توان انتظار داشت.

wedge-ascendingwedge-descendingeur-h1-jul07

اصول استفاده ازالگوی Rectangle

الگوی مستطیل بعد از یک روند کاهشی یا افزایشی تشکیل می شود که امتداد خطوط بیشینه و کمینه درون آن موازی- افقی بوده و تشکیل یک مستطیل فرضی را می دهد. حداقل دو بار قیمت ها باید به امتداد خطوط بالایی و پایینی در این الگو برخورد کرده باشد. برای حد سود انتظار داریم بعد از شکسته شدن خط بالایی در روند افزایشی و خط پایینی در روند کاهشی هدف قیمتی جدید به اندازه فاصله درونی دو خط موازی درون الگو پیش روی نماید.

rectangle-bearishrectangle-bullishchf-h4-dec06

الگوهای قیمتی بازگشتی کلاسیک

جلسه چهاردهم :الگوهای قیمتی بازگشتی کلاسیک

اصول استفاده ازالگوهای برگشتی و نحوه کاربرد
اصول استفاده ازالگوی Head and shoulders
اصول استفاده ازالگوی Double Top and Bottom
اصول استفاده ازالگوی Triple Top and Bottom
اصول استفاده ازالگوی 1,2,3
اصول استفاده از الگوی Diamond
اصول استفاده ازالگویV

اصول استفاده ازالگوهای برگشتی و نحوه کاربرد

الگوهای کلاسیک اشکالی معنی دار تشکیل شده از امواج تغییرات قیمتی در بازار می باشند که از روی تشکیل آنها میتوان موجها یا هدف های قیمتی جدیدی را پیش بینی کرد. در استفاده از الگوها حتما باید تا تشکیل کامل الگو صبر کرد و در نقطه صحیح و پیش بینی شده وارد شد. حتی برای کم کردن احتمال زیان و بالا بردن سود روش هایی وجود دارد که با مدیریت سرمایه بتوان از الگوها بیشترین استفاده و کمترین خطرات را متوجه شد. قبل از تشکیل هیچ الگویی آنرا تکمیل شده فرض نکنید و پس از تکمیل نیز در صورتی که قصد معامله بر اساس الگو را دارید زمان و قیمت مناسب را با شک و تردید از دست ندهید. از ایرادات دیگری که عموما معامله گران مبتدی مرتکب می شوند این است که پس از تشکیل الگو و از دست رفتن قیمت ورود مناسب، وارد بازار می شوند. این مساله خطر بسیاری را برای معاملات و سرمایه ایشان در بر دارد بنابراین اگر با تاخیر به نمودار نگاه می کردید یا الگویی را تشخیص دادید که زمان ورودش از دست رفته بود به هیچ عنوان وارد بازار نشوید.

اصول استفاده ازالگوی Head and shoulders

الگوی سر و شانه یا همان Head and Shoulder یکی از معروف ترین الگوهای کلاسیک در بازارهای سرمایه می باشد. این الگو در انتهای یک روند رخ می دهد و روند صعودی را به نزولی و روند نزولی را به صعودی تبدیل می کند.
همانطور که در شکل مشاهده می شود اولین نشانه ایجاد این الگو با شکسته شدن خط روند صعودی به وجود می آید. پس از شکسته شدن خط روند روند نزولی (موجCD) تا حدود قیمت کف یا سقف قبلی که قیمت در محدوده نقطه B بازگشته بوده می رود و از آنجا روند صعودی جدید کوتاه مدتی آغاز می شود. غالبا این روند جدید در نقطه E به محدوده خط روند قبلی که مترادف با نقطه A باشد می رسد و روند جدیدی را آغاز می کند. رد شدن قیمت از خط گردن که امتداد نقاط B و D می باشد نشانگر تغییر جهت روند از حالت صعودی به نزولی یا بالعکس است. نقطه ورود به معامله مناسب بازگشت قیمت برای لمس خط گردن در نقطه G می باشد. در عین حال در بازارهایی مثل فارکس که فراریت بالا است بسته شدن شمع پشت خط گردن(امتداد B و D) گواهی بر ورود به معامله است.

در صورت آغاز معامله در نقطه G حد ضرر این معامله کمی بیشتر از نقطه C می باشد. حد سود اولیه در این معامله فاصله بزگترین قله یا دره که سر الگو باشد را تا خط گردن اندازه گرفته و به همین میزان انتظار داریم بازار با شکست خط روند در خلاف روند قبلی پیش روی نماید. حد سود دوم این معامله نیز نقطه آغاز روند قبلی می باشد که می توانیم انتظار داشته باشیم بازار تا نقطه آغاز روند قبلی پیش روی نماید.

head&sholdershead&sholders-inverter

در زیر نمونه ای از الگوی سر و شانه را می بینید که با شکسته شدن خط گردن در امتداد خطوط B و D بازار یکبار دیگر در نقطه G خط گردن را لمس کرده و سپس به سمت هدف های قیمتی حد سود اول و دوم پیش روی کرده که هر دو این هدف های قیمتی لمس شده است.

ex-cad-m30-18dec

اصول استفاده ازالگوی Double Top and Bottom

الگوی سقف دوقلو یا کف دوقلو نیز در انتهای روند صعودی یا نزولی تشکیل می شود. در این الگو دو قله داریم که دره ای بین این دو قله ایجاد شده است. تفاوت این الگو با الگوی سر شانه بدین صورت می باشد که سر(قله میانه) را نداریم. با شکسته شدن دره بین دوقله میتوان انتظار داشت که روند تغییر پیدا کند. اغلب موارد با شکسته شدن دره بین دوقله قیمت دوباره به خط دره (نقطه E) باز می گردد اگر چه در بازارهای با فراریت بالا مانند فارکس امکان برنگشتن قیمت به امتداد دره بین دو قله نیز وجود دارد.
حد ضرر این معامله کمی بیشتر از نقاط A و C می باشد. حد سود اولیه به اندازه فاصله نقاط A یا C تا B می باشد و حد سود دوم از تا نقطه آغاز روند می باشد.

doubletopdoublebottom

در شکل زیر نمونه ای از الگوی سقف دوقلو را می بینید که با شکسته شدن امتداد خط B بازار یکبار دیگر در نقطه E به این محدوده قیمت رسیده و سپس به روند نزولی خود ادامه داده است. شایان ذکر است دسترسی به هدف قیمتی حد سود اول در شکل زیر نمایان است.

ex-eur-d1-2003

اصول استفاده ازالگوی Triple Top and Bottom

الگوی سه سقف و سه کف تشابه بسیاری با الگوی سقف های دوقلو و کف های دوقلو دارد با این تفاوت که به جای دو قله یا دو دره سه قله و سه دره ایجاد شده است. این الگو نیز در انتهای روند ایجاد می شود و شاهد سه سقف یا سه کف در نقاط A، C و E هستیم. دو دره در بین این سقف ها وجود دارد و با شکسته شدن دره ها(نقاط B و D) می توان انتظار داشت بازار از حالت صعودی به نزولی تبدیل شود.
tripletoptriplebottomدر شکل زیر نمونه ای از الگوی سقف سه قلو را مشاهده می کنید که با شکسته شدن امتداد خطوط B و D بازار یکبار دیگر در نقطه G این خط را لمس کرده و سپس به روند نزولی جدیدی را در پیش گرفته است.

ex-eur-h1-dec06

ااصول استفاده ازالگوی 1,2,3

الگوی 123(یا ABC) بسیار شبیه به الگوی سقف و کف دوقلو می باشد. با این تفاوت که سقف یا کف دوم به سقف یا کف پیش از خود نمی رسد. با رد شدن قیمت از محدوده بین دو سقف یا دو کف(خط شانه) که در امتداد نقطه B می باشد میتوان انتظار داشت که جهت روند تغییر یابد. حد ضرر معامله ورودی به این الگو با لحاظ مقداری فاصله از نقطه A می باشد. حد سود اول این معامله به اندازه فاصله نقطه A تا B از نقطه شکسته شدن نقطه B می باشد حد سود دوم این معامله نیز نقطه آغاز روند اصلی قبلی است.

abcabc02

در زیر نمونه ای از الگوی ABC را می بینید که با شکسته شدن نقطه B روند نزولی بازار تبدیل به روند صعودی می شود. هر دو هدف قیمتی حد سود اول و دوم در این شکل این مثال دیده می شود.

ex-gbp-h1-jan07

آصول استفاده از Diamond

این الگو نیز در انتهای روند به وجود می آید. بعد از یک روند صعودی یا نزولی در ابتدا شاهد سقف و کف های کوچک هستیم. به مرور دامنه حرکت سقف و کف ها بزرگتر می شود دوباره در اواخر الگوی اندازه سقف و کف ها بزرگتر می شود. با شکسته شدن سقف یا کف الگو وارد معامله می شویم. حد ضرر معامله ورودی از طریق این الگو با لحاظ مقداری فاصله از بالاترین سقف در حالت صعودی و با لحاظ مقداری از پایین ترین کف در حالت نزولی قرار می گیرد. حد سود اول به اندازه فاصله بزرگترین سقف و کف داخل الگو می باشد و حد سود دوم محدوده آغاز روند است.

diamond-bearishdiamond-bullish

نمونه الگوی الماس در بازار فارکس غالبا کم پیدا می شود با این حال می توانید نمونه ای را در نمودار زیر ببینید که با شکسته شدن امتداد خط گردن عمیقترین دره بازار به هدف قیمتی حد سود اول رسیده است.

ex-chf-m30-oct08

اصول استفاده ازالگویV

الگوی V با شکسته شدن خط روند تکمیل می شود و میتوان وارد معامله شد. شاخصه اصلی این الگو بازگشت ناگهانی قیمت می باشد و بازگشت های داخل الگو بسیار کوتاه و موقت است. مشخصه دیگر الگوی V شیب زیاد موج آخر حرکت روند قبلی می باشد و بازگشت ها معمولا با همان زاویه ای بر می گردد که بازار با آن شیب حرکت اصلی را آغاز کرده است. حد ضرر در این الگو زیر نقطه زیرین یا رویین V می باشد و حد سود اضافه شده اندازه فاصله نقطه ورود تا نقطه آغاز الگوی V می باشد. در شکل خطوط قرمز رنگ اندازه و هدف قیمتی گرفتن حد سود را به ما نشان می دهند.

v-formationv-formation-bearish

الگوهای برگشتی کلاسیک دیگری نیز در بازار وجود دارد که فعلا در بحث ما نمی گنجد و عمومیت و استفاده زیادی ندارد.
در زیر آخرین مثال که الگوی V باشد را می بینید. با شکسته شدن خط روند قبلی بازار از حالت نزولی تبدیل به صعودی شده و هدف قیمتی حد سود نیز تحقق پیدا کرده است.
ex-chf-m15-dec08

کار با الگوهای کندل استیک (شمعی ژاپنی)

جلسه دوازدهم و سیزدهم :کار با الگوهای کندل استیک (شمعی ژاپنی)

توانایی کار با الگوهای کندل استیک(شمعی ژاپنی)
اصول استفاده از الگوهای برگشتی Bullish Reversals
اصول استفاده از الگوهای برگشتی Bearish Reversals
شناسایی اصول استفاده از الگوهای ادامه دهنده
شناسایی اصول انجام ترکیبی از الگوهای شمعی با S & R

کار با الگوهای کندل استیک(شمعی ژاپنی)

بیش از دو قرن پیش در ژاپن برای تحلیل قیمت برنج نمودارهای کندل استیک اختراع شد. عمده این معروفیت و استفاده را ژاپنی ها مدیون “مانهیسا هما” در قرن هفدهم میلادی می باشند حال آنکه بیش از دو دهه نیست که نمودارهای شمعی در غرب رواج یافته است و دلیل عمده ترویج این نمونه نمایش نمودار در غرب نیز مربوط به سیستم های رایانه ای می باشد. از لحاظ ماهیت، کندل استیک ها یا برای ترسیم نمودارها و نمایش قیمت برای تحلیل تکنیکال به کار می روند و یا به صورت منفرد ترکیب و شیوه نمایش آنها، ابزاری برای تحلیل و پیش بینی جهت آینده بازار می باشد. عمده دلیل محبوبیت روزافزون استفاده از این نمودارها بین تحلیلگران، راحتی استفاده و مشخص بودن وضعیت صعودی یا نزولی هر کندل استیک بصورت منفرد می باشد. در فصل 5 توضیحاتی در مورد روش ترسیم نمودارهای کندل استیک ارائه شد.
در این بخش ابتدا به معرفی و نامگذاری کندل استیک ها می پردازیم و سپس کاربرد و معانی الگوهای ترکیبی یا منفرد را توضیح خواهیم داد.

نمایش تغییرات قیمت با اشکال مختلف قابل ترسیم می باشد در شکل بالا قسمت C نحوه نمایش تغییرات قیمت بصورت نمودار میله ای و قسمت E نحوه نمایش تغییرات قیمت بصورت کندل استیک را نمایش می دهد. یک کندل استیک از چهار داده ورودی اصلی تشکیل شده است که عبارت ان از قیمت آغازین (Open) قیمت پایانی (Close) بالاترین قیمت آن بازه زمانی (High) و پایین ترین قیمت آن بازه زمانی (Low). بسته به صعودی (بالاتر بودن قیمت پایان از قیمت آغاز) یا نزولی (پایین تربودن قیمت پایان از قیمت آغاز) یک کندل استیک بالا رونده یا پایین رونده دسته بندی می شود. شکل زیرکندل هایی با بدنه صعودی یا نزولی را نمایش می دهد کندل های صعودی بدنه شفاف (توخالی) و و کندل های نزولی بدنه مشکی (تو پر) دارند. سایه ها نیز حداکثر و حداقل قیمت را در آن بازه زمانی نمایش می دهند.

قبل از آغاز معرفی الگوها سه نکته اساسی در استفاده از الگوهای شمعی حائز اهمیت است که باید رعایت شود.
1- تشکیل الگوها تنها زمانی مورد توجه قرار می گیرند که تغییرات قیمت دارای روند باشد. در صورت وجود نداشتن روند صعودی یا نزولی، اهمیت و جهت گیری برای استفاده از الگوهای کندل استیک برگشتی یا ادامه دهنده وجود ندارد.
2- الگوهای کندل استیک بازگشتی تنها زمانی در داخل روند علامت بازگشت روند را اعلام می کنند که این الگوها همزمان با ابزاری دیگر برای بازگشت روند همراه باشد. تحلیل گران تکنیکال عموما هنگامی به الگو های کندل استیک بازگشتی اهمیت می دهند که در محدوده حمایت و یا مقاومت خاصی تشکیل شوند.
3- الگوهای شمعی با وجود اینکه در اغلب موارد نقاط ورود درستی را نشان می دهند اما نمی توان برای خروج حتما منتظر تشکیل الگوی بازگشتی دیگری ماند و باید در اینجا نیز ابزارهای دیگر تکنیکال برای خروج استفاده کرد.

الگوهای منفرد عمومی

Long Days
نمودارهایی  با بدنه بزرگ و سایه های کوتاه، نشان دهنده قدرت بازار در آن جهت می باشد.

Short Days
نمودارهایی با بدنه کوچک و سایه های کوتاه، نشان دهنده نداشتن قدرت در بازار می باشد.

Black Marubozu
نمودارنزولی بدون سایه بالایی و پایینی

White Marubozu
نمودار صعودی بدون سایه بالایی و پایینی

Closing Marubozu
کندلی Marubozu که در قیمت انتهایی آن سایه وجود ندارد

Opening Marubozu
کندلی Marubozu که در قیمت ابتدایی آن سایه وجود ندارد

(Spinning Tops (koma
کندلی با سایه های بلند در اطراف بدنه کوتاه

Long-legged Doji
در حالت عمومی Doji به نمودارهای شمعی اطلاق می شود که قیمت آغاز و پایان یکسان باشند. Long-legged Doji  به نموداری شمعی گفته می شود که قیمت آغاز و پایان کندل استیک یکسان باشد اما در آن بازه زمانی قیمت سایه های بلند بالاتر و پایینتر را تشکیل داده است این الگو حاکی از برابری قدرت خریداران و فروشندگان در آن بازه زمانی می باشد.

(Gravestone Doji(tohba
الگوی کندل استیکی از خانواده Doji که قیمت آغاز و پایان یکسان می باشد. سایه بالایی بلند (upper shadow) و نداشتن سایه پایینی یا بسیار کوتاه بودن سایه پایینی از خصوصیات اصلی این الگوی کندل استیک می باشد

(Dragonfly Doji(tonbo
الگوی دیگری از خانواده Doji که قیمت آغاز و پایانش یکسان می باشد. سایه پایینی بلند (Lower shadow) و نداشتن سایه بالایی یا بسیار کوتاه بودن سایه بالایی از خصوصیات اصلی این الگوی کندل استیک می باشد

اصول استفاده از الگوهای برگشتی Bullish Reversals

الگوهای Bullish تشکیل شده از یک، دو یا سه کندل در انتهای روند نزولی هستند و علامتی برای تغییر جهت روند از نزولی به صعودی می باشند در ادامه به ترتیب الگوهای تک و ترکیبی صعودی (بولیش) را مشاهده می کنیم.

الگوهای تک شمعی One candle

Hammer

الگوی Hammer (چکش) در انتهای یک روند نزولی تشکیل می شود از خصوصیات این الگو سایه پایینی بلند، سایه بالایی کوتاه (وجود نداشتن سایه بالایی) و بدنه ای حداکثر یک دوم سایه پایینی می باشد. در این الگو رنگ بدنه تفاوتی ندارد اما بدنه صعودی (سفید) قدرت بیشتر این الگو را برای بازگشت روند نشان می دهد.

Inverted Hammer
این الگو (چکش معکوس) مانند الگوی چکش در انتهای یک روند نزولی تشکیل می شود. سایه بالایی بلند، سایه پایینی کوتاه و یا وجود نداشتن سایه پایینی و بدنه ای حداثر یک دوم سایه بالایی از خصوصیات این الگو می باشد. در این الگو رنگ بدنه تفاوتی ندارد اما بدنه صعودی (سفید) قدرت بیشتر این الگو را برای بازگشت روند نشان می دهد.

Bullish Belt Hold
این الگو در بازار بسیار نادر می باشد و مدلی از Opening Marubozu می باشد. در روند نزولی قیمت آغازین این کندل با گپ(شکاف) رو به پایین باز می شود اما در ادامه شاهد هیچ سایه پایینی نمی باشیم قیمت از نقطه آغاز رو به بالا حرکت کرده و بدنه نسبتا بزرگی را شاهد هستیم. اگر سایه و بدنه این الگو فاصله گپ (شکاف) را پُر نماید می تواند نشانگر آغاز روند صعودی باشد.

الگوهای ترکیبی دو شمعی Two candles
Bullish Engulfing Pattern

این الگو (پوشاننده صعودی) شامل دو شمع با رنگ های متفاوت است که در انتهای روند نزولی تشکیل می شود. کل بدنه سفید (صعودی) شمع دوم، بدنه شمع اول مشکی (نزولی) را پوشش می دهد. اندازه سایه ها در این دو کندل اهمیتی ندارد. ایجاد شکاف (گپ) بین نقطه پایان کندل اول و نقطه آغاز کندل دوم اهمیت بیشتری به این الگو برای آغاز روند صعودی می دهد.

Tweezers Bottom
الگوی انبرک پایینی مانند الگوی قبلی شامل دو شمع با رنگ های متفاوت می باشد. با این تفاوت که ابتدا شمعی نزولی (مشکی) با بدنه بزرگ تشکیل می شود این شمع فاقد سایه یا با سایه های کوچک می باشد. شمع دوم در دل محدوده قیمت شمع اول به شکل ستاره (داجی) یا چکش معکوس تشکیل می شود. برای اهمیت بیشتر تغییر روند از نزولی به صعودی در این الگو، خارج نشدن سایه های شمع دوم از شمع اول مهم می باشد.

Bullish Harami
این الگو نیز در انتهای روند نزولی تشکیل می شود و اخطار تغییر روند را صادر می کند. شمع اول بدنه مشکی (نزولی) دارد که تمامی بدنه شمع دوم را پوشش می دهد سایه ها در این الگو اهمیت زیادی ندارند اما خارج نشدن سایه های شمع دوم از محدوده سایه های شمع اول قدرت بیشتر این الگو را نشان می دهد.

Bullish Harami Cross
صلیب هارامی صعودی شباهت بسیاری به الگوی قبلی دارد با این تفاوت که بدنه شمع دوم حتما بصورت داجی (ستاره) تشکیل شده است این الگو در انتهای روند نزولی تشکیل می شود و اخطار تغییر روند را صادر می کند.

Bullish Piercing Line
در این الگو (پوشش شکاف صعودی) شاهد دو شمع با رنگ های متفاوت هستیم. در شمع اول بدنه مشکی (نزولی) و شمع دوم بدنه ای سفید (صعودی) با نقطه پایانی پایین تر از نقطه آغازین شمع قبلی می بینیم و نقطه آغاز شمع دوم با شکافی نزولی نسبت به پایان شمع اول شروع شده است. این الگو در انتهای روند نزولی تشکیل شده و نمایشگر آغاز روند صعودی می باشد.

الگوهای ترکیبی سه شمعی Three candles
Bullish Abandoned Baby

این الگو (کودک رها شده صعودی) در بازار فارکس خیلی کم به وجود می آید. در انتهای روند نزولی پس از یک شمع نزولی قوی شکافی نزولی تا شمع بعدی بوجود می آید شمع بعدی بصورت ستاره (داجی) بسته می شود و فاصله بسته شدنش تا شمع بعدی نیز دارای شکاف است. با سفید (صعودی) بسته شدن بدنه شمع سوم اخطار پایان روند نزولی و آغاز روند صعودی به وجود می آید.

Morning Star
الگوی ستاره صبحگاهی از مجموع سه شمع در انتهای روند نزولی تشکیل می شود شمع اول نزولی و پرقدرت، شمع دوم با شکاف (گپ) نزولی آغاز شده و بدنه آن میتواند نزولی یا صعودی باشد ولی در غالب موارد بدنه و سایه های بزرگی ندارد و شمع سوم یک شمع صعودی است که آغاز آن با شکاف (گپ) صعودی نسبت به شمع دوم آغاز شده است. این سه شمع اخطار روند صعودی را در انتهای روند نزولی اعلام می نمایند.

Morning Doji Star
ترکیب این الگوی سه شمعی بسیار شبیه به الگوی ستاره صبحگاهی می باشد با این تفاوت که بین شمع اول و دوم به علاوه بین شمع دوم و سوم شکافی دیده نمی شود شمع اول پرقدرت و نزولی، شمع دوم Doji و شمع سوم دارای بدنه صعودی می باشد. با بسته شدن صعودی شمع سوم اخطار انتهای روند نزولی و آغاز روند صعودی اعلام می شود.

Bullish Tri-Star
الگوی سه ستاره صعودی از ترکیب سه شمع Doji مانند تشکیل شده اندازه سایه ها در این سه شمع حائز اهمیت نمی باشد اما وجود شکاف (گپ) نزولی بین شمع اول و دوم و شکاف صعودی بین شمع دوم و سوم بر قدرت این الگو برای تغییر روند از نزولی به صعودی می افزاید.

Three White Soldiers
الگوی سه مکعب سفید از سه شمع صعودی با بدنه های توخالی و صعودی قوی تشکیل شده است.سایه ها غالبا کوتاه و ایجاد شکاف نزولی بین شمع اول، دوم و شکاف نزولی بین شمع دوم و سوم وجود دارد. با بسته شدن شمع سوم اخطار قوی تغییر روند از نزولی به صعودی ایجاد می شود.

اصول استفاده از الگوهای برگشتی Bearish Reversals

الگوهای Bearish تشکیل شده از یک، دو یا سه کندل در انتهای روند صعودی هستند و علامتی برای تغییر جهت روند از صعودی به نزولی می باشند در ادامه به ترتیب الگوهای تک و ترکیبی نزولی (بیریش) را مشاهده می کنیم.

الگوهای تک شمعی One candle
Hanging Man

الگوی Hanging Man (مرد دارزده) در انتهای یک روند صعودی تشکیل می شود از خصوصیات این الگو سایه پایینی بلند، سایه بالایی کوتاه (وجود نداشتن سایه بالایی) و بدنه ای حداکثر یک دوم سایه پایینی می باشد. در این الگو رنگ بدنه تفاوتی ندارد اما بدنه نزولی (مشکی) قدرت بیشتر این الگو را برای بازگشت روند نشان می دهد.

Shooting Star
این الگو (ستاره رها شده) مانند الگوی قبلی در انتهای یک روند صعودی تشکیل می شود. سایه بالایی بلند، سایه پایینی کوتاه و یا وجود نداشتن سایه پایینی و بدنه ای حداثر یک دوم سایه بالایی از خصوصیات این الگو می باشد. در این الگو رنگ بدنه تفاوتی ندارد اما بدنه نزولی (مشکی) قدرت بیشتر این الگو را برای بازگشت روند نشان می دهد.

Bearish Belt Hold
این الگو در بازار بسیار نادر می باشد و مدلی از Opening Marubozu می باشد. در روند صعودی قیمت آغازین این کندل با گپ (شکاف) رو به بالا باز می شود اما در ادامه شاهد هیچ سایه بالایی نمی باشیم. قیمت از نقطه آغاز رو به پایین حرکت کرده و بدنه نسبتا بزرگی را شاهد هستیم. اگر سایه و بدنه این الگو فاصله گپ (شکاف) را پُر نماید می تواند نشانگر آغاز روند صعودی باشد.

الگوهای ترکیبی دو شمعی Two candles

Bearish Engulfing

این الگو (پوشاننده نزولی) شامل دو شمع با رنگ های متفاوت است که در انتهای روند صعودی تشکیل می شود. کل بدنه مشکی (نزولی) شمع دوم، بدنه شمع اول سفید (صعودی) را پوشش می دهد. اندازه سایه ها در این دو کندل اهمیتی ندارد. ایجاد شکاف (گپ) بین نقطه پایان کندل اول و نقطه آغاز کندل دوم اهمیت بیشتری به این الگو برای آغاز روند نزولی می دهد.

Tweezers Top
الگوی انبرک بالایی مانند الگوی قبلی شامل دو شمع با رنگ های متفاوت می باشد. با این تفاوت که ابتدا شمعی صعودی (سفید) با بدنه بزرگ تشکیل می شود این شمع فاقد سایه یا با سایه های کوچک می باشد. شمع دوم در دل محدوده قیمت شمع اول به شکل ستاره (داجی) یا چکش تشکیل می شود. برای اهمیت بیشتر تغییر روند از صعودی به نزولی در این الگو، خارج نشدن سایه های شمع دوم از شمع اول مهم می باشد.

Bearish Harami
این الگو نیز در انتهای روند صعودی تشکیل می شود و اخطار تغییر روند را صادر می کند. شمع اول بدنه سفید (صعودی) دارد که تمامی بدنه شمع دوم را پوشش می دهد سایه ها در این الگو اهمیت زیادی ندارند اما خارج نشدن سایه های شمع دوم از محدوده سایه های شمع اول قدرت بیشتر این الگو را نشان می دهد.

Bearish Harami Cross
صلیب هارامی نزولی شباهت بسیاری به الگوی قبلی دارد با این تفاوت که بدنه شمع دوم حتما بصورت داجی (ستاره) تشکیل شده است. این الگو در انتهای روند صعودی تشکیل می شود و اخطار تغییر روند را صادر می کند.

Dark Cloud Cover
در این الگو (پوشای ابر مشکی) شاهد دو شمع با رنگ های متفاوت هستیم در شمع اول بدنه سفید (صعودی) و شمع دوم بدنه ای مشکی (نزولی) با نقطه پایانی بالاتر از نقطه آغازین شمع قبلی می بینیم و نقطه آغاز شمع دوم با شکافی صعودی نسبت به پایان شمع اول شروع شده است. این الگو در انتهای روند صعودی تشکیل شده و نمایشگر آغاز روند نزولی می باشد.

الگوهای ترکیبی سه شمعیThree candles
Abandoned Baby Pattern

این الگو (کودک رها شده نزولی) در بازار فارکس خیلی کم به وجود می آید. در انتهای روند صعودی پس از یک شمع صعودی قوی شکافی صعودی تا شمع بعدی به وجود می آید. شمع بعدی بصورت ستاره(داجی) بسته می شود و فاصله بسته شدنش تا شمع بعدی نیز دارای شکاف است. با مشکی (نزولی) بسته شدن بدنه شمع سوم اخطار پایان روند صعودی و آغاز روند نزولی به وجود می آید.

Evening Star
الگوی ستاره عصرگاهی از مجموع سه شمع در انتهای روند صعودی تشکیل می شود شمع اول صعودی و پرقدرت، شمع دوم با شکاف (گپ) صعودی آغاز شده و بدنه آن میتواند نزولی یا صعودی باشد ولی در غالب موارد بدنه و سایه های بزرگی ندارد و شمع سوم یک شمع نزولی است که آغاز آن با شکاف (گپ) نزولی نسبت به شمع دوم آغاز شده است. این سه شمع اخطار روند نزولی را در انتهای روند صعودی اعلام می نمایند.

Evening Doji Star
ترکیب این الگوی سه شمعی بسیار شبیه به الگوی ستاره عصرگاهی می باشد با این تفاوت که بین شمع اول و دوم به علاوه بین شمع دوم و سوم شکافی دیده نمی شود شمع اول پرقدرت و صعودی، شمع دوم Doji و شمع سوم دارای بدنه نزولی می باشد. با بسته شدن نزولی شمع سوم اخطار انتهای روند صعودی و آغاز روند نزولی اعلام می شود.

Bearish Tri-Star
الگوی سه ستاره نزولی از ترکیب سه شمع Doji مانند تشکیل شده، اندازه سایه ها در این سه شمع حائز اهمیت نمی باشد اما وجود شکاف (گپ) صعودی بین شمع اول و دوم و شکاف نزولی بین شمع دوم و سوم بر قدرت این الگو برای تغییر روند از صعودی به نزولی می افزاید.

Three Black Crows
الگوی سه اهرم مشکی از سه شمع نزولی با بدنه های توپر و نزولی قوی تشکیل شده است. سایه ها غالبا کوتاه و ایجاد شکاف صعودی بین شمع اول، دوم و شکاف صعودی بین شمع دوم و سوم وجود دارد. با بسته شدن شمع سوم اخطار قوی تغییر روند از صعودی به نزولی ایجاد می شود.

اشناسایی اصول استفاده از الگوهای ادامه دهنده

Downside Tasuki Gap
این الگو در میانه روند نزولی به وجود می آید. قبل از تکمیل دو شمع انتهایی الگو، شکاف نزولی همراه با شمع نزولی دیده می شود شمع بعدی با اینکه صعودی می باشد اما تمام محدوده شکاف را پر نمی کند و با بسته شدن در محدوده شمع قبلی یا در محدوده شکاف میتوان انتظار داشت بازار به روند نزولی خود ادامه دهد.

Upside Tasuki Gap
این الگو در میانه روند صعودی به وجود می آید. قبل از تکمیل دو شمع انتهایی الگو، شکاف رو به بالا همراه با شمع صعودی دیده می شود شمع بعدی با اینکه نزولی می باشد اما تمام محدوده شکاف را پر نمی کند و با بسته شدن در محدوده شمع قبلی یا در محدوده شکاف میتوان انتظار داشت بازار به روند صعودی خود ادامه دهد.

Separating Lines
الگوی خطوط تفکیک شده تنها با ایجاد دو شمع در میانه روند اخطار ادامه روند را اعلام می کند. در دو حالت نزولی و صعودی این الگوها دو شکاف قبل از شمع اول و بعد از شمع اول به وجود می آید. شمع دوم این الگو حتما باید در جهت اصلی روند بسته شود و قبل از خود همانطور که اشاره شد شکاف را داشته باشد. با اینکه این الگو بسیار نادر می باشد اما از اطمینان بالایی برای ادامه روند برخوردار است.

In Neck Line  و On Neck Line
این دو الگو نیز شباهت بسیاری به الگوهای ادامه دهنده قبلی دارند با این تفاوت که قبل از شمع اول شکاف دیده نمی شود اما در فاصله شمع اول و دوم حتما شکاف وجود دارد و قیمت پایانی شمع دوم در محدوده بدنه شمع اول بسته نمی شود این الگو نیز برای ادامه روند قابل اطمینان می باشد.

Falling Three Methods
الگوی سه واحد رد شده در میانه روند نزولی تشکیل می شود. شمع اول با بدنه ای نسبتا بزرگ، نزولی می باشد سه شمع بعدی هیچ کدام منفرد و در مجموع قیمت بالایی شمع اول را رو به بالا رد نمی کنند. در این حالت با بسته شدن شمعی نزولی، پایین تر از تمامی چهار شمع قبلی میتوان انتظار ادامه روند نزولی را داشت.

Rising Three Methods
الگوی سه واحد ترقی یافته در میانه روند صعودی تشکیل می شود. شمع اول با بدنه ای نسبتا بزرگ، صعودی می باشد سه شمع بعدی هیچ کدام منفرد و در مجموع قیمت پایینی شمع اول را رو به پایین رد نمی کنند. در این حالت با بسته شدن شمعی صعودی، بالاتر از تمامی چهار شمع قبلی میتوان انتظار ادامه روند صعودی را داشت.

شناسایی اصول انجام ترکیبی از الگوهای شمعی با S & R

برای نمونه و آشنایی شما، مثالی از نمودار روزانه یورو به دلار را در چارت زیر مشاهده می کنید. در این مثال سعی شده با ترکیب دروسی که تا به حال آموخته اید با الگوهای شمعی ژاپنی نحوه استفاده از این الگوها آموزش داده شود.
دایره A الگوی ادامه دهنده Rising Three Methods را نمایش می دهد که همزمان با برخورد قیمت با 161 درصد فیبوناچی پروجکشن به وجود آمده است. شکسته شدن این الگوی ادامه دهنده با شکسته شدن رزیستنس 161 درصد فیبوناچی پروجکشن روند قبل از آن به وجود آمده و نشان دهنده ادامه روند صعودی می باشد.
دایره B الگوی برگشتی Bearish Engulfing را نمایش می دهد که تشکیل این الگوی شمعی ژاپنی همزمان با برخورد قیمت با خط 261 درصد فیبوناچی پروجکشن می باشد. این الگو نشان دهنده پایان روند صعودی و آغاز یک روند نزولی است. به خوبی در نمودار میتوان این تغییر جهت روند را مشاهده کرد.
تشکیل الگوهای شمعی ژاپنی در دایره C و D مترادف با محدوده ساپورت هایی در گذشته قیمت بوده است. این محدوده ها به همراه الگوهای شمعی ژاپنی به وجود آمده در آنها، روند کوتاه قبل از خود را از حالت نزولی به حالت صعودی تبدیل کرده اند. در الگوی دایره C یک شمع ژاپنی Long-legged Doji و در دایره D الگوی Bullish Harami Cross دیده می شود.
در دایره E الگوی Shooting Star همزمان با رسیدن قیمت به محدوده رزیستنس به وجود آمده است. الگوهای دیگر بازگشتی در این محدوده دیده می شود. این الگو همزمان با رسیدن قیمت به رزیستنس، باعث ایجاد روند نزولی در پایان روند صعودی شده است.
در دایره F الگوی Bearish Harami همزمان با برخورد قیمت به میانگین متحرک 55 روزه که حکم رزیستنس را دارد باعث تغییر جهت روند صعودی کوتاه مدت در جهت روند نزولی بلند مدت شده است.

استفاده از خطوط فیبوناچی

جلسه یازدهم

استفاده از خطوط فیبوناچی

آشنایی با تعریف و تاریخچه فیبوناچی
اصول کار با انواع فیبوناچی
اصول کار با فیبوناچی Retracement و نحوه رسم
اصول کار با فیبوناچی Extension و نحوه رسم
اصول کار با فیبوناچی Projection و نحوه رسم
اصول کار با فیبوناچی Expansion و نحوه رسم
اصول کار با فیبوناچیArcs و نحوه رسم
اصول کار با فیبوناچیFan و نحوه رسم
اصول کار با فیبوناچیTime و نحوه رسم

آشنایی با تعریف و تاریخچه فیبوناچی

لئوناردو فیبوناچی ریاضیدان قرن 12 میلادی در ایتالیا متولد شد و بزرگترین اثر وی کشف اعدادی طلایی از روی حل مساله ازدیاد تعداد خرگوش ها بود. اعداد طلایی کشف شده توسط این دانشمند را به احترامش اعداد فیبوناچی می نامند. دنباله فیبوناچی با صفر و یک شروع می شود و هر عدد مجموع دو عدد قبلی می باشد …377-233-144-89-55-34-21-13-8-5-3-2-1-1
تا به حال هماهنگی های زیادی بین روابط این اعداد و قوانین طبیعت دیده شده است. نسبت های فیبوناچی در همه جا دیده می شوند، از فاصله حرکت سیاره ها به دور ستارگان تا فاصله حرکت الکترون ها به دور هسته اتم. این اعداد نسبت هایی با یکدیگر دارند که در علم اقتصاد نیز کاربرد دارد. در زیر به بعضی قواعد این اعداد می پردازیم.

اصول کار با انواع فیبوناچی

انواع ابزارهای فیبوناچی در بازارهای مالی، روشی برای تحلیل بازگشت یا ادامه روند می باشند. از منظری انواع ابزارهای فیبوناچی نقاط حمایت و مقاومت می باشند که با ابزارها و روش های گوناگون رسم می شوند. این سطوح بازگشت بر خلاف حمایت و مقاومت های قبلی که تنها قیمتی خاص را نقطه حساس تلقی می کردند می توانند قیمتی خاص، منحنی روی نموداری، خطی مورب یا زمان خاصی را نقطه حساس حمایت یا مقاومت تعریف کنند. در استفاده از ابزارهای فیبوناچی درصدها اهمیتی فوق العاده دارند. عموم این درصدها از نسبت درصدهای بین اعداد فیبوناچی بدست می آیند. به غیر از چند عدد ابتدای سری اعداد فیبوناچی، هر کدام از اعداد دنباله، تقریبا 1.618 برابر عدد قبل از خود هستند (نسبت طلایی) و هر عدد 0.618 برابر عدد بعد از خود می باشد. این نسبت ها به درصد به ترتیب 161.8 درصد و 61.8 درصد می شوند. درصدهای دیگری نیز مهم هستند که در زیر می آید. تقسیم عدد اول به عدد دوم سری اعداد فیبوناچی یک به یک یا به عبارتی 100 درصد را نشان می دهد. تقسیم عدد دوم به عدد سوم سری اعداد فیبوناچی 0.5 یا به عبارتی 50 درصد را نشان می دهد. در اعداد بالاتر سری اعداد فیبوناچی و تقسیم هر عدد به دو عدد بعد از آن، مشاهده می شود حاصل تقسیم به 38.2 درصد تمایل می کند. در اعداد بالاتر سری اعداد فیبوناچی و تقسیم هر عدد به سه عدد بعد از آن، مشاهده می شود حاصل تقسیم به 23.6 درصد تمایل دارد.

اصول کار با فیبوناچی Retracement و نحوه رسم

فیبوناچی ریتریسمنت ساده ترین و کاربردی ترین ابزار از گروه خطوط فیبوناچی ها می باشد. عموما زمانی که بازار در روندی خاص حرکت می کند در بازه هایی تمایل به بازگشت و تصحیح نسبت به قیمت های قبلی دارد اما پس از مدتی تمایل به ادامه روند غالب پیدا می کند. در یک روند صعودی درصدهای تصحیح بازگشت روند در جهت روند صعودی قبل، به ترتیب درصدهای 23.6 - 38.2 – 50 - 61.8 و 100 درصد می تواند باشد.

همانطور که در شکل دیده می شود در یک روند نزولی، خطوط 38.2، 50 و 61.8  برای قیمت حکم رزیستنس را داشته و از ادامه روند صعودی برای مقطعی جلوگیری کرده اند. نکته دیگر در مورد رسم ابزار فیبوناچی ریتریسمنت این است که همیشه از سمت آغاز روند به انتهای روند ترسیم می شود.

اصول کار با فیبوناچی Extension و نحوه رسم

فیبوناچی اکستنشن ابزاری است که نقاط بازگشت بیش از 100 درصد هر موج را برای هدف های قیمتی جلوتر بیش بینی می کند. بازار پس از یک موج صعودی یا نزولی در فیبوناچی اکستنشن 161.8%- 261.8%- 423.6% و یا درصدهای محاسباتی بالاتر می تواند بازگشت داشته باشد. همانطور که در شکل زیر دیده می شود بازار پس از یک روند نزولی در تصحیح روند نزولی بازگشتی، تا 161.8 درصد روند نزولی را صعود داشته است. این درصد فیبوناچی اکستنشن به عنوان یک رزیستنس عمل کرده و روند نزولی قیمت را بوجود آورده است.

برای استفاده از فیبوناچی اکستنشن در متاتریدر از همان ابزار فیبوناچی ریتریسمنت استفاده می شود با این تفاوت که درصد های ذکر شده161.8، 261.8 و 423 درصد برای ما دارای اهمیت هستند. در صورتی که این درصد ها بصورت پیش فرض روی فیبوناچی ریتریسمنت وجود نداشت میتوان با رفتن به Fibo ProPerties  سپس Fibo Levels در قسمت Description درصدهای فیبوناچی اکستنشن را وارد کنیم.

اصول کار با فیبوناچی Projection و نحوه رسم

فیبوناچی Projection ابزاری مانند فیبوناچی اکستنشن می باشد و نقاط بازگشت بیش از 100درصد بازگشت هر موج را نمایش می دهد با این تفاوت که میزان بازگشت تصحیح قیمت در یک موج برای بدست آوردن نقاط بالای 100 درصد آن روند اهمیت دارد. متاسفانه ابزار فیبوناچی پروجکشن در متاتریدر به اشتباه Fibonacci Expansion نامگذاری شده است. در حالیکه به لحاظ تعریف علمی این ابزار کاربرد فیبوناچی پروجکشن را نمایش می دهد.
برای استفاده از فیبوناچی پروجکشن ابزار فیبوناچی اکسپنشن متاتریدر را انتخاب می کنیم سپس از یک بیشینه قیمت (در شکل زیر نقطهA) به کمترین قیمت آن روند (نقطهB) خط رسم می کنیم. نقطه سوم که میزان تصحیح قیمت در این روند نزولی می باشد را در نقطه C تعیین می کنیم. بعد از رسم صحیح فیبوناچی پروجکشن انتظار خواهیم داشت قیمت از درصدهای 61.8- 100- یا 161.8 و حتی 261.8 به روند نزولی خاتمه دهد و روند صعودی پیدا کند. به بیان دیگر این درصدها می تواند ساپورت هایی برای بازگشت قیمت باشند. درصدهای 61.8- 100- 161.8 و261 میزان ادامه روند نزولی می باشند که نقطه آغازین محاسبه آخرین نقطه تصحیح روند (نقطهC) می باشد. در شکل زیر دیده می شود بازار نسبت به نقاطی که با فلش مشخص شده (161.8 درصد و 261 درصد) عکس العمل نشان داده است. شایان ذکر است در یک روند صعودی این نقاط بصورت معکوس مورد استفاده قرار میگیرند تا نقاط رزیستنس انتهای یک روند صعودی محاسبه گردد.

اصول کار با فیبوناچی Expansion و نحوه رسم

فیبوناچی اکسپنشن شباهت بسیار زیادی به فیبوناچی پروجکشن دارد و ادامه یک روند نزولی یا صعودی را تا نقطه پایانش محاسبه می کند. تنها تفاوت آن با فیبوناچی پروجکشن استفاده از دو نقطه به جای سه نقطه است. در یک روند نزولی فیبوناچی پروجکشن درصدهای 61.8- 100- 161.8 و 261 نقاط A تا B را از نقطه آغازین C مورد محاسبه قرار می دادیم تا نقاط D و E بدست بیاید اما در اینجا تنها به درصدهای نقاط A تا B نیاز داریم و با استفاده از درصدهایی که برای فیبوناچی اکستنشن ذکر کردیم انتظار داریم بازار 161.8%- 261.8%- 423.6% از نقطه آغازین حرکت داشته باشد. از همین رو فیبوناچی اکسپنشن را تلفیقی از فیبوناچی اکستنشن و فیبوناچی پروجکشن می دانند. برای رسم فیبوناچی اکسپنشن ابزار خاصی در متاتریدر تعریف نشده است اما میتوان با استفاده از فیبوناچی ریتریسمنت درصدهای بیش از 100 واحد موج اولیه، نقاط بازگشت فیبوناچی اکسپنشن را بدست آورد.

اصول کار با فیبوناچی Arcs و نحوه رسم

فیبوناچی Arcs ابزاری از گروه فیبوناچی ها می باشد که درصد های تصحیح و بازگشت یک روند را بصورت کمانی نمایش نشان می دهد درصدهای عمومی مورد استفاده در این ابزار 38.2- 50 و 61.8 درصد می باشند که کمان های برگشت قیمت را نسبت به یک روند صعودی یا نزولی نمایش می دهند.

شکل بالا نمونه استفاده از ابزار فیبوناچی آرک را نمایش می دهد درصدهای 50 و 61.8 در شکل بالا برای روند تصحیح نزولی حکم رزیستنس را ایفا کرده و باعث روند نزولی قیمت شده اند.

اصول کار با فیبوناچی Fan و نحوه رسم

فبوناچی Fan ابزاری دیگر از گروه ابزارهای فیبوناچی می باشد که بر اساس زاویه روند غالب نقاط بازگشت را از برخورد خط های بادبزن (فن) با قیمت بدست می آورد. در این ابزار نیزدرجه های (درصدهای) 38.2- 50 و 61.8 از اهمیت بیشتری برخوردار هستند.

رسم و استفاده از این ابزار در متاتریدر به علت نقص در رسم درجه های قیمت و نشان ندادن درجه های قیمت روند صعودی کاربرد چندانی ندارد. اما میتوان برای رسم درجه های یک روند صعودی از قسمت Properties و Fibo Levels با منفی وارد کردن درصدهای Description زاویه های مخالف را برای روند صعودی ترسیم کرد.

ااصول کار با فیبوناچی Time و نحوه رسم

فیبوناچی تایم یا فیبوناچی زمانی ابزاری است که نقاط بازگشت قیمت را بر اساس زمان تعیین می کند از این ابزار به دو روش استفاده می کنند. در روش اول فاصله زمانی دو قله را به عنوان صفر و یک محاسبه میکنند و در نقاطی که زمان به خطوط عمودی1-2-3-5-8 و الی آخر می رسدانتظار ریزش دوباره قیمت را دارند.

در روش دوم مانند مثال بالا،  فاصله زمانی پایین ترین قیمت(Low) تا بالاترین قیمت(High) یک موج محاسبه می شود. سپس انتظار می رود در بازه های زمانی1-2-3-5-8 و الی آخر قیمت تغییر جهت بدهد و موج های جدید تشکیل شود.

 

واژه نامه فارکس (تكميلي)

A

account
حساب، به اصل حساب افتتاح شده در نزد بانک يا کارگزار گفته مي شود
aggressor
مهاجم، خريدار معتقد به صعود قيمت ها
anecdotal
شايعات وشنيده هاي غير رسمي
anticipation
پيش بيني
appreciation
افزايش ارزش يک ارز در مقابل ارزي ديگر
arbitrage
استفاده از تفاوت قيمت يک کالا در دو بازار مختلف
ask
نرخ خريد معامله گر و نرخ فروش کارگزار
asset
دارايي، نقدي و غير نقدي

B

balance
تراز حساب
barchart
نوعي نمودار براي نمايش نوسان قيمت در بازار هاي مالي
base currency
در هر جفت ارز، ارزي که ابتدا نوشته ميشود
basis
کوچکترين واحد تغييرات نرخ بهره
bear
خرس، نماد نزول قيمت
bear market
بازار نزولي
bid
نرخ فروش معامله گر و نرخ خريد کارگزار
BOE
بانک مرکزي انگلستان
break even point
نقطه سربه سر، قيمتي از بازار که معامله گر در آن نقطه با احتساب هزينه هاي جانبي(نظير کارمزد کارگزار)در وضعيت خنثي (نه سود و نه ضرر)قرار گيرد
broker
کارگزار
brokerage fee
کارمزدي که کارگزار بابت ارايه خدمات معاملاتي از معامله گر دريافت مي نمايد
budget deficit
کسري بودجه
bull
گاو نر، نماد افزايش قيمت
bull market
بازاري که قيمت هاي آن در حال صعود است
bundes bank
بانک مرکزي آلمان
buy
خريدن
buy limit order
دستور خريدي بالقوه به کارگزار که با کاهش قيمت و رسيدن به قيمت مورد نظر بالفعل مي شود
buying the dips
خريد در قيمت کف بازار

C

cable
لفظي عاميانه براي GBP/USD
calendar
تقويمي که زمان اعلام شاخص هاي اقتصادي را نشان مي دهد
call rate
نرخ بهره شبانه بين بانکي
candelstick chart
نمودار نوسان قيمت موسوم به شمع ژاپني
cash market
بازارخريد و فروش نقدي و فيزيکي ارزها
capital
سرمايه
central bank
بانک مرکزي
CFD
به معاملاتي گفته مي شود که ملکيت در آنها صدق نمي کند و شرکت در آن صرفا به منظور کسب سود ناشي از تفاوت قيمت ميباشد
chart
نمودار که در بازارهاي مالي براي ثبت نوسان قيمت بکار مي رود
client
مشتري
close position
خارج شدن از وضعيت معاملاتي در بازار، مسدود کردن معاملات در حال جريان
commodity
کالا
consumer
مصرف کننده
convertible currency
ارزي که مي تواند بدون کسب مجوز از بانک مرکزي انتشار دهنده آن با ارزهاي ديگر يا طلا مبادله شود.
counter party
طرف مقابل در يک معامله
cross rate
نرخ مبادله ارزهاي فرعي(cross)
cross pair
به جفت ارزهايي گفته مي شود که دلار آمريکا شامل آنها نباشد
crude oil
نفت خام
currency
ارز
currency risk
خطر ضرر وزيان ناشي از معاملات ارزها
currency swap
به قراردادي اطلاق مي شودکه طي آن طرفين ملزم مي شوندارزهاي متفاوتي را دريک نرخ مبادله مشخص، ميزان معين و تاريخي معلوم مبادله نمايند
currency option
قرارداد اختيار معامله ارزه، که به خريدار اختيار اين امکان را مي دهد تا طي زماني معين وبا قيمت و مقداري مشخص و ثابت، در صورت تمايل اقدام به انجام معامله نمايد
currency warrant
قرارداد اختيار معامله ارز با سررسيدي بيش از يک سال
customer
مشتري

D

day trade
معامله يا معاملاتي که در يک روز کاري شروع و در همان روز پايان مي يابد
dealer
شخصيتي حقيقي يا حقوقي که اقدام به خريد دارايي هاي مالي با حجم بالا مي نمايد و آنها را با حجم کمتر به معامله گران خرد با بهاي بشتر مي فروشد
decline
کاهش
deflation
رکود
demand
تقاضا
demo account
حساب مجازي
deposit
سپرده که توسط مشتري نزد کارگزار نگه داري مي شود
depreciation
کاهش، کاهش ارزش يک ارز در برابر ارزي ديگر
discretionary account
به حسابي گفته مي شودکه يک مدير سرمايه با وجوه آن براي صاحب حساب معامله انجام مي دهد و براي هر معامله احتياج به اجازه جداگانه اي از سوي صاحب حساب ندارد
divergence
واگرايي
draft
حواله، برات
draw down
کاهش موجودي حساب در پي چند معامله ناموفق

E

ECB
بانک مرکزي اتحاديه اروپا
EMS
سيستم پولي يکسان کشورهاي عضو اتحاديه اروپا
EMU
اتحاديه پولي اروپا شامل کشورهاي:آلمان، ايتالي، فرانسه، اسپاني، لوکزامبورگ، هلند، پرتغال، اتريش، فنلاند، ايرلندوبلژيک
exchange rate
نرخ مبادلاتي دو ارز
exchange rate risk
رجوع شود به currency risk
execution
به معاملاتي اطلاق مي شود که در بازار باز شده اند و هنوز با يک حالت معاملاتي معکوس مسدود نشده اند

F

fall
سقوط، اشاره به نزول ارزش يک ارز در برابر ارزي ديگر
federal reserve
بانک مرکزي ايالات متحده آمريکا
fixed exchange rate
نرخ رسمي و ثابتي که توسط بانک مرکزي يک کشوربراي تعيين ارزش پول ملي در مقابل ارزهاي ديگر تعيين مي گردد.هرچندکه اين نرخ ثابت معمولا در يک بازه کوچک و کنترل شده نوسان مختصري خواهد داشت
flat
اصطلاحا به زماني اطلاق مي شودکه نوسان هاي بازار جهت خاصي نداشته و فراز و فرود واضحي در بازار مشاهده نمي شود (ونيز به وضعيت معامله گري گفته مي شود که وضعيت معاملاتي نداشته باشد)
floating exchange rate
سيستم نرخ ارز شناور، سيستمي است که طي آن ارزش خارجي پول ملي در بازار و تحت نيروهاي عرضه و تقاضا تععين مي شود
fluctuation
منظور نوسان وتغييرات نرخ است
FOMC
کميته مرکزي بازار باز آمريکا که به تصميم گيري در باره ميزان نرخ بهره (بعبارت بهتر سپرده احتياطي بانکها) مي پردازد (براي اطلاعات بيشتر درخصوص بازار باز و عمليات آن رجوع کنيد به:پول و بانکداري ونهادهاي مالي تاليف دکتر احمد مجتهد)
foreign exchange - forex, fx
بازاري که از تبادل ارزهاي خارجي در مقابل هم پديد مي آيد
forecast
پيش بيني که به تغييرات نرخ هامي پردازد
forward
قرارداد سلف يا forward در بازار فارکس معامله اي است خارج از بورس که بر اساس آن يک ارز در مقابل ارزي ديگر با مقداري مشخص و با قيمتي معين در تاريخي معلوم در آينده مبادله مي شود برخلاف معاملات آتي ها قراردادهاي سلف به سبب ماهيت "خارج از بورس بودن" از انعطاف زيادي برخوردار هستند
front and back office
دفاتر مديريت و پشتيباني در نهادهاي مالي
fund
سرمايه، ذخيره
fundamental analysis
تحليل بنيادي که به بررسي تاثير عوامل سياسي، اقتصادي واجتماعي موثر بر بازار مي پردازد
futures market
بازار معامله قرارداد آتي ه، يک قراداد آتي مانند قرارداد سلف است با اين تفاوت که فقط در بورس ها معامله مي شود و شريط استاندارد بر آن حاکم است(براي آگاهي بيشتر رجوع کنيد به :مشتقات و مديريت ريسک در بازارهاي نفت تاليف دکتر مسعود درخشان)

G

gap
فاصله، منظور فاصله اي در چارت است که بدليل تفاوت در بالاترين قيمت و پايينترين قيمت دو کندل متوالي ايجاد مي شود
GDP
توليد ناخالص داخلي
GFD
نوعي محدوديت براي اجراي دستورهاي از پيش تعيين شده به بروکر است به معناي معتبر تا پايان روز کاري که دستور داده شده است
green back
اصطلاحي براي دلار آمريکا
GTC
مانند GFDاما به معناي معتبر تا اطلاع ثانوي

H

hedging
انجام معامله به منظور محافظت از خطر زيان در معامله اي ديگر
high
بالاترين قيمت در يک بازه زماني تعيين شده

I

illiquidity
رکود، کمبود نقدينگي
index
شاخص
indicator
نشانگر، انديکاتور
inflation
تورم
institutional account
حساب موسساتي
initial margin
سپرده احتياطي موردنياز براي ورود به يک وضعيت معاملاتي است که براي ضمانت اجرايي مي بايست موجود باشد
interbank market
بازاري که از تبادل ارزها مابين بانک ها ايجاد مي شود
interbank rate
نرخ مبادله ارزدر بازار بين بانکي
interest rate
نرخ بهره
introducer broker - IB
شخصيت حقيقي يا حقوقي که واسطه بين کارگزارو مشتري مي شود
ISM
شاخص مديريت عرضه محصولات کارخانه اي

J

jobber
دلال يا کارگزار بورس
jobless claim
به معني مدعي بيمه بيکاري است که بصورت شاخص بيان مي شود و به افرادي اشاره مي شود که بيکار هستند و دولت بايد به آنها بيمه بيکاري پرداخت نمايد

L

lagging indicators
نشانگر(انديکاتور)هاي پيرو، فاقد قدرت پيش بيني که از تغييرات گذشته تبعيت مي کنند
leading indicators
نشانگر(انديکاتور)هاي پيشرو، در ذاتشان پيش بيني هست
leverage
اعتباري که از سوي بروکر داده مي شود و اين امکان را به معامله گر مي دهد تا با سرمايه کمتر از حد يک قرارداد(lot)هم بتواندمعامله نمايد
limit orders
دستور خريدي پايينتر از قيمت فعلي بازار ويا فروش در بالاي قيمت جاري
liquidity
نقدينگي
long position
به حالتي گفته مي شود که با خريد جريان معامله آغاز مي شود
lot
قرارداد، براي معامله در بورس بايد مقدار حداقل و استانداردي از تعداد واحدهاي مورد معامله مورد مبادله قرار گيرد که به اين مقدار استاندارد يک لات گفته مي شودمثلا يک لات دلار برابر 100.000 دلار است
low
پايينترين قيمت در يک زماني مشخص

M

major currencies
به زوج ارزهايي گفته مي شودکه دريک طرف آن دلار آمريکا قراردارد.اين زوج ها 85 درصد معاملات را شامل مي شوند:
EUR/USD، USD/JPY، GBP/USD، USD/CHF، USD/CAD، AUD/USDوNZD/USD
manufacturing product
محصولات کارخانه اي
margin
حاشيه امنيت، سپرده اوليه که توسط مشتري نزد کارگزار نگهداري مي شود، پس از دريافت اعتبار پيشنهادي کارگزار و انتخابي مشتري، مارجين ناميده مي شود
margin call
هر کارگزاري حد مشخصي از مارجين را معين مي نمايد که در صورت کاهش حساب مشتري از آن مبلغ، کليه پوزيشن هاي باز مشتري بسته خواهد شد و درخواستي براي شارژ مجدد حساب به مشتري ارسال خواهد شد.
market maker
کارگزاري که عرضه کننده قيمت هاست و خود نيزآمادگي خريد و فروش در برابر مشتريان در نرخ ارزهاي موجود را دارا مي باشد و سفارش معامله از پيش تعيين شده را نيز انجام مي دهد
market order
دستور
انجام معامله
market regulation
مقررات و قوانين حاکم بر بازار
market trend
روند حرکت قيمت ها در بازار
market view
پيش بيني روند حرکتي بازار
maturity
تاريخ تسويه حساب
mini account
حساب ميني
monetary
پولي، مالي
mortgage
رهن، گرو-مربوط به نرخ تسهلات وام هاي اعطايي بانک ها
MPC
کميته سياستگذاري پولي انگلستان

N

narrow
حرکت آهسته و کم حجم نرخ
NFA
موسسه اي مستقل و خود محور که به وضع مقررات و آيين نامه براي بازارهاي آتي ها مي پردازد
non durable goods
کالاهاي کم دوام
non farm payroll
تعداد حقوق بگيران آمريکايي د رهمه بخش ها به جز :کارکنان دولت مرکزي-کارکنان خانه هاي شخصي-کارکنان موسسه هاي خيريه-کارکنان بخش کشاورزي

O

offer
نرخ پيشنهادي
offset
جبران کردن، اصطلاحا به معامله اي جبراني خلاف جهت معامله اصلي براي پوشش ريسک گفته مي شود
o.c.o - one order cancel other
يک دستور معاملاتي مشروط که شامل دو قسمت است.در صورتي که هريک از دو قسم محقق شود، دستور مربوط به قسمت ديگر بصورت خودکار لغو مي شود
open position
هرمعامله اي که هنوز با پرداخت فيزيکي تسويه نشده باشدويا با يک معامله معکوس ديگر که همان تاريخ اعتبار را دارد، مسدود نشده باشد
otc - over the counter
معاملات در بازارهاي مالي از جهت محل انجام بدو دسته تقسيم مي شوند:داخل بورس و خارج از بورس.معاملات خارج از بورس يا OTC به سبب کمتر بودن شرايط نظارتي داراي خصوصيات منعطف تر و ريسک بيشتر هستند
overnight trading
معاملات شبانه، خريد و فروشي که مابين 9 شب و 8 صبح صورت گيرد.

P

pace
جهش قيمت و حرکت آن در نمودار
peak
بالاترين نرخ در نوسان
performance
عملکرد، کارنامه معاملات
pip
عبارتي که در بازار ارز براي انجام کوچکترين حرکت در نرخ هاي معاملاتي بکار مي رود.
political risk
عدم اطمينان از بازگشت سرمايه به دليل احتمال اتخاذ تصميمات سياسي که بازگشت سود سرمايه را با خطر مواجه سازد
premium
دريافت کارمزد اضافه بدليل حجم بالاي سفارش مشتري
price
قيمت
price transparency
شفافيت قيمت، شرايطي که هم فروشنده و هم خريدار از قيمت بازار آگاهي دارند
producer
توليد کننده
property
مال ودارايي

R

rate
نرخ
resistance
سطحي از قيمت که انتظار مي رود در آن نقطه قيمت سقوط کند
retail sale
خرده فروشي
risk capital
مقداري از پول که فرد مي تواند براي سرمايه گذاري از آن استفاده کند و در صورت ضرر تاثير جدي بر زندگي عادي وي نداشته باشد
rollover
زماني که يک پوزيشن بيش از يک روز کاري باز باشد براساس تفاوت نرخ بهره دو ارزي که با هم در حال مبادله هستند هزينه يا درآمدي به مشتري وارد مي شود که به آن هزينه نگه داري شبانه گفته مي شود
rumor
شايعه

S

salary
دستمزد، حقوق
sell
فروختن
sentiment
احساس
settlement
تسويه يا تبديل فيزيکي ارزها به يکديگر
short
فروختن يک ارز يا سهام بدون مالکيت آن ونگاه داشتن وضعيت فروش با انتظار کاهش قيمت و سپس خريد آن
sideways market
بازاري که قيمت ها در محدوده اي باريک در حال نوسان هستند
skeptical
حس شک وترديد در هنگام معامله
slippage
تغيير قيمت از زمان صدور فرمان معامله از سوي مشتري تا زمان اجراي آن توسط بروکر
speculator
سفته باز، معامله گري که براي ارزش ذاتي کالا اقدام به معامله نمي کند و صرفا براي سود جستن از نوسانات قيمت اقدام به خريد و فروش مي نمايد
spot
معامله لحظه اي که قبض و اقباض در لحظه انجام معامله صورت مي گيرد(گاها تا دوروز هم تسويه مي تواند به تاخير بيافتد)
spread
تفاوت بين قيمت خريد وفروش، هر قدر ميزان اسپرد جفت ارزي کمتر باشد نشان از حجم بالاتر معاملات روي جفت ارز مذکور دارد
stock market
بازار سهام و اوراق بهادار
stop loss order
دستور حد ضرر، که معامله گر مي تواند براي جلوگيري از ضرر بيشتر و خروج از بازار به کارگزار اعلام نمايد
strengthen
افزايش قيمت يک ارز در مقابل ارزي ديگر
support
سطحي از قيمت که انتظار افزايش نرخ در آن وجود دارد
supply
عرضه کردن
survey
ارزيابي کردن
swing market
به بازاري گفته که قيمتها مرتبا در حال نوسان باشند

T

target
حد سود، take profit، نرخ مورد نظر براي کسب سود و خروج از بازار
tax
ماليات
technical analysis
تحليل رفتار قيمت با استفاده از اطلاعات موجود در نمودار، روندهاي قيمتي و حجم معاملات
tomorrow to next
معامله يک جفت ارز بدون بستن يا تسويه آن تا روز آتي
tomorrow next roll
tomorrow to next
trade
معامله کردن
turn over
گردش مالي، به حجم معاملات اشاره دارد
two way price
نرخ هاي خريد و فروش براي يک جفت ارز

U

unemployment rate
نرخ بيکاري
us prime rate
نرخي که بانک هاي آمريکا به شرکت هايي که مشتري اصلي آنها هستند عرضه مي کنند
up trend
روند صعودي
us treasury bill
اوراق قرضه کوتاه مدت (کمتر از يکسال) دولت آمريکا که اين اوراق بين 1ميليون تا 5 ميليون دلار بفروش مي رسند
us treasury note
اوراق قرضه ميان مدت(بين يک تا ده سال) دولت آمريکا که سود آن را شش ماه يکبار پرداخت مي کند

V

value date
تاريخ تسويه يک معامله سلف يا لحظه اي(اسپات)
variation margin
مارجين اضافي، گاها برخي کارگزاران در شرايط پر نوسان درخواست مارجين بيشتري از مشتري مي نمايند
versus
دربرابر، در مقابل، براي مقايسه يک ارز در برابر ارزي ديگر بکار ميرود
volatility
ميزان نوسان و تغيير قيمت در يک بازه زماني مشخص
volume
مجموع حجم معاملات انجام شده در يک بازه زماني مشخص

W

wage
دستمزد، حقوق

Y

yield
بازده

 

استفاده از میانگین های حرکتی

جلسه دهم :استفاده از میانگین های حرکتی

آشنایی با انواع میانگین های متحرک
انجام محاسبه میانگین های متحرک
اصول کار با میانگین های متحرک

آشنایی با انواع میانگین های متحرک

میانگین متحرک، میانگینی از داده های بازار در بازه زمانی خاص می باشد. میانگین متحرک عموما به عنوان یک Indicator (شاخص نمای تکنیکی) شناخته می شود اما از آنجا که امروزه در بین معامله گران (به خصوص معامله گران ارز) بیشتر بر روی خاصیت ساپورت و رزیستنس آن حساب باز می شود کاربردی دوگانه یافته است.

انجام محاسبه میانگین های متحرک

از آنجا که محاسبه میانگین متحرک از تغییرات قیمت به دست می آید، تابعی از قیمت و روند بازار می باشد و به لحاظ ساختاری برای پیش بینی آینده قیمت همیشه مقداری از روند عقب تر می باشد. نحوه محاسبه میانگین متحرک بسته به فرمول آن متفاوت است. ساده ترین شیوه محاسبه، میانگین متحرک ساده (Simple Moving Average) می باشد. این میانگین متحرک از آخرین تغییرات قیمت داده می پذیرد. به علت اینکه در بازار فارکس یا بازارهای دیگر تمامی تغییرات قیمتی (تیک چارت) را نداریم برای سهولت محاسبه از قیمت بسته شدن کندل استیک یا بار چارت برای بدست آوردن میانگین متحرک استفاده می شود. برای محاسبه میانگین متحرک غیر از قیمت انتهایی کندل استیک، میتوان از قیمت آغازین کندل استیک یا بالاترین و پایین ترین قیمت کندل استیک نیز استفاده کرد. در محاسبه میانگین متحرک روش های گوناگونی وجود دارد. ساده ترین و کاربردی ترین آن را در بالا توضیح دادیم اما میانگین های متحرک دیگری نیز وجود دارد که ارزش متفاوتی به داده های قیمت می دهند مانند میانگین های متحرک نمایی Exponential (کاربر ارزش هر داده قیمت را در این میانگین تایین می کند) میانگین متحرک سطحی Smoothed و میانگین متحرک خطی وزنی Linear Weighted از انواع دیگر هستند که عموما به داده های جدید ارزش و وزن بیشتری برای محاسبه می دهند. به هر حال آنچه مهم است تحقیق و بررسی شما روی میانگین های متحرک گوناگون در بازارهای مختلف (در اینجا ارزهای گوناگون) می باشد.

اصول کار با میانگین های متحرک

در فصل سوم در مورد مکان اندیکاتورها در نرم افزار متا تریدر صحبت کردیم. برای یادآوری، تصویر زیر نشان می دهد که ایندیکاتور Moving Average در منوی Insert و زیر منوی Trend در چه مکانی قرار دارد.

پس از باز کردن این اندیکاتور پنجره تنظیمات مشاهده می شود.

زبانه اول این پنجره Parameters تنظیمات اولیه میانگین متحرک را نشان می دهد.
کادر Period مربوط به تعداد کندل استیک ها یا دوره های محاسبه میانگین متحرک است. در قسمت بعد توضیحات برای بهترین بازده این پارامتر داده خواهد شد. در کادر MA method نمونه محاسباتی میانگین متحرک تعریف می شود. این قسمت به صورت پیش فرض Simple می باشد اما توصیه می شود برای دادن وزن بیشتر به تغییرات قیمتی جدیدتر، از Exponential یا Linear Weighted استفاده شود. کادر Apply to قیمت مورد نظر هر کندل استیک یا داده قیمتی را مشخص می کند. بهترین گزینه در این قسمت Weighted Close می باشد. در این گزینه در عین حال که قیمت های بالا و پایین هر کندل استیک مورد محاسبه قرار گرفته وزن حرکتی بیشتر به قیمت پایانی به خاطر اهمیت آن داده شده است. در قسمت Style نیز نحوه نمایش خط میانگین متحرک تنظیم می گردد در این قسمت رنگ دلخواه، پیوسته یا نقطه چین بودن این خط و قطر خط تنظیم می گردد.

در بین معامله گران میانگین متحرک از پر طرفدارترین اندیکاتورها می باشد. این ابزار از یکسو به عنوان ساپورت و رزیستنس عمل کرده و از سوی دیگر جهت قیمت و سیگنال های معاملاتی را به معامله گر  نشان می دهد. قبل از آشنایی بیشتر با این ابزار لازم به ذکر است که همیشه این سوال وجود دارد که چه دوره زمانی برای این اندیکاتور بهترین می باشد؟ این سوال بیشتر از آنکه بین معامله گران دارای  اجماع باشد امری سلیقه ای است و بسته به هر بازاری متغیر است. در بازارهای با نوسان شدید عموما از دوره های زمانی کوتاه مدت تر و در بازارهای با نوسانات کندتر از دوره های زمانی طولانی تر استفاده می گردد.

ساده ترین روش استفاده از میانگین متحرک قطع این شاخص از روی نمودار خطی قیمت می باشد. اگر نحوه نمایش نمودار به صورت خطی باشد و یک میانگین متحرک روی نمودار ترسیم کنیم، ساده ترین سیگنال قطع قیمت از روی میانگین متحرک است. همانطور که در شکل زیر دیده می شود خط سبز تغییرات قیمت و خط آبی میانگین متحرک 55 روزه بر روی نمودار یورو به دلار می باشد. فلش رو به پایین نقطه ورود به سیگنال فروش را نشان می دهد و دو فلش رو به بالای بعدی نقطه خرید را برای افزایش قیمت نشان می دهد. عموما از این روش برای بازارها یا بازه های زمانی استفاده می شود که نمودار آنها عموما دارای روند های پایدار باشند و در بازارهایی مانند فارکس که فراریت در آنها زیاد و زمانهای بسیاری بدون روند هستیم این روش کاربرد چندانی ندارد. نقطه ضعف دیگر این روش باز بودن معاملات در هر زمانی می باشد. به این معنی که همیشه سیگنال فروش قبلی به ما سیگنال خرید می دهد و سیگنال خرید با سیگنال فروش بسته می شود. نمونه دیگری که از میانگین های متحرک برای معاملات استفاده می کنند قطع دو میانگین متحرک توسط یکدیگر است. روش دو میانگین متحرک شباهت بسیاری به روش قطع قیمت با یک میانگین دارد. تنها تفاوت در این است که به جای قطع یک میانگین متحرک از روی قیمت، این بار قطع یک میانگین توسط میانگین دیگر برای معامله گر سیگنال صادر می کند. در این روش حتما باید از دو میانگین متحرک با دوره های زمانی متفاوت استفاده کرد و هر زمان که میانگین با دوره کمتر زیر میانگین با دوره بلندتر قرار گرفت سیگنال فروش داریم و هر زمان که میانگین با دوره کمتر بالای میانگین بلند مدت تر آمد سیگنال خرید داریم. در این روش نیز حد سود و ضرر با قطع دوباره میانگین ها معلوم می گردد. ایراد عمومی میانگین های متحرک دیرکرد آنها نسبت به قیمت می باشد و همیشه زمانی سیگنال می دهند که تغییرات قیمتی زیادی بوجود آمده است.

روش دیگری که برای استفاده از میانگین های متحرک کاربرد بسیاری برای معامله گران حرفه ای دارد استفاده از آنها به عنوان ساپورت و رزیستنس می باشد. از آنجا که به تجربه ثابت شده میانگین های متحرک قابلیت تغییر قیمت و عکس العمل روی بازارها را دارند، با رسیدن قیمت به یک میانگین متحرک معامله گران در برخورد میانگین متحرک و قیمت، میانگین متحرک را در نقش یک حمایت یا مقاومت در نظر می گیرند و در جهت معکوس وارد بازار می شوند. در شکل بالا فلش سوم دقیقا بیان کننده همین موضوع است. قیمت با برخورد به میانگین متحرک 55 روزه ناگهان شتاب گرفته و در جهت رو به بالا حرکت کرده است.
امروزه استفاده از اعداد 5،8،13،21،34،55،89 و144 که اعداد فیبوناچی (در فصل آینده در مورد این اعداد به تفصیل صحبت خواهیم کرد) می باشند در میانگین های متحرک کاربرد بسیاری یافته است و بسته به شرایط و عکس العمل آنها، بسیار از آنها استفاده می شود.

خطوط پیوت و کاماریلا

 جلسه نهم :خطوط پیوت و کاماریلا

محاسبه خطوط پیوت (Pivot)
کار با خطوط پیوت
محاسبه خطوط کاماریلا (Camarilla)
کار با خطوط کاماریلا

خطوط حمایت و مقاومتی که تا کنون در مورد آنها بحث کردیم، همه به صورت چشمی و ترسیمی به دست می آمدند. در این درس در مورد خطوطی بحث خواهیم کرد که با استفاده از فرمول های ریاضی محاسبه شده و قدرت و اثرگذاری چشمگیری در رفتار معامله گران و در نتیجه روند قیمت دارند.

محاسبه خطوط پیوت (Pivot)

به طور کلی از خطوط پیوت برای معاملات روزانه استفاده می کنند و با انجام محاسبه بر روی قیمت های روز گذشته ساپورت و رزیستنس های روز آتی را به دست می آورند. ولی افرادی نیز هستند که این خطوط را برای بازه های زمانی بزرگتر مانند هفتگی، ماهانه و یا حتی سالانه استفاده می کنند. برای محاسبه خط پیوت به چهار پارامتر روز گذشته(بازه زمانی قبلی) نیاز است. این چهار پارامتر عبارتند از بیشترین قیمت، کمترین قیمت، نقطه باز شده و نقطه بسته شده روز گذشته که مورد نیاز هستند. البته در مورد بازارهای 24 ساعته مانند فارکس که بازار زمان بسته شدن شبانه ندارد نقطه باز شدن قیمت لحاظ نمی شود و تنها از نقطه بسته شدن قیمت استفاده می گردد. نحوه محاسبه آن به شکل زیر است:

PP=Pivot Point=High+Low+Close/3
R1=(2*PP)-Low
R2=PP+(High-Low)
S1=(2*PP)-High
S2=PP-(High-Low)

در محاسبه پیوت بازارهای 24 ساعته، قیمت بسته شدن(Close) از اهمیت بالایی برخوردار است به علت اینکه در ساعتی خاص بازار بسته نمی شود، معامله گران می توانند از ساعات مختلفی استفاده کنند. اغلب افراد با ساعت 24 بروکر خود پیوت را محاسبه می کنند که می تواند کاری اشتباه باشد برای بهترین جواب عموما ساعت 12 نیمه شب گرینویچ یا ساعت 12 نیمه شب به وقت نیویورک مورد استفاده قرار می گیرد که بازده بهتری نسبت به دیگر ساعات بازار دارد. بالاترین و پایینترین قیمت (High-Low) نیز در بازه زمانی بین 12 نیمه شب روز گذشته تا 12 نیمه شب روز جاری محاسبه میگردد.

کار با خطوط پیوت

استفاده از خطوط پیوت دقیقا به مانند استفاده از خطوط ساپورت و رزیستنس است بدین صورت که پس از ترسیم، هر کدام از خطوط می تواند قابلیت عکس العمل به قیمت را داشته باشند. در شکل زیر پس از محاسبه داده های روز 18 July خطوط پیوت و ساپورت برای روز 19 July محاسبه می گردد در ساعات اولیه روز کاری اروپای مرکزی (بازار توکیو) قیمت نمودار پوند به دلار به خط پیوت می رسد اما با فشار خریداران قیمت به سطوح بالا می رود. تا اینکه در ساعت 10:30 به وقت اروپای مرکزی با اعلام خبری مربوط به انگلستان قیمت با گپی رو به پایین از خط پیوت می گذرد. در کندل بعد لحظاتی قیمت به پیوت می رسد و در ادامه روز، قیمت به خط ساپورت اول می رود. قیمت توانایی رد شدن از ساپورت یک را نداشته و دوباره رو به بالا حرکت می کند. این بار نقش حمایتی خط پیوت پوینت تبدیل به مقاومت می شود و قیمت در اواخر روز در بین خط پیوت و S1 بسته می شود.

در نمونه ای دیگر قیمت پس از رسیدن به خط پیوت در ادامه روز حرکت صعودی را نمایش می دهد. با اینکه خطوط R1 تا R3 برای دوره ای جلوی حرکت صعودی قیمت را می گیرند اما فشار خریداران صعود قیمت را رقم می زند.

محاسبه خطوط کاماریلا (Camarilla)

خطوط کاماریلا نیزبه نوعی ساپورت و رزیستنس می باشند. با اینکه فرمول محاسبه و نحوه استفاده از این خطوط با خط های پیوت متفاوت است اما کلیات آنها در استفاده از ساپورت و رزیستنس یکسان است. در خطوط کاماریلا هشت خط برای هر روز محاسبه می شود که عموما از 4 خط آن استفاده می گردد فرمول محاسبه هشت خط کاماریلا به ترتیب زیر می باشد.


H4=((High-Low)*(1.1/2)) + Close
H3=((High-Low)*(1.1/4)) + Close
H2=((High-Low)*(1.1/6)) + Close
H1=((High-Low)*(1.1/12))+ Close
L1=Close-((High-Low)*(1.1/12))
L2=Close-((High-Low)*(1.1/6))
L3=Close-((High-Low)*(1.1/4))
L4=Close-((High-Low)*(1.1/2))

کار با خطوط کاماریلا

معمولا محاسبه 4 خط از 8 خط در مورد خطوط کاماریلا حائز اهمیت هستند. در صورت صعود قیمت خط های H3 و H4 و در صورت نزول قیمت خطوط L3 و L4 حائز اهمیت هستند. کسانی که از خطوط کاماریلا استفاده می کنند عقیده دارند که قیمت در اغلب روزها توانایی عبور از خطوط L3 و H3 را ندارد و در بازه ای بین این دو خط باقی می ماند. این افراد بر این اساس، با رسیدن قیمت به هر کدام از این دو خط در جهت بازگشت به سمت مخالف، وارد بازار می شوند. اما در روزهایی که بازار دارای روند قوی می باشد با شکسته شدن خطوط L3 و H3 صبر می کنند تا قیمت به خطوط L4 و H4 نیز برسد. سپس از آنجا در جهت روند اصلی وارد معامله می شوند.
در شکل زیر قیمت ابتدا به خط H3 می رسد و با فشار فروشندگان به سمت خط L3 حرکت می کند.مشاهده می شود قیمت از خط L3 رد نمی شود و خریداران در ادامه روز حتی قیمت را از خط H3 و H4 رد می کنند.

شناخت و استفاده از روندها

جلسه هشتم:شناخت و استفاده از روندها

تقسیم بندی روندها از لحاظ جهت حرکت
تقسیم بندی روند ها به لحاظ زمانی
اصول کار با خط روند (Trend Line) نحوه رسم و درجه اهمیت
کاربرد خط روند
رسم کانال ها
کاربرد کانال ها

روندها، سمت و سوی حرکت قیمت در گذشته را نشان می دهند. از آنجا که روند، قدرت و تمایل غالب تریدرها را در نوسانات قیمت نشان می دهد می توان انتظار داشت تا زمانی که نیرویی بیشتر از نیروی فعلی بازار و در جهت عکس به بازار وارد نشود روند ادامه داشته باشد.

روندها مجموعه ای از موج های صعودی و نزولی می باشند. در اولین نگاه میتوان این نکته را متوجه شد که بازار هیچ زمانی دارای روند مستقیم نیست و مجموعه ای از شکسته شدن حمایت ها و مقاومت های گوناگون است که یک روند را تشکیل می دهد.

تقسیم بندی روندها از لحاظ جهت حرکت

روندها دارای سه جهت کلی می باشند 1: روند صعودی 2:روند نزولی 3:روند خنثی
1: در روند صعودی قیمت بیشتر از آنکه تمایل به تضعیف داشته باشد تمایل به تقویت و بالا رفتن دارد. در روند صعودی معقول ترین کار خریدن و باقی ماندن در بازار تا تشخیص انتهای روند صعودی است.
2: در روند نزولی قیمت بیشتر از آنکه تمایل به تقویت داشته باشد تمایل به تضعیف و پایین آمدن دارد. در روند نزولی معقولترین کار فروختن و باقی ماندن در بازار تا تشخیص انتهای روند نزولی است. (در بازارهای یک طرفه فروختن به معنی بی معامله ماندن و نظاره کردن می باشد)
3: روند خنثی بیان کننده قدرت برابر خریداران و فروشندگان در زمانی خاص است. عموما آنچه در روند خنثی دیده می شود در بازه های زمانی کوتاه تر تلفیقی از روندهای صعودی و نزولی می باشد و در بازه های زمانی بلند مدت روند خنثی، خود جزئی از یک روند دیگر می باشد. در روند های خنثی یا معامله گر باید تا زمان چیرگی قدرت یکی از گروه خریداران یا فروشندگان نظاره گر باشد و یا از روند های کوچک صعودی و نزولی بازار منتفع شود.

تقسیم بندی روند ها به لحاظ زمانی

غیر از جهت قیمت، طول مدت روند نیز حائز اهمیت می باشد. تا به حال تعریف غالبی برای تقسیم بندی زمانی روندها، بین تریدرها وجود نداشته اما تقسیم بندی غالب به سه دسته اشاره دارد 1: روند بلند مدت 2: روند میان مدت 3: روند کوتاه مدت
برای این تقسیم بندی روند بلند مدت را بیش از شش ماه یا یکسال در نظر می گیرند. روند میان مدت را بیش از یک ماه تا یکسال در نظر می گیرند و روند کوتاه مدت را روندهای دارای زمان کمتر از یک ماه در نظر می گیرند. گرچه روند های میان روز کوچک تر از روند های کوتاه مدتی است که تعریف کردیم اما اغلب معامله گران روند های میان روز را نیز جزء روند های کوتاه مدت طبقه بندی می کنند.
نکته دیگر در مورد روندها، حرکات موجی شکل آنها است. هر روند در بازه زمانی خاص خود تشکیل شده از چند روند کوچکتر و در بازه زمانی بزرگتر جزئی از موج روند بزرگتر می باشد. بنابراین وقتی صحبت از روند به میان می آید تعیین بازه زمانی روند نیز حائز اهمیت می باشد.

اصول کار با خط روند (Trend Line) نحوه رسم و درجه اهمیت

همانطور که در گذشته اشاره شد روند ها مجموعه ای از پیشی گرفتن موج های یک جهت قیمت بر جهت مقابل می باشد.
اگر به شکل زیر دقت کنید می بینید که روند صعودی مجموعه ای از روندهای کوچکتر می باشد که مجموع و اندازه روندهای نزولی، کوچکتر از روندهای صعودی می باشد. از همین رو روند غالب صعودی است. به بیانی دیگر شاهد آن هستیم که در روند صعودی مقاومت های جدید بالاتر از مقاومت های قبل از خود هستند اما قیمت در خطوط حمایت به حمایت قبل از خود نمی رسد. عکس این حالت برای روند نزولی تعریف می شود.

تا زمانی که در یک روند صعودی قرار داریم دره های قیمت (حمایت ها) نباید به قیمت پایین تر از حمایت قبلی برسد و در روند نزولی قله های قیمت (مقاومت ها) نباید به قیمت بالاتر از مقاومت قبلی برسد. این نکته مهمترین اصل تشخیص و بکارگیری روند می باشد. در صورتی که قله ها یا دره ها به موج قبل خود برسند در اصل بیان کننده این هستند که یا شیب روند غالب کم شده یا آن روند پایان یافته و روند معکوس جدیدی در پیش داریم.

برای ترسیم یک روند صعودی حداقل دو دره قیمت (حمایت) را به یکدیگر متصل می کنیم و تا زمانی که قیمت از امتداد این خط ترسیمی رد نشود روند صعودی می ماند.
برای ترسیم یک روند نزولی حداقل دو قله قیمت (مقاومت) را به یکدیگر متصل می کنیم و تا زمانی که قیمت از امتداد این خط ترسیمی رد نشود روند نزولی می ماند.
اعتبار یک روند را تعداد دفعات برخورد قیمت با خط روند، میزان زمان باقی ماندن قیمت در روند و شیب روند تعیین می کند و در صورتی که هر کدام از سه پارامتر بالا بیشتر و بزرگتر باشد اطمینان کردن به روند غالب اهمیت بیشتری پیدا می کند.

کاربرد خط روند

با توجه به توضیحات بالا تکنیک استفاده از خط روند بدین صورت می باشد که بعد از ترسیم خط روند، در بازگشت قیمت، با برخورد قیمت به خط روند، انتظار بازگشت قیمت در جهت روند غالب را داریم و معامله ای در جهت روند باز می کنیم.
در شکل زیر روند صعودی دلار به فرانک را می بینیم. پس از هربار برخورد قیمت به خط روند(Trend line) قیمت شروع به بالا رفتن می کند. در بار سوم و چهارم برخورد قیمت به خط روند می توان در جهت صعودی معامله خرید باز کرد. می بینیم که هر بار معامله ما وارد سود شده است.

رسم کانال ها

معمولا روند ها تمایل دارند که در داخل کانال قیمتی خاص حرکت کنند بدین معنی که همانطور که شیب خط روند در صورت تغییر می تواند باعث تعویض نقش روند شود، خارج شدن بازار از کانال خود نیز می تواند باعث تغییرات در روند و شیب آن گردد. برای ترسیم خط کانال باید به موازات خط روند خطی از آخرین قیمت موجود در کانال رسم شود. برای خط روند حتما لازم بود دو نقطه را برای روند در نظر بگیریم اما در خط کانال نیازی به دو نقطه برخورد قیمت نمی باشد و تنها یک نقطه را با فرض استفاده موازی خط روند میتوان استفاده کرد. فراموش نشود خط کانال تابعی از خط روند می باشد و هیچ زمانی خط کانال قبل از خط روند ترسیم نمی شود.

کاربرد کانال ها

در مورد خط کانال نیز به مانند خط روند در برخورد قیمت به خط کانال ترسیمی میتوان بازگشت قیمت به درون خط کانال را انتظار داشت. ریسک معاملات برخورد قیمت با خط کانال بسیار بیشتر از معاملات با خط روند می باشد. دلیل این موضوع نیز وارد شدن در این معاملات بر خلاف روند غالب بازار می باشد در حالی که معاملات بر اساس خط روند در جهت عمومی قیمت است. خط دیگری نیز بین دو خط ترند لاین و کانال میتوان وجود داشته باشد با نام خط میانه (Middle line) که از این خط نیز میتوان به مانند دو خط روند و کانال استفاده کرد. نکته دیگر در مورد استفاده از خطوط روند و کانال، تصحیح این خطوط در زمان هایی است که شیب آنها کم می شود و باید خطوط جدیدی ترسیم شود تا از زیان معاملات جلوگیری شود.

استفاده از تحلیل تکنیکال

جلسه ششم و هفتم  :استفاده از تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال
آشنایی با انواع نمودارها
نمودارهای میله ای (BarChart)
نمودارهای خطی(Line Chart)
نمودارهای شمعی (CandleStick Chart)
آشنایی با تعریف S&R
شناسایی اصول تشخیص S&R
اصول استفاده از Support & Resistances
اصول درجه اهمیت S&R
استفاده ازتعویض نقش و شکسته شدن S&R
آشنایی با محدوده های S&R Zone
اصول کاربا S&R
اصول استفاده از گپ ها و کاربردشان به عنوان S&R

تحلیل تکنیکال

همانطور که در درس دوم اشاره شد، تحلیل تکنیکال بررسی نمودار قیمت و شناسایی الگوهای قیمتی در جهت پیش بینی حرکت های آینده بازار می باشد. مهمترین ابزار یک تحلیل گر تکنیکال (Technical Analyst) نمودار تغییرات قیمت می باشد. در این درس انواع نمودارها را خواهیم شناخت و با پایه ای ترین ابزار تحلیل آنها یعنی خطوط حمایت (Support) و مقاومت (Resistance) آشنا خواهیم شد.

بهتر است در همین ابتدای کار با اصطلاح بازه زمانی(Time Frame) آشنا شوید. همانطور که از اسم آن پیدا است بازه زمانی اشاره دارد به مدت زمانی که تغییرات قیمت در آن ثبت می شود. به عنوان مثال اگر قیمت را در پایان هر هفته بر روی نمودار ثبت کرده و این نقاط را به هم متصل کنیم، نموداری به دست می آید که می گوییم بازه زمانی آن هفتگی است و یا اگر این کار را برای هر ساعت انجام دهیم، یعنی قیمت را در پایان هر ساعت بر روی نمودار ثبت کنیم، نموداری با بازه زمانی یک ساعته به دست می آوریم.

آشنایی با انواع نمودارها

نمودارها اصلی ترین ابزار تحلیل تکنیکال می باشند. هر نمودار از دو پارامتر اصلی تشکیل شده، قیمت و زمان. قیمت در محور عمودی نمودار و زمان در محور افقی قرار دارد.
قیمت در هر نموداری برگرفته از ارزش شاخص، کالا یا ارزش ارز اول نسبت به ارز دوم می باشد.
زمان نیز بازه زمانی هر نمودار را نمایش می دهد بازه های زمانی نمودارها از تیک چارت (تغییر لحظه ای قیمت) تا نمودارهای ساعتی، روزانه و حتی ماهانه می تواند متغیر باشند. تغییرات قیمت در بازه های مختلف نمودار به اشکال متفاوتی نمایش داده می شود. اما در کل ماهیت تفسیر نمودارها در بازه های مختلف تفاوت چندانی ندارد.

نمودارهای میله ای (BarChart)

معمولا در آموزش نمودارها، ابتدا نمودار خطی را بیان می کنند اما ترجیح می دهم که ابتدا شما را با نمودار میله ای آشنا کنم. قبل از اینکه وارد جزئیات یک نمودار میله ای شویم مایل هستم شما را با مفهوم تایم فریم (TimeFrame) یا بازه زمانی آشنا کنم. هر نمودار قیمت، بنا به انتخاب کاربر می تواند بازه های زمانی متفاوتی را نشان دهد از بازه یک دقیقه ای (یا تیک چارت) تا بازه زمانی هفتگی و حتی ماهیانه. وقتی که شما برای نمودار خود تایم فریم یک روزه را انتخاب می کنید، یعنی هر واحد بر روی محور زمان (محور افقی) نشان دهنده یک روز است. به همین ترتیب اگر تایم فریم یک ساعته را انتخاب کنید، هر واحد بر روی محور افقی نمودار برابر یک ساعت خواهد بود.

به بحث اصلی در مورد نمودار میله ای برگردیم. اگر به تصویر زیر توجه شود (شکل ظاهری یک نمودار میله ای) نمودار میله ای از تعداد زیادی از این میله ها (Bars) تشکیل شده که هر کدام از اینها، تغییرات قیمت را در بازه زمانی انتخاب شده نشان می هند. یعنی به طور اجمالی می گویند که در بازه زمانی مورد نظر چه اتفاقی روی داده و چه تغییراتی در آن ایجاد شده است.

فرض کنیم بازه زمانی (تایم فریم) یک روزه را انتخاب کرده ایم. در این حالت هر میله نشان دهنده یک روز می باشد. زائده سمت چپ میله قیمت باز شدن (Open Price) را نشان می دهد. یعنی در روز مورد نظر، اولین قیمت چه عددی بوده است. زائده سمت راست قیمت بسته شدن (Close Price) را نمایش می دهد. یعنی قیمت در آخرین لحظه از آن روز را نشان می دهد. نقطه پایینی میله حداقل قیمتی را نشان می دهد که در آن روز وجود داشته است (Low Price) و به همین ترتیب نقطه بالایی میله حداکثر قیمت آن روز را نشان می دهد( High Price). حالا دوباره به شکل ظاهری یک میله از نمودار میله ای نگاه کنید و سعی کنید مطالب گفته شده را به خاطر بسپارید. با کمی دقت متوجه می شوید که اگر در یک میله (Bar) قیمت باز شدن (Open) پایین تر از قیمت بسته شدن (Close) باشد، یعنی در آن بازه زمانی قیمت صعود کرده و یا بالعکس. این چهار قیمت برای هر بازه زمانی بسیار مهم هستند و بعد ها استفاده زیادی از آنها خواهیم کرد. پس حتما مفهوم High، Low، Open، Close را به خوبی یاد بگیرید.

نمودارهای خطی(Line Chart)

نمودار خطی ساده ترین نوع نمودار می باشد. در این نوع از نمودار، قیمت های Close در هر بازه زمانی به هم متصل شده و نمودار را به وجود می آورند و در این نمودار نمی توانیم قیمت Open، High، Low را مشاهده کنیم.

نمودارهای شمعی (CandleStick Chart)

نمودار شمعی (Candlestick) یکی از پر کاربردترین نمودارها می باشد که در واقع نسخه تکامل یافته نمودار میله ای است. از این نوع نمودار ژاپنی ها در قرن هجدهم استفاده می کرده اند که تاریخچه آن در نوع خود جالب است.

همانطور که در نمودار میله ای هر میله نشان دهنده تغییرات قیمت در یک بازه زمانی بود، در نمودار Candlestick نیز هر کندل نشان دهنده قیمت باز شدن، بسته شدن، قیمت حداکثر و قیمت حداقل در بازه زمانی مورد نظر است. همانطور که در شکل ظاهری یک کندل مشاهده می کنید، هر کندل شامل یک قسمت پهن (بدنه یا Body) و دو خط نازک در بالا و پایین (Shadow) است. فاصله بین قیمت Open و قیمت Close بدنه را تشکیل می دهد و قیمت High و Low را خط های باریک (سایه و Shadow نیز خوانده می شوند) نمایش می دهند.

علت اینکه آنقدر افراد نمودار کندل استیک را بر نمودار میله ای ترجیح می دهند این است که در نمودار شمعی، صعودی و نزولی بودن قیمت در هر بازه زمانی به راحتی قابل تشخیص است. معمولا کندل های صعودی (Bullish Candle) با رنگ سبز، سفید، آبی و یا توخالی نمایش داده می شوند و کندل های نزولی (Bearish Candle) با رنگ مشکی، قرمز، قهوه ای و یا توپُر نشان داده می شوند.

شکل ها و الگوهایی که کندل ها با قرار گرفتن در کنار یکدیگر ایجاد می کنند مطالب بسیاری را بیان می کنند که بعد ها مفصل به آنها خواهیم پرداخت.

آشنایی با تعریف S&R

به طور کلی برای هر معامله، نیاز به سه فاکتور می باشد تایین جهت، نقاط خروج (حدضرر و حدسود) و حجم. در گذشته در مورد تکنیک های مدیریت سرمایه و تعیین حجم معامله به تفصیل صحبت کردیم اما دو فاکتور دیگر چیست ؟ مهمترین هدف هر تریدر برای افزایش سرمایه تشخیص جهت بازار می باشد جهت از آن رو حائز اهمیت است که سود معامله گران از تشخیص درست جهت ساخته می شود تنها هدف باید این باشد که تریدر جهت غالب خریداران یا فروشندگان را تشخیص دهد و همسو با آنان وارد بازار شود. از آنجا که پویایی بازارفارکس یعنی حجم و تعداد زیاد خریداران و فروشندگان از تغییرات قیمت ها و جهات آنها ناشی می شود تشخیص نقاط تغییر قدرت بین خریداران و فروشندگان از مهم ترین مباحث تحلیل تکنیکال می باشد. بنابراین نقاط تغییر جهت روند اصلی قیمت از صعودی به نزولی و یا از نزولی به صعودی از اهمیت بالایی برخوردار است. نقاط حداقل (Minimum) که روند نزولی قیمت با برخورد به آنها تغییر جهت داده و به روند صعودی تبدیل می شود را نقاط حمایت یا Support (به اختصارS) می نامیم و به نقاط حداکثر (Maximum) که روند صعودی قیمت با برخورد به آنها تغییر جهت داده و به روند نزولی تبدیل می شود را نقاط مقاومت یا Resistance ( به اختصارR) می گوییم. درک و تشخیص نقاط S و R برای معاملات از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. در پنج درس آینده انواع روش های تشخیص و استفاده از نقاط حمایت و مقاومت توضیح داده خواهد شد.

شناسایی اصول تشخیص S&R

اولین گام برای تشخیص نقاط بازگشت قیمت (S&R) مکان هایی روی نمودار می باشد که در گذشته معامله گران نسبت به آن قیمت ها عکس العمل نشان داده اند عموما از این نقاط در اصطلاح به ساپورت و رزیستنس چشمی یاد می کنند.

همانطور که در شکل مشاهده می شود با دوبار برخورد قیمت به سطح قیمتی خاص زمانی که بار سوم قیمت به این سطوح می رسد حجم زیادی از معاملات خرید به فروش یا بالعکس تبدیل می شود و از همین رو بازار در جهت معکوس حرکت می کند.

اصول استفاده از Support & Resistances

در زمان تشخیص S و R می توان با مد نظر قراردادن قوی بودن این سطوح، انتظار داشت قیمت در هنگام برخورد با آنها در خلاف جهت روند قبلی حرکت کند و معامله در جهت خلاف روند قبلی باید انجام شود. البته تا زمانی که تجربه و دانش تشخیص بجا و درست محدوده های S&R را بدست نیاورده اید توصیه نمی شود که به این شکل معامله کنید .

اصول درجه اهمیت S&R

درجه اهمیت ساپورت و رزیستنس به عوامل گوناگونی مربوط است. اما در اینجا به ساپورت و رزیستنس های مختلف و درجه اهمیت آنها خواهیم پرداخت.
ساپورت و رسیستنس چشمی: همانطور که در گذشته ذکر شد معمول ترین نقاط بازگشت بازار نقاطی است که در گذشته بازار نسبت به آنها عکس العمل نشان داده است. درجه اهمیت S و R چشمی به عوامل گوناگونی بستگی دارد. هر چه تعداد دفعات بازگشت قیمت از سطحی بیشتر باشد اهمیت آن قیمت بیشتر است اگر قیمتی در S یا R سه بار باز گشته باشد بسیار اهمیت بیشتری نسبت به خطی دارد که تنها یک بار قیمت از آن مکان بازگشته است. هرچه S یا R در نمودار بلند مدت تری مورد بررسی قرار بگیرد اهمیت آن سطوح بیشتر می باشد. به عنوان مثال باید درک کنیم اهمیت ساپورت و رزیستنس در نمودار هفتگی بیشتر از نمودار چهار ساعته و در نمودار چهار ساعته بسیار قوی تر از نمودار 15 دقیقه است. نکته دیگر، ساپورت رزیستنس های احساسی می باشد، ساپورت و رزیستنس هایی که بازار در گذشته های دور به آنها رسیده و بازار سالهاست که آن قیمت را مشاهده نکرده. S و R دیگری که در این دسته جای می گیرد نقاط Even می باشد نقاط Even در فارکس قیمت هایی است که از پنج رقمی که عموما ارزها در مقابل یکدیگر محاسبه می گردند دو رقم سمت راست به عدد دو صفر برسد. از آنجا که در جاهایی که بازار به رقم صحیح دو صفر می رسد نرخ برابری یک واحد اصلی تغییر میکند از لحاظ احساسی بازار نسبت به این اعداد واکنش نشان می دهد. مثال این مورد زمانی است که نرخ برابری یورو به دلار از 1.2999 به 1.3000 می رسد. در این زمان شاید بازار نسبت به تغییر برابری این جفت عکس العمل نشان بدهد و اجازه رسیدن قیمت به سطوح بالاتر را ندهد. در درس های آینده با ساپورت و رسیستنس های دیگری نیز آشنا خواهیم شد.

استفاده ازتعویض نقش و شکسته شدن S&R

از آنجا که ساپورت و رزیستنس ها برای بازار سطوح قیمتی مهمی به شما می روند حتی با شکسته شدن این سطوح و عبور قیمت از آنها امکان اینکه قیمت در آینده نسبت به آنها عکس العمل نشان بدهد بسیار بالا می باشد و در بازگشت نقش S یا R با یکدیگر تعویض می شود. ساپورت در آینده نقش یک رزیستنس را بازی می کند یا یک رزیستنس مانند یک ساپورت ایفای نقش می کند. همانطور که در شکل زیر مشاهده می کنید عبور قیمت از یک ساپورت، نقش رزیستنس را در آینده به آن خط واگذار کرده و بازار نسبت به آن خط عکس العمل نشان داده است.

در زیر نمودار روزانه دلار به ین ژاپن دیده می شود. قیمت 108.95 در ابتدا نقش رسیستنس و پس از شکسته شدن تبدیل به ساپورت می شود.

آشنایی با محدوده های S&R Zone

محدوده های ساپورت و رسیستنس خطوطی نزدیک به هم هستند که نقش ساپورت یا رسیستنس را بازی می کنند. قیمت در نمودارهای روزانه و پایین تر با اختلاف چند پیپ و در نمودارهای هفتگی و ماهانه با اختلاف چند ده پیپ نسبت به محدوده های ساپورت و رسیستنس عکس العمل نشان می دهد. در شکل زیر محدوده رزیستنسی را می بینید که روند صعودی قیمت با هر بار رسیدن به این محدوده تبدیل به روندی نزولی شده است.

اصول کاربا S&R

با شناسایی و بکارگیری محدوده های حمایت و مقاومت یک معامله گر می تواند به درستی معاملات خود را مدیریت نماید. کسب تجربه در استفاده از ساپورت و رزیستنس نکته مهمی می باشد. تنها از طریق زیر نظر گرفتن بازار و کار با این خطوط می توان مهارت خود را در استفاده از خطوط ساپورت و رزیستنس بهبود بخشید. توصیه می شود در زمان شکسته شدن یک S یا R تا زمان بسته شدن کندل صبر نمایید. با رد شدن قیمت وارد معامله نشوید. امکان بازگشت قیمت به سطح ساپورت یا رسیستنس بسیار زیاد است. به طور کلی به علت اینکه هیچ موضوعی در بازار قطعی نمی باشد حتی در صورتی که تشخیص دادید قیمت از سطح مورد نظر نمی گذرد از عوامل تایید کننده دیگر نیز استفاده کنید. یکی از روش های کاربردی دیگر برای استفاده از S و R تایید گرفتن از نمودارهای بلند مدت (تایم فریم بالاتر) می باشد. در این صورت بسیاری از سیگنال های خطا، فیلتر شده و از معاملات اشتباه جلوگیری می شود. در انتها دوباره تاکید می شود تا زمانی که تجربه کافی به دست نیاورده اید از معامله در حساب حقیقی بپرهیزید و تا حد امکان در حساب های دمو بر تجربیات خود بیافزایید.

اصول استفاده از گپ ها و کاربردشان به عنوان S&R

گپ در اصطلاح به شکاف قیمت در بین دو بازه زمانی (دو کندل) در نمودار گفته می شود. در فاصله گپ عموما معامله ای انجام نشده است و عرضه و تقاضا در نقطه انتهای گپ برای ارائه قیمت جدید به توازن رسیده است.

با اینکه عموما در بازار فارکس به علت 24 ساعته بودن و پیوستگی قیمت ها گپ های بسیار کمی مشاهده می شود، اما به علت وجود گپ ها در مباحث ساپورت و رزیستنس به توضیح در مورد آنها می پردازیم.

گپ ها به طور عمومی به سه دسته تقسیم می شوند:

Breakaway Gap
Measuring Gap
Exhaustion Gap

1- گپ شکست بعد از یک روند خنثی، برای ایجاد یک روند بلند مدت در خلاف جهت روند قبلی ایجاد می گردد. در اغلب موارد قیمت، گپ ایجاد شده را کاملا پر نمی کند. این گپ نشان دهنده آغاز یک روند بلند مدت می باشد.
2- گپ امتداد معمولا در میانه یک روند اتفاق می افتد و معمولا از گپ شکست بزرگ تر می باشد در اغلب موارد قیمت این گپ را نیز کاملا پر نمی کند. با اندازه گیری فاصله ابتدای روند تا گپ امتداد، می توان انتظار همین فاصله را از گپ امتداد تا پایان روند داشت.
3- گپ خستگی در پایان روند ایجاد می شود. قیمت پس از ایجاد گپ خستگی خیلی زود گپ را پر می کند. در نقطه مقابل گپ خستگی و در روند معکوس عموما گپی خلاف گپ خستگی در قسمتی از آن ایجاد می شود که تاییدی بر گپ خستگی و آغاز روند جدید است که می تواند تشکیل دهنده الگوی جزیره ای قیمت باشد.

همانطور که در شکل ملاحظه می کنید گپ اول یک گپ خستگی می باشد که در انتهای یک روند صعودی تشکیل شده و پس از ایجاد گپ خستگی در انتهای روند صعودی الگوی جزیره ای تشکیل شده است. بیضی دوم گپ شکستی را نمایش می دهد که آغاز یک روند نزولی را نوید می دهد و بیضی سوم یک گپ امتداد است که ادامه روند را تایید می کند فاصله نوک قله روند نزولی تا گپ سوم دقیقا به اندازه ادامه روند نزولی می باشد و بدین وسیله امکان اندازه گیری اولین نقطه بازگشت در روند نزولی قیمت قابل پیش بینی بوده است.
گپ ها در اکثر موارد ساپورت و رزیستنس های بسیار قوی هستند و نقاط باز شدن گپ ها برای معامله گران نقاطی هم تراز ساپورت و رزیستنس های قوی می باشند. با اینکه در فارکس گپ های کمی داریم اما در زمان اعلام خبرهای فرار و فاصله بسته بودن بودن بازار در روزهای شنبه و یکشنبه گپ هایی بوجود می آید که با توضیحاتی که در بالا داده شد می توان از آنها استفاده کرد. در فصل بعد به توضیحات نوعی دیگر از S و R یعنی خطوط روند می پردازیم.

رهایی از شکستهای متوالی در بازار forex

 

اصلا چرا شکست میخوریم؟

یکی از دلایل واضح سر و کار داشتن با بازاری است که در هر ثانیه حرکت قیمتهارو به ما نشون میده و احساسات ما رو برای ورود به بازار و گرفتن تصمیم غلط هدف قرار میده واین احساس میگه اگر به زودی وارد نشوی فرصت را از دست خواهی داد و ما با تفکر به این که "خوب این اون جایی هست که زندگی من رو بهتر میکنه" بدون توجه به سیستممون یا اصلا نداشتن سیستم وارد بازار می شویم و خوب نتیجه رو هم اکثر تریدرها میدونن بازار بر خلاف جهت حرکت میکنه و ما همینطور منتظر هستیم که الان بر میگرده تا جایی که معمولا حسابهامون خالی میشه

دومین دلیل پیشبینی کردن اهداف قیمت هست که من از مخالفین سرسخت آن هستم و دوستانه بهتون میگم که پیشبینی کردن فقط شما رو دچار تعصب میکنه و از آن جا که حس میکنید تحلیل درستی انجام دادید و این بازار هست که داره اشتباه میکنه باز هم Call Margin خواهید شد. در این بازار هدف ما پول در آوردن است نه رقابت با مثلا دوستمون "دیدی قیمت خورد به اونجا که من میگفتم"این یعنی قمار.

 

سومین و ازنظر اینجانب حقیر خطرناکترین دلیل نداشتن علم کافی و اعتماد کردن به ایندیکیتورهای default متاتریدر هست که مطمینم همه شما با آنها و پریودهای معروفشون آشنایی دارید و بارها Divergence های غلط آن را دیده اید و متاسفانه زمانی شما متوجه میشوید که این یک واگرایی غلط بوده است که حداقل 100 تا 150 پیپ خود را از دست داده ایدو باید به این نکته خیلی مهم توجه داشته باشید که معمولا ما در انتهای هر روند دقیقا زمانی که ایندیکیتورها در مناطق Oversold یا Overbought قرار دارند شاهد حرکتهای بزرگی در همان مناطق هستیم.

 

چهارمین دلیل استفاده بیش از حد از ایندیکیتورهای مختلف هست که در اکثر سایتها و فرومها مثل نقل و نبات آماده استفاده میباشد و شما هرروز مجبور به تغییر سیستم خود میشوید و شخصیت باثباتی را که برای کارکردن در این بازار نیاز دارید کم کم از دست میدهید و راه خودتون رو تو این این جنگل گم میکنید و تصمیم گیری شما متزلزل میشود.

 

پنجمین دلیل نداشتن یک money management صحیح میباشد که خیلی کم رعایت میشود چون که یا آماتور هستیم و میخواهیم به سرعت سودهای بزرگ کسب کنیم یا ضرر کردیم و میخواهیم که به سرعت ضررهامون رو جبران کنیم.دوستان من بیش از 1% سرمایه خود را درگیر نکنید یا حداکثر 2%.

درباره وب ماني

پول الکترونیکی وب مانی


پول الکترونیکی وب مانی در سال 1998 راه اندازی شده است صاحب آن شرکت "WMtransfer LTD"  می باشد . سیستم نرم افزاری این پول الکترونیکی توسط شرکت "نیروهای محاسباتی " طراحی و ساخته شده است این شرکت اکنون هم پشتیبانی فنی را انجام می دهد .
در حال حاضر حدود  5 میلیون کاربر در دنیا از وب مانی استفاده می کنند و روز به روز امکانات و سرویس وب مانی و همین طور کاربران این پول الکترونیکی رو به افزایش می باشد . خصوصیت این سیستم پول الکترونیکی برخورداری   از امنیت بالا می باشد . بعداز افتتاح حساب وب مانی برای کاربر فایل کلیدی مخصوص حساب ساخته شده ارایه می گردد که توسط این فایل کلیدی دسترسی به حساب ممکن می باشد . همین طور شما می توانید در تنظیمات حساب دسترسی به حساب را با یک یا چند IP محدود نمایید تا اینکه از ورود دیگران به حساب تان جلوگیری نمایید .

برای استفاده از وب مانی در ابتدا باید نرم افزار web money keeper را از سایت نصب نمایید . به هر حساب وب مانی شماره شناسایی مخصوص(WMID ) تعلق می گیرد . هر کاربر در سیستم پول الکترونیکی وب مانی از گواهینامه الکترونیکی برخوردار می گردد . طبق اطلاعات وارد شده   در زمان افتتاح حساب برای کاربران انواع گواهینامه الکترونیکی ارایه می گردد . اگر مشخصات شخصی وارد ننمائید، گواهینامه ناشناس و اگر مشخصات خود را وارد نمائید، گواهینامه تشریفاتی تعلق می گیرد .  در زمان افتتاح حساب شما می توانید   مشخصات خود را وارد نموده و از گواهینامه تشریفاتی برخوردار شوید .

هر حساب دارای  6 شماره مختلف می باشد این شماره ها نشانگر واحد ارزی (امریکا , روسیه , اتحادیه اروپا , اوکراین , بلاروس و ازبکستان) هستند .

  •   نشانگر  دلار آمریکا Z 
  •   نشانگر ارز یورو  E
  •   نشانگر روبل روسیه  R
  •   نشانگر  پول واحد اوکراین  U
  •   نشانگر پول واحد بلاروس  B
  •   نشانگر پول واحد ازبکستان  Y

این شماره حسابها جدا از شماره شناسایی حساب (WMID) می باشد و برای انجام حواله باید از شماره ارز مشخص استفاده گردد .
حوالجات در سیستم پول الکترونیکی وب مانی با هزینه %0.8 انجام می شود . این هزینه بر عهده فرستنده می باشد.

مدیریت سرمایه و روانشناسی

جلسه چهارم وپنجم: مدیریت سرمایه و روانشناسی

شناسایی استفاده از اصول احتمالات در معاملات
آشنایی با Drawdown و اندازه گیری بازگشت از ضرر
شناسایی اصول استفاده از نسبت سود به ضرر
شناسایی اصول محاسبه حداکثر میزان ضرر بر اساس سرمایه
آشنایی با اشتباهات رایج معاملگران مبتدی
جمع بندی: مراحل اصولی انجام یک معامله

برای ورود به هر بازار و حرفه ای مهم ترین انگیزه و دلیل برای اغلب افراد کسب درآمد می باشد حال آنکه شرایط گوناگون شخصی، اجتماعی و بازده درآمد می تواند در انتخاب مسیر و نوع کار یا سرمایه گذاری تاثیر گذار باشد.

اگر بخواهیم بی پرده با اغلب کسانی که می خواهند وارد بورس های با فراریت بالا مانند(فارکس، طلا، نقره، نفت و غیره) صحبت داشته باشیم باید اذعان کنیم که شرایط ورودی و سرمایه گذاری در این بورس ها بسیار آسان می باشد و با توجه به ریسک موجود نیز بازده سرمایه میتواند تا ده ها و صد ها برابر باشد اما از یاد نبریم که ماهیت فرار و بازیگران زیاد این بورس ها باعث به وجود آمدن ضوابط خاص شده است که این ضوابط از قوه تشخیص بسیاری افراد پنهان می باشد. بیشتر از آن که در این بورس ها فرد در حال رقابت با بازیگران دیگر باشد در حال رقابت با خود و محک زدن دانش، تجربه و شرایط روحی روانی خویش در بورس می باشد. برای موفقیت در بورس های این چنینی سه عامل مهم در موفقیت فرد نقش دارد.

الف: دانش و تجربه

ب: مدیریت سرمایه

ج: نگرش و روانشناسی

در صورتی که سرمایه گذار هر یک از عوامل فوق را نادیده بگیرد و یا در اجرای اصول کوتاهی نماید مستقیما باعث زیان خود شده و قسمت قابل توجهی از سرمایه خود را از دست خواهد داد. تجربه نشان داده است افرادی که از دانش و تجربه کافی برخوردار نبوده و یا مدیریت ریسک و سرمایه را جدی نمی گیرند و افرادی که نگرش صحیحی به معاملات نداشته و بر خود تسلط کافی ندارند، سرمایه خود را در زمانی کوتاه از دست می دهند.

توجه داشته باشید که این بخش، قسمتی کوچک از کل دوره می باشد ولی با این وجود رعایت، تسلط و بکارگیری تمامی دستورات و پیشنهادهای این قسمت به طور مستقیم با ماندگاری و سودآوری سرمایه گذاری نسبت مستقیم دارد. بنابراین توجه و تمرکز فراوان شما نسبت به این قسمت را برای موفقیت امری واجب و ضروری می دانم.

شناسایی و استفاده از اصول احتمالات در معاملات

پیش بینی ریاضی، فرآیند بسیار مهمی در ترید است. شما میتوانید این علم رابه نفع خودتان بکار ببرید و یا اجازه دهید بازار از آن به نفع خویش استفاده کند.

همانطور که قبلا گفته شد برای موفقیت در بازار و کسب سود مداوم به سه عامل کلی نیاز داریم، نقش و اهمیت سه عامل بالا تا حدی می باشد که ایراد و نقصان در اجرای هر کدام از آنها منجر به از دست رفتن کل حساب خواهد شد. به عنوان مثال در صورتی که تریدر به دو عامل “دانش و تجربه” و “نگرش و روانشناسی” تسلط کافی داشته باشد ولی اصول مدیریت سرمایه را برای تعیین حجم معاملات در نظر نگیرد، پس از مدت کوتاهی سرمایه اش را از دست خواهد داد.

عامل دیگری که شانس کسب در آمد و افزایش حساب را برای معامله گران کمتر می کند میزان اسپرد و تفاوت نرخ خرید و فروش می باشد. اگر شما به صورت کاملا اتفاقی در بازی شیر یا خط شرکت کنید شانس پیروزی و بخت شما کاملا برابر و 50 درصد می باشد حال آنکه در بازار های مالی شما شانسی برابر 50 در صد ندارید و بابت هر معامله مبلغی را به عنوان کارمزد (اسپرد) به کارگزار خود می پردازید. در این صورت حتی اگر شانس موفقیت سیستم تحلیل و پیش بینی شما 50 در صد باشد باز هم در بلند مدت شما یازنده خواهید بود چرا که به مرور سرمایه شما تحلیل می رود. بنابراین باید سیستمی را پیدا کنید که شانس موفقیت تان را به بیش از 50 در صد برساند. مساله دیگر میزان سرمایه ای می باشد که بر اساس آن معامله می کنید. دوباره به مثال شیر یا خط بر میگردیم من 1 دلار و شما 10 دلار دارید با هر شیر من یک سنت برنده و با هر خط یک سنت می بازم در صورتی من کل پولم را از دست می دهم که شما 100 خط متوالی بیاورید و شما در صورتی می بازید که من 1000 خط متوالی بیاورم. در صورتی که بین ما کسی مانند بروکر کارمزد نگیرد!!! حال اگر هر شیر 25 سنت مرا برنده و هر خط 25 سنت مرا بازنده کند چه اتفاقی روی می دهد؟ بعد از چهار خط متوالی من سرمایه ام را از دست می دهم و بعد از 40 شیر متوالی شما سرمایه خود را از دست می دهید، شانس چهار احتمال متوالی بیشتر است یا 40 احتمال متوالی؟ کاملا معلوم است که احتمال از دست رفتن سرمایه من 10 برابر احتمال سرمایه شما می باشد. احتمالات این بازی در بازار فارکس کاملا عینیت دارد و در صورت استفاده از سرمایه کم یا لوریج بالا احتمال بازنده شدن و از دست رفتن سرمایه بسیار زیاد می باشد. برای این منظور غیر از تلاش برای افزایش شانس موفقیت در معاملات، با سرمایه زیاد یا لوریج کمی وارد بازار شوید تا احتمال بازنده شدن شما در مقابل بازار کاهش یابد.

آشنایی با Drawdown و اندازه گیری بازگشت از ضرر

Drawdown نشان دهنده حداکثر افت شرمایه از مقدار ماکزیمم می باشد و عموما به صورت درصد بیان می گردد. به عنوان مثال اگر یک معامله گر حساب 2000 دلاری داشته باشد و با ضرری معادل 5000 دلار، حساب خود را به 15000 دلار برساند 25 درصد drawdown را تجربه کرده است. نکته جالب توجه در مورد drowdown این است که اگر یک معامله گر درصدی ضرر کند، برای بازگشت به رقم اولیه باید درصدی بیش از آن مقدار را سود کند! اجازه بدهید مثالی بیاوریم: معامله گری 20000 دلار سرمایه دارد. 50 درصد سرمایه خود را ضرر می کند و سرمایه او به 10000 دلار می رسد. حال اگر وی بخواهد به رقم 20000 دلار اولیه برگردد، باید سرمایه فعلی خود را دو برابر کند. یعنی برای جبران 50 درصد ضرر، باید 100 درصد سود کند که این کار بسیار دشواری است.

به همین ترتیب اگر معامله گر 10 درصد drawdown داشته باشد، برای جبران آن باید 11.11 درصد سود کند…

جدول drawdown

جدول drawdown

به توجه به مطالب فوق، معامله گر باید توجه داشته باشد که “حفظ سرمایه و ضرر نکردن در اولویت قرار دارد”

شناسایی اصول استفاده از نسبت سود به ضرر

یکی از مهمترین اصول مدیریت ریسک و مدیریت سرمایه رعایت نسبت زیان به سود (Risk/Reward یا R/R) می باشد. قبل از انجام هر معامله شما باید بدانید سود احتمالی که از آن معامله توقع دارید چقدر است و برای به دست آوردن این مقدار سود حاضرید چه میزان از سرمایه خود را به خطر بیندازید. آیا منطقی است که برای به دست آوردن یک سود 1000 دلاری، 5000 دلار ریسک را بپذیریم؟ قطعا پاسخ منفی است. اصول مدیریت ریسک بیان می کند که در هر معامله، میزان ریسک حداکثر باید نصف سود مورد انتظار باشد. یعنی اگر برای یک معامله فرضا 30 پوینت استاپ لاس در نظر گرفته اید، حد اقل 60 پوینت یا بیشتر را باید به عنوان تارگت در نظر بگیرید. اگر فرصت معاملاتی پیش بیاید که نتوانیم این نسبت را برای آن به کار گیریم، توصیه اکید این است که کلا از آن معامله صرف نظر کنیم.

شناسایی اصول محاسبه حداکثر میزان ضرر بر اساس سرمایه

معمولا معامله گران مبتدی به دو صورت موجودی حسابشان را از بین می برند یا با نگذاشتن حد ضرر (استاپ لاس) و یا با معاملات زیان آور پشت سر هم.

در حالت اول برای افراد مبتدی حد ضرر مانند محافظی محکم جلوی از بین رفتن حساب را می گیرد اما آنها عموما با نگذاشتن حد ضرر اجازه می دهند ضررشان انباشته شود. شاید چندین معامله برایشان پیش بیاید که با نگذاشتن حد ضرر، معامله پس از مدتی وارد سود شود اما حتما پس از مدتی به دامی گرفتار می شوند که بازار بر خلاف جهت آنان حرکت می کند و موجب از بین رفتن کل سرمایه در یک معامله می شود.

حالت دوم در صورتی پیش می آید که معامله گر مدیریتی بر ضررهای خویش ندارد و اجازه می دهد ضررهای متوالی و بعضا بزرگ موجودی حسابش را از بین ببرند. برای پیش گیری از این حالت توصیه می شود در هیچ معامله واحدی، مقدار حد ضرر (استاپ لاس) بیش از 3 درصد کل موجودی سرمایه نگردد و در هیچ زمانی مجموع مقدار حد ضرر (استاپ لاس) معاملاتی که همزمان باز هستند بیش از 6 درصد موجودی حساب نباشد. به عنوان مثال برای حسابی 1000 دلاری حداکثر ریسک یک معامله در صورت رسیدن بازار به حد ضرر باید 30 دلار باشد و پیرو این قضیه تنظیم لات (حجم) معامله انجام شود و هیچ زمانی ریسک مجموع معاملات همین حساب نباید بیش از 60 دلار بشود. توصیه می شود معامله گران برای هر بازه زمانی خود حد ضرری خاص داشته باشند. به عنوان نمونه در صورت 6درصد زیان در روز یا 10 درصد زیان سرمایه در هفته از معاملات دست کشیده و علت زیان های خود را بر اساس روش معاملاتی خود و مدیریت سرمایه مورد بازبینی قرار دهند و پس از بررسی و رفع اشکالاتی که باعث به وجود آمدن معاملات زیان ده شده است فعالیت خود را از سر گیرند.

آشنایی با اشتباهات رایج معاملگران مبتدی

1- کمبود دانش: یکی از اصلی ترین دلایل معاملات زیان آور، کمبود یا نداشتن دانش و آگاهی لازم نسبت به شرایط و واقعیات بازار می باشد. معامله در بازار فارکس نیز مانند هر حرفه دیگر، نیازمند دانش و تجربه کافی است.

2- معاملات احساسی: این مورد آسیب رسان ترین دلیل برای از بین رفتن حساب می باشد. معاملاتی که برگرفته از برنامه و روش معاملاتی نیست با احساس تریدر سرو کار دارد و به علت اینکه برای این معاملات از تفکر و تعقل استفاده نشده عموما زیان آور هستند. احساسات گوناگونی می تواند در معاملات دخیل باشد اما یک نکته در تمام احساسات معامله گران یکسان است، تمامی معاملات احساسی منجر به ضرر میگردند. احساس غالب، در اکثر موارد طمع برای کسب سود بیشتر است. در حالی که جلوگیری از ضرر نکته مهم تری است. احساسات خود را بشناسید و در زمان ترید کردن تا حد امکان آنها را کنترل کنید.

3- معاملات زیاد: معاملات زیاد (over trading) معمولا به این دلیل انجام می شود که معامله گرتمایل دارد تمام حرکت های بازار را بدون کم و کاست شکار کند. این امر تقریبا محال است و بزرگترین تحلیل گران و معامله گران دنیا نیز این کار را انجام نمی دهند.

4- معامله با حجم زیاد: حجم زیاد معاملات، ریسک سرمایه گذار و آسیب پذیری سرمایه را افزایش می دهد. هنگامی که یک معامله گر با حجم بالا معامله می کند، با تعداد کمی معامله ضررده می تواند کل حساب خود را از دست بدهد.

5- اعتماد به پیش بینی دیگران: از معاملات دیگران برداشت و الگوبرداری نکنید، شرایط حساب، دیدگاه و دلایل افراد با یکدیگر برای حضور در بازار متفاوت است. هر کسی حتی در صورت استفاده از پیش بینی دیگران مسئول حساب خویش است ، مگر آنکه کل مدیریت حساب خویش را به تریدری دیگر بدهد. تا حد امکان از تحلیل خود پیروی کنید.

6- نداشتن حد ضرر (استاپ لاس): نداشتن استاپ لاس به معنی این است که معامله گر حدی برای اشتباه خویش متصور نیست، هر انسانی امکان اشتباه دارد و حد ضرر امکانی برای جلوگیری از فاجعه بار بودن اشتباهات می باشد. قبل از آغاز معامله حد ضرر خود را بشناسید. در زمان معامله اغلب معامله گران تحت تاثیر ترید خود قرار می گیرند و از لحاظ روانی برایشان سخت است که حد ضررشان را بپذیرند. در زمان معامله تغییر حد ضرر عموما منجر به زیان های بیشتر می شود. هیچ زمانی حد ضرر خود را خلاف جهت معامله خود تغییر ندهید. یعنی مقدار حد ضرر خود را بیشتر نکنید.

7- معامله در ساعات نامناسب: آشنایی نداشتن با میزان نوسان بازار در ساعات متفاوت هر جفت ارزی می تواند باعث تخمین های اشتباه معامله گران شود. ارزهای اروپایی در مقابل دلار، در ساعات بازار توکیو نوسانات زیادی ندارند و نباید برای معاملات در این ساعات سودهای زیادی متصور بود و یا در ساعات اولیه بازار لندن و نیویورک نباید نوسانات کوتاه و کوچک ما را از نوسانات بزرگی که بازار در پیش دارد غافل کند.

8- معامله یک ارز نه یک جفت ارز: ما در اصل ارزش برابری دو ارز را معامله می کنیم. با تحلیل صرف عوامل تکنیکال یا فاندامنتال یک کشور نمیتوان نتیجه گرفت که یک جفت ارز در چه جهتی حرکت خواهد کرد. شاید فاندامنتال و تکنیکال ارز مقابل، شرایط متفاوتی را برای برابری آن جفت ارز رغم زده باشد که نباید از دید معامله گر پنهان بماند.

9-نداشتن سیستم معاملاتی: نداشتن برنامه، روش یا سیستم معاملاتی از اصلی ترین دلایل زیان می باشد. نداشتن برنامه و روش عموما باعث معاملات احساسی می شود در حالی که روش معاملاتی به تریدر دیدگاهی برای تفسیر تمامی قیمت های بازار می دهد. شاید برنامه و روش مکانیزه و کامپیتری نباشد اما حتما باید وجود داشته باشد. برنامه باید قابلیت تفسیر بازار، بازدهی در گذشته و همخوانی با شرایط تریدر را داشته باشد. نقصان در هر کدام از این شرایط، باعث معیوب بودن برنامه و پیرو آن از دست رفتن بخش قابل توجهی از سرمایه می شود.

10- معامله خلاف روند: عموما بیشتر برنامه ها و روش های معاملاتی برای استفاده از جهت حرکت بازار استفاده می شوند. هم جهتی معاملات با روند اصلی، امکان سود بیشتر و ریسک کمتر را به همراه دارد. تا زمانی که برنامه و روش امتحان شده شما معاملات خلاف جهت را تایید نکرده است از معامله در خلاف روند اصلی بازار بپرهیزید.

11- خروج های بی برنامه (خروج از معاملات به خاطر ترس): معامله گر مبتدی عموما با سود و یا ضرر های کم، از ترس زیان های بیشتر از معامله خود خارج می شود و برنامه ای غیر از سیستم معاملاتی خود را در پیش می گیرد. در اغلب موارد پتانسیل سود خود را با سود کم یا زیان از دست می دهد و پس از حرکت بازار خود را نکوهش می کند که این امر می تواند عواقب منفی دیگری برای حساب داشته باشد.

12- معاملات با اهداف کوچک: کسانی که برای اهداف کوچک وارد می شوند حد ضرر و سود کوچکی در نظر می گیرند (اسکالپر ها) در اغلب موارد، حد ضررشان بیشتر از حد سودشان است و به این نکته توجه نمی کنند که بازار در کوتاه مدت، تحت تاثیر معاملات لحظه ای می تواند جهاتی خارج از جهت اصلی خود ایجاد کند و همین تغییر جهت کوچک می تواند موجب زیان آنها شود. معاملات با اهداف کوچک ریسک حد سود را نسبت به اسپرد افزایش می دهد. اگر یک معامله گر برای معامله ای 10 پیپ حد سود و حد ضرر را در نظر بگیرد با احتساب اسپرد، تنها با 7 پیپ حرکت بازار در خلاف جهت، ضرر می کند در حالی که برای رسیدن قیمت به حد سود، باید بازار 13 پیپ به نفع شما حرکت کند. به نظر شما کدام قیمت نزدیکتر است و به احتمال زیاد دیده خواهد شد؟

13- معامله در قله ها و دره ها: افرادی که برای استفاده از تمامی یک روند تلاش می کنند زیان های بسیاری را متحمل می شوند. افراد کمال طلب تنها به دنبال قله ها و دره ها هستند در حالی که قله ها و دره ها در بازارهای دو جهته نسبی بوده و هر زمانی امکان اینکه بازار دره ها و قله های جدیدی بسازد وجود دارد. این مساله را برای خود حل کنید که نمیتوان از تمام حرکات بازار استفاده کرد. شما اگر با رعایت اصول، قسمتی از حرکت مفید بازار را هم شکار کنید، در دراز مدت سود خوبی به دست می آورید.

14- ساده انگاری بیش از حد: اینکه روشهای ساده، اصولی و کاربردی عموما بازده خوبی دارند بر هیچ کس پوشیده نیست اما ساده انگاشتن بیش از حد معاملات، عموما منجر به زیان می گردد. باید توجه داشت بازار با شرایط و دلایل گوناگونی به حرکت در می آید. ساده انگاری و بی توجهی به عوامل تاثیر گذار بازار عموما موجب زیان می گردد. نسبت به آنها آگاه باشید.

15- معامله نزدیکی خبر: معامله در نزدیکی زمان اعلام اخبار مهم اقتصادی بیشتر مواقع برای ارضای احساس سود گرفتن می باشد. حرکات سریع و ناگهانی قیمت ها در زمان اعلام خبر می تواند هر تریدر آماتوری را وسوسه کند اما آیا نتیجه این معاملات برای وی قابل تصور است؟ در صورت نداشتن تجربه و اشراف کامل نسبت به خبر و موضوع آن، از معامله در زمانهایی که بازار تحت تاثیر خبر است اجتناب کنید.

16- اطمینان به روش اشتباه: بسیار دیده شده که معامله گران با سودهای کم تعداد و کوچک تحت تاثیر روشی قرار میگیرند و حتی در صورت زیان آور بودن، آن را تغییر نمی دهند یا بهینه نمی سازند. دائمابا خوشبینی بی مورد به خود امید واهی می دهند در حالی که روش یا کارایی خود را از دست داده یا حتی امتحانی کامل و درست پس نداده تا به نتیجه برسد. روش خود را بشناسید و در صورت مشکل داشتن یا آنرا بهینه کنید و یا کلا تغییر دهید.

17- نداشتن دستور توقف زیان (استاپ لاس) نزد کارگزار: تریدرهای مبتدی با توجیحات و دلایل گوناگون ممکن است دستور توقف زیان خود را برای کارگزارشان مشخص نکنند. شاید با رسیدن قیمت به نقطه زیان، ایشان ضرر را بپذیرند و به صورت دستی از معامله خارج شوند ولی حتما باید فکری هم برای حوادث ناگهانی کرد تا از زیانهای بزرگ جلوگیری شود. قطع دسترسی به بروکر (قطع اینترنت و تلفن) و حوادث ناگهانی تغییرات قیمتی می تواند باعث شود که شما بیش از مقداری که قبل از معامله پیش بینی کرده اید متضرر شود و در صورت بروز این اتفاق هیچ کسی پاسخ گوی شما نخواهد بود. همزمان با آغاز هر معامله دستور زیان خود را برای بروکر مشخص کنید. بدین صورت معامله خود را برای زیانهای بزرگ به نوعی بیمه کرده اید.

18- توجه نکردن به معاملات باز: توجه نکردن به معاملات و دستورات باز میتواند یکی از دلایل از بین رفتن سرمایه باشد. همه می دانیم ترید و تمرکز مداوم روی قیمتها امری کسالت آور و خسته کننده است اما غفلت و بی توجهی نیز میتواند عواقب بدی برای موجودی حساب داشته باشد. در صورت داشتن معاملات باز بر اساس روش خود شرایط بازار را زیر نظر بگیرید خود را درگیر معاملات متعدد نکنید چرا که با اینکار تمرکز را از بعضی از معاملات خود می گیرید. چه بسا آن معاملات سود بیشتری داشته اند یا امکانش بوده که در ضرر کمتر متوقفشان کرد. در صورتی که احساسات بر شما قالب نمی شوند از معاملات خود غافل نشوید و آنها را ترک نکنید.

19- تفسیر نادرست اخبار: تفسیر نادرست اخبار شاید نشات گرفته از کمبود دانش باشد اما موارد بسیاری نیز وجود دارد که دانش شما به حد کافی است اما تجربه عکس العمل بازار نسبت به آن خبر را ندارید. فرضیات شما برای خبر میتواند کاملا درست باشد اما نقش تجربه و بینش برای تفسیر خبرها بسیار مهمتر و حیاتی تر از دانش می باشد. تا زمانی که تجربه لازم روی اخبار ندارید از معامله بر اساس آنها اجتناب کنید.

20- سپردن معاملات به شانس: سپردن معاملات به اما و اگر برگرفته از رفتار قماربازان می باشد. معاملات خود را مدیریت کنید، برای بهبود آنها تلاش کنید و آنها را زیر نظر بگیرید. مطمئن باشید با شانس نمیتوان در بازار های مالی موفق شد. دانش، تجربه و مدیریت معاملات از مهم ترین عوامل موفقیت در معاملات می باشند. سرمایه خود را به بخت و اقبال نسپارید.

21- تاثیرپذیری از نوسانات قیمت: بسیار دیده شده معامله گران تحت تاثیر نوسانات، روش و برنامه خود را فراموش می کنند. این تفکر در زمانهایی که بازار حرکات شدیدتری دارد شیوع بیشتری پیدا می کند. افراد در این زمان ها با این تصور که “بازار حرکات شدیدی دارد. چرا من استفاده نکنم” از روش خود پیروی نکرده و ناخواسته موجب زیان حسابشان می شوند. تنها بعد از قبول ضرر است که فرد می فهمد که حرکتش کاملا اشتباه بوده است.

22- نداشتن شجاعت معامله: برخی افراد اساسا بیش از حد محافظه کار هستند. اغلب در زمانی که روششان سیگنال میدهد در مکان لازم وارد نمی شوند و مدام در پی بدست آوردن قیمت های بهتر هستند. شاید در گذشته معاملات زیان آور سختی را پشت سر گذاشته باشند که حال می ترسند. این افراد سعی می کنند مدت زیادی بازار را زیر نظر بگیرند اما در مکان لازم وارد معامله نمی شوند و تنها بعد از حرکت بازار در جهت دلخواهشان، افسوس گذشته را می خورند. تمایل بسیار زیاد به تحلیل بازار بدون گرفتن معامله از علامت های اصلی این افراد می باشد.

23- عدم تمرکز و زمان کافی: زمان و تمرکز از مهم ترین اصولی می باشد که آنقدر بدیهی است که بسیاری از آن غافل می شوند. اگر سیستم تحلیل و معامله شما بر مبنای این است که بعد از معامله آنرا زیر نظر بگیرید بنابراین لازم است قبل از آغاز معامله زمان مورد نیاز را محاسبه کنید. آیا می توانید برای آن معامله تا زمان مورد نیاز، بازار را زیر نظر بگیرید؟ بسیاری هم با اینکه می دانند نمی توانند زمان زیادی بازار را زیر نظر بگیرند سعی در این دارند در مدت کوتاهی نظر خود را بر بازار تحمیل کنند و بالاخره کاری انجام دهند. این افراد نیز به علت اینکه تمرکز کافی ندارند و در عین حال از روش همیشگیشان استفاده نمی کنند اسباب زیان خود را فراهم می کنند.

24- توجیه معاملات: توجیه معمولا زمانی بوجود می آید که معامله گر می داند که اشتباه میکند اما با فرضیات غلط، خود را برای انجام آن معامله یا روش اشتباه توجیه می کند. فرد توجیه کننده عموما عوامل اصلی را فراموش می کند و تنها خود را با عوامل فرعی متغیر فریب می دهد. در بسیاری موارد با خود عهد می بندد که همین یک بار اشتباهی را انجام دهد اما باز آن را تکرار می کند و معاملات معدودی را که با توجیه اشتباه به سود رسیده مدام به خاطر می آورد. توجیه و بهانه آوردن برای معاملات سود آور و زیان آور تنها یک نتیجه دارد و آن هم از بین رفتن حساب فرد است.

25- تعمیم اشتباه قیمت ها: این فرضیه که در بسیاری موارد قیمت بعضی کالا ها و ارزها با هم ارتباط نزدیکی دارند بر هیچ معامله گری پوشیده نیست اما این مساله نباید باعث بوجود آمدن فرضیات غلط بشود. با فرض اینکه میدانیم یورو به دلار و پوند به دلار حرکات شبیه به هم دارند، نمیتوان این نتیجه را گرفت که همیشه به مانند هم حرکت می کنند. این اشتباه که معامله گران مبتدی با تحلیل یکی از آنها بر روی جفت ارز دیگر معامله انجام می دهند میتواند فرضیه غلطی باشد. تعمیم نمودارها و قیمت ها به یکدیگر برای انجام معاملات کاری اشتباه است که تنها از معامله گران مبتدی سر میزند.

26- تحت تاثیر جهت قرار گرفتن: اولین و مهمترین کاری که یک تریدر انجام میدهد پیش بینی جهت آینده بازار است. شاید شما جهت را درست تشخیص بدهید اما به علت ورود در جای نامناسب معاملات زیان دهی انجام می دهید. تحت تاثیر جهت بازار قرار نگیرید اجازه بدهید روش و برنامه معاملاتی شما سیگنال ورود را صادر کنند نه جهت قیمت. یعنی ممکن است شما در جهت بازار وارد معامله شوید اما چون در جای مناسبی معامله خود را آغاز نکرده اید، متضرر شوید.

27- درگیر جزییات زیادی شدن: درگیر شدن با جزییات زیاد، تحلیل های گوناگون و استفاده از اندیکاتورهای بسیار، تنها باعث تشویش تریدر و بوجود آمدن سیگنالهای اشتباه می شود. از یک یا حداکثر دو روش استفاده کنید و برای تایید سیگنال های خود، از یکی دو اندیکاتور بیشتر استفاده نکنید و تا حد امکان سعی کنید چشم و گوش خود را روی سیستم ها و روش های دیگران ببندید. اگر روش شما سودآور بوده چه دلیلی دارد که به دنبال تایید گرفتن از دیگر روش ها باشید؟ مگر آنکه روش شما سود آور نباشد و به آن اطمینان نداشته باشید.

28- نپذیرفتن اشتباه: نپذیرفتن اشتباه تنها لجبازی با خود و از بین بردن حساب خویش است. تفاوتی ندارد که تریدر یک معامله اشتباه را نمی پذیرد و از آن درس نمی گیرد و یا کلا از یک سیستم معاملاتی اشتباه به طور مداوم استفاده می کند. بازار محل قدرت نمایی معامله گران نیست. هیچ زمانی بازار خود را با هیچ کس هماهنگ نمی کند. این تریدرها هستند که باید خود را با شرایط بازار هماهنگ کنند. اشتباهات خود را بشناسید، آنها را بپذیرید و از آنها درس بگیرید.اولین گام در راه موفقیت، شناسایی اشتباهات است.

29- کسی یک شبه پولدار نمی شود: تعریف شما از پولدار شدن چیست؟ اگر حسابتان را چند برابر کنید به خود پولدار می گویید؟ اینها سوالاتی است که عموما تریدرهای مبتدی جوابی برایشان ندارند. ایشان از یک سو رویاهای بسیار بزرگ دارند و از سوی دیگر راه رسیدن به آنها را نمی دانند. احتمال اینکه یک حساب ده هزار دلاری از بین برود یا به یک میلیون دلار برسد یک به صد است. بسیاری افراد این مساله را درک نمی کنند و با هر معامله به دنبال سود های آنچنانی هستند که امری محال است. این واقعیت که سرعت موفقیت در این بازار (فارکس) می تواند بیش از بازارهای دیگر باشد امری واضح است اما این سرعت به حدی نیست که با یک یا چند معامله میلیونر شوید. موفقیت پروسه ای است که زمان لازم دارد. برای موفقیت باید مجموع سودهای شما بیش از زیان های شما باشد. زمان لازم را به معاملات اختصاص دهید و مدام روشتان را تصحیح کنید.

30- ترس دیدن ضرر: ترس احساس طبیعی انسان است که او را از آسیب دیدن محافظت می کند. اما همین احساس اگر بیش از حد مجال یابد مانع پیشرفت و موفقیت می گردد. از اینکه معامله شما وارد ضرر شده نترسید مگر آنکه از سیستمتان پیروی نکرده باشید. زمانی که با برنامه و روش وارد معامله شده اید ترس عاملی بی معناست که تنها می تواند جلوی سودهای بیشتر شما را سد کند. با بازار منطقی برخورد کنید و تلاش کنید که قبل از انجام معامله، هنگام انجام معامله و بعد از آن احساسات بر تصمیم گیری شما تاثیر گذار نباشد.

31- در نظر نگرفتن نسبت ریسک به ریوارد: شما هیچ زمانی در تجارت بدون لوریج، حاضر به معامله کالایی که احتمال ضررش چند برابر امکان سودش است نمی شوید. اما زمانی که صحبت از لوریج می شود با هدف کسب سود بیشتر این ریسک را می پذیرید. انجام معامله ای که حد سود آن کمتر از حد ضررش است تنها استفاده از احتمالات علیه خویش است. سعی کنید به مبادلاتی مبادرت کنید که حد زیان به سودش، یک به یک ونیم یا بیشتر است.

32- فرضیات غلط: فرضیات غلط از مهمترین عوامل زیان ها هستند. بازارهای با فراریت زیاد (مانند فارکس) با اینکه از قوانین و فرضیات خاصی پیروی می کنند اما هیچ چیز در آنها ثابت و همیشگی نیست. اگر اتفاقی در گذشته روی داده هیچ تضمینی نیست که در آینده آن اتفاق یا عکس آن حتما روی دهد. بازار ترکیب و تلفیقی از اتفاقات گذشته و حال است. برای خود فرضیه بافی نکنید. از روش و سیستم معاملات خود پیروی کنید. تناقضات بازار را بشناسید و از فرضیاتی که اثبات نشده اند یا متزلزل هستند پیروی نکنید.

33- تاثیر شایعات: شایعات با اینکه مواقعی موتور متحرک بازار هستند اما زمان های بسیاری وجود دارد که بازار از شایعات پیروی نمی کند از شایعات دوری کنید حتی اگر هر از گاهی درست باشند. سعی کنید از واقعیات بازار فرضیه بسازید. برداشت های خود را با واقعیات بازار تطبیق دهید و سپس وارد بازار شوید. به این شکل حتی اگر متضرر شوید نگرانی چندانی ندارید چون شما کاری را که درست بوده انجام داده اید.

34- فریب سرعت بازار: حرکت شدید بازار در یک جهت، تضمین کننده ادامه حرکت در آن جهت نیست. این مساله در اغلب بازارهای مالی مشاهده می شود و باعث زیان بسیاری از مبتدی ها می گردد. اگر پیش بینی کرده اید که بازار در دو روز آینده به هدف سود شما می رسد و بازار در عرض چند ساعت به قیمت مورد نظر رسید هیچ تضمینی وجود ندارد که با همان سرعت یا در همان جهت ادامه مسیر دهد. سعی کنید در سود و ضرری که پیش بینی کرده اید از بازار خارج شوید وسرعت بازار شما را فریب ندهد. اغلب روندهایی که مدت های طولانی دوام میاورند، در نمودار قیمت شیبی بین 45 تا 55 دارند. گرچه باز هم یادآوری می شود که شما باید در قیمت خروجی که قبل از آغاز معامله برای خود در نظر گرفته اید از بازار خارج شوید.

35- انتقام: انتقام احساسی است که بعد از هر شکست سراغ هر انسانی می آید. معاملات زیان آور خود را شکست تعبیر نکنید. بدون تحلیل و از روی احساس سعی در پس گرفتن پول از دست رفته خود نداشته باشید. تنها معامله گران مبتدی بعد از شکست (قطعی یا در جریان) برای جبران زیان به حجم معامله خود می افزایند. اگر زیان کردید آنرا بپذیرید. سعی کنید دلیل آنرا بیابید. حداقل تا ساعاتی بعد از ضرر از معامله پرهیز کنید و در معامله جدید حجم آنرا افزایش ندهید.

36- نداشتن استراحت: هر از گاهی به خود استراحت بدهید. کار کردن پیوسته انسان را خسته و دلزده میکند. نمی گویم بازار را زیر نظر نداشته باشید اما گهگاهی از بازار فاصله بگیرید و پس از استراحت، دوباره شرایط را بررسی کنید. حتی برای معاملات خود نیز استراحت را فراموش نکنید. اگر سیستم شما بصورتی است که نیاز به زیر نظر گرفتن بازار دارد در مواقع خستگی از کامپیوتر خود فاصله بگیرید. ساعاتی را که فکر می کنید بازار حرکات چندانی ندارد به استراحت بپردازید و بعد به بازار برگردید. برای کسب درآمد سلامتی خود را به خطر نیندازید. ذهن شما مهمترین ابزار حضور شما در بازار است با استراحت راندمان و بازده کاری آنرا بالا ببرید.

37- رویا پردازی: یکی از اشتباهات رایج معامله گران مبتدی را رعایت نکردن ریسک به ریوارد (زیان به سود) دانستیم اما نقطه مقابلی نیز برای این اشتباه وجود دارد: معامله گرانی که حد سود به ضررشان بیش از حد رویا پردازانه است. آنها با انتخاب حد ضرر های کوچک در پی سودهای بیش از حد بزرگ هستند. ریسک به ریوارد آنها اغلب از یک به چهار فراتر است. عموما آنقدر معاملات در سود فرو رفته خود را نمی بندند که یا آن معاملات در برگشت با صفر بسته شوند و یا در ضرر فرو روند. آنقدر ضررهای کوچک را می پذیرند تا زمانی که متوجه می شوند سرمایه ای برای سود های بزرگ و بلند مدت ندارند.

38- اعتماد به نفس کاذب: حتما تا به حال با افرادی مواجه شدید که چون چندین بار کاری را به درستی انجام داده اند فکر می کنند همیشه شرایط بر وفق مراد ایشان است. تصور می کنند بازار در دستان آنها است و فریب سود های گذشته را خورده و پل شکست خویش را می سازند. بازار اگر در جهت آنها حرکت نکند با آن لجبازی می کنند یا از بازار و معامله خود عصبانی می شوند اما هیچ فکر معقولی برای خروج از بحران نمی یابند. راه حل این افراد اجتناب از اعتماد به نفس کاذب است. هر میزان و هرچه معامله سودآور داشتید در زمان حال به فراموشی بسپارید و تنها تلاش کنید در مقابل معاملات حال حاضرتان بهترین و معقول ترین تصمیم را بگیرید.

39- عدم آرامش: آرامش از مهمترین و بدیهی ترین عوامل ترید است. زمانی که مشکل یا مساله ای در زندگی خصوصی دارید ترید نکنید. اصلا به بازار نزدیک نشوید. بازار مکانی برای برون رفت از احساسات منفی شما نیست. چه بسا با تحمل ضرر احساسات منفی شما تشدید شود همانطور که همیشه توصیه شده احساس غرور و سرخوردگی ناشی از سود و زیان شما را از حالت تعادل خارج نکند. باید بتوانید احساسات خارج از بازار را نیز در زمان ترید کنترل کنید.

40- استفاده از ابزارهای دارای تاخیر: استفاده از ابزارهای دارای تاخیر مخصوصا در استفاده از روش های تکنیکال و فاندامنتال می تواند عواقب وحشتناکی برای حساب شما داشته باشد. هر عامل تاثیر گذار غالبا در لحظه و خیلی زود تاثیر خود را روی قیمت در بازار نشان می دهد. بنابراین اگر از ابزاری استفاده کنیم که بعد از یک بازه زمانی اخطار خرید یا فروش را اعلام نماید به هیچ وجه منطقی نمی باشد. مهم ترین این ابزارهای دارای تاخیر ایندیکاتورهای لگینگ (Lagging) هستند.

41- عدم یادداشت برداری از معاملات: در صورتی که واقعا به موفقیت و رسیدن به اهداف در بازار ایمان دارید حتما از معاملات خود یاد داشت برداری نمایید. با این کار فرد از تکرار اشتباهات جلوگیری کرده و عوامل موفقیت خود را بیش از پیش شناسایی می نماید. مکتوب کردن تمامی عوامل مهم از دیدگاه یک معامله گر در کنار یادداشت احساسات در زمان معامله، روشی کمّی برای مشاهده آماری کیفیت ترید شما می باشد.

42- نداشتن راهنما: راهنما کسی است که شما را از اشتباهاتتان آگاه می کند و راه درست را به شما نشان می دهد. دیگر معاملات احساسی انجام نمی دهید چون باید به راهنمای خود توضیح دهید. امیدوارم درک کنید راهنما بازار را برای شما پیش بینی نمی کند، او به شما فورکست نمی دهد بلکه تنها شما را از اشتباهات بر حذر می دارد. نیازی نیست راهنما حتما یک تریدر باشد. آشنایی مختصر با فارکس هم کافیست گرچه اگر راهنمای شما معامله گری با تجربه باشد بهتر است. راهنما باید از همه شرایط شما و حسابتان آگاه باشد و متعهد باشد که هیچ اطلاعاتی از زندگی خصوصی شما به دیگران نمی دهد. راهنما تاثیر فوق العاده ای در پیش گیری از اشتباهات و تصحیح آنها دارد. برای خود راهنمایی امین بیابید.

جمع بندی : مراحل اصولی انجام یک معامله

آن چه درباره مدیریت سرمایه و روانشاسی معاملات تا به اینجا گفته شد قسمتی از اعمال و مجاسباتی می باشد که باید مد نظر قرار دهیم. برای عملی کردن اطلاعات بالا در قسمت انتهایی این بخش، نمونه عملی و قدم های لازم برای مدیریت سرمایه را یادآوری می کنیم. فراموش نشود که این قدم ها باید مو به مو اجرا شود و تخطی از قسمتی از آن مساویست با از دست دادن سرمایه. برای مدیریت سرمایه این قسمت را یا کامل مطابق دستورات اجرا کنید و یا به روش خود بازگردید.

1- تحلیل بازار: بر مبنای سیستم خود بازار را تحلیل کنید جهت آنرا تشخیص دهید و آماده معامله بشوید. اگر سیستم شما سیگنالی نمی دهد از وارد شدن به بازار بپرهیزید.

2- تشخیص نقطه خروج: حد ضرر و سود خود را قبل از آغاز معامله تایین کنید. تایین حد ضرر و سودتان باید بر اساس تحلیل و سیستم معاملاتی شما باشد نه عوامل دیگر. اگر سیستم و روش شما حد سود و زیانتان را مشخص نکرده از وارد شدن به بازار بپرهیزید.

3- ریسک به ریوارد:بعد از آنکه سیستم معاملاتی شما نقاط خروج را برای شما مشخص نمود، ببینید که آیا ریسک به ریوارد شما منطقی است یا خیر. اگر نسبت زیان به سود در قالبی که گفته شد نمی گنجد، بهتر است از از انجام معامله پرهیز کنید.

4- محاسبه سه درصد زیان: محاسبه کنید سه درصد زیان از کل حسابتان چه مقدار می شود. اگر می خواهید بیش از سه درصد پول خود را روی یک معامله ریسک کنید از ورود به بازار بپرهیزید.

5-ارزش هر پوینت زیان- سه درصد پول(دلار) حسابتان را بر میزان پوینت هایی که برای حد ضررتان در نظر گرفته اید تقسیم کنید به این صورت مشخص می شود هر پوینت ضرر شما چه میزان ضرر به شما تحمیل می کند.

اگر این محاسبات را بی ارزش می دانید تا زمانی که آنها را محاسبه نکرده اید از ورود به بازار بپرهیزید.

6- محاسبه مارجین برای هر پوینت- حال که فهمیدید اگر بازار در خلاف پیش بینی شما برود هر پوینت آن چه میزان ضرر برای شما به همراه دارد ارزش هر پوینت زیان را در 100 ضرب کنید.(یا میزان مارجین برای یک پوینت استاندارد آن جفت ارز را محاسبه کنید و سپس با نسبت بندی مارجین و لوریج ارزش هر پوینت ورودی را به دست آورید) مارجین درگیر پوزیشن شما باید به این میزان باشد.

اگر تمایل به استفاده مارجین بیشتر از محاسبات دارید به خاطر متضرر نشدن از ورود به بازار بپرهیزید.

7- مارجین کراس ریت ها- برای ارزهایی که طرف دوم آنها دلار است به محاسبات این قسمت نیازی نیست اما اگر ارز طرف دوم دلار نیست باید مارجین بدست آمده قسمت قبل را در نرخ برابری لحظه ای آن ارز نسبت به دلار ضرب کنید تا مارجین آن معامله بدست بیاید.

اگر 7 قانون مدیریت سرمایه بالا را رعایت کرده اید دیگر دلیلی برای تعلل وجود ندارد از معامله خود لذت ببرید. وارد بازار شوید و نگرانی از بابت مدیریت سرمایه نداشته باشید در بدترین حالت شما سه درصد زیان می کنید که در آینده قابل جبران است.

توانایی کار با نرم افزار معاملاتی

جلسه سوم :توانایی کار با نرم افزار معاملاتی

اصول نصب نرم افزار (MetaTrader)
اصول کار با منوهای مختلف
اصول کار با منوی File
اصول کار با منوی View
اصول کار با منوی Insert
اصول کار با منوی Charts
اصول کار با منوی Tools
اصول کار با منوی Window
اصول نصب و استفاده از Indicator و Expert

بروکرها در بازار فارکس کارگزارانی می باشند که مشتریان خُرد را به بانک ها و موسسات مالی بین المللی متصل می کنند. ایشان با ایجاد شرایط دادوستد برای سوداگران (معامله گران) امکان حضور ایشان را در بورس های بین المللی فراهم می کنند. با اینکه عمر سوداگری و کسب سود از تغییر نرخ ارزهای مختلف سابقه ای به اندازه اختراع پول دارد ولی حضور عامه مردم و آسان شدن شرایط معامله برای سرمایه گزاران کوچک سابقه ای بیش از 15 سال ندارد. پیشرفت تکنولوژی و آسان شدن ارتباطات باعث فراهم شدن این شرایط برای سرمایه گزاران شده است. هر بروکر در بازار فارکس جهت انجام معاملات نیاز به محیطی دارد که بتواند از طریق آن با مشتریان خود ارتباط برقرار کرده و در عین حال که آنها را از قیمت های خود آگاه می سازد شرایطی را فراهم سازد که بر اساس آن بتوان مراحل انجام یک معامله را به ثبت رساند. اصولا این مراحل شامل دریافت تقاضای پیش خرید و پیش فروش و بستن معاملات می باشد که هر کارگزاری بر روی کالاها یا ارزهای به خصوصی کار می کند که به کاربران خود بر اساس آن سرویس می دهد. برای ارائه این خدمات هر بروکر از محیطی خاص با نام (پایانه معاملاتی)Platform استفاده می کند که ممکن است بروکرهای مختلف از پلتفُرم های مشابهی استفاده کنند. بعضی از این پلت فرم ها در بین کاربران از محبوبیت بیشتری برخوردارند. هر پلتفُرم امکانات مخصوص به خود را دارد به طوری که در بعضی از آنها فقط امکان انجام معامله وجود دارد و آنالیز بازار و تغییرات قیمت را باید از محل دیگری به دست آورد. البته پلتفُرم های دیگری وجود دارند که علاوه بر قبول دستورات خرید و فروش، این امکان را به ما می دهند که علاوه بر عملیات ذکر شده، منحنی تغییرات لحظه ای قیمت را دنبال کرده و با استفاده از ابزارهای مختلف موجود در این فضا به تحلیل و آنالیز بازار بپردازیم.
برای دستیابی به پلتفُرم مخصوص هر بروکر باید به سایت اینترنتی آن بروکر مراجعه نمود و پلتفُرم را از آنجا دریافت کرد. نکته قابل ذکر این است که بسیاری از بروکرها بابت استفاده از پلتفُرم هزینه جداگانه ای دریافت می کنند، در حالی که تعداد دیگری از بروکرها، پلتفُرم خود را به رایگان در اختیار مشتریان و حتی عموم قرار می دهند. امکان بسیار جالبی که در اغلب پلتفُرم ها وجود دارد. قابلیت انجام معاملات مجازی(Demo)، یعنی بدون واریز هیچگونه مبلغی، در شرایط کاملا واقعی بازار می باشد که باعث می شود افراد مبتدی در شروع کار بدون وارد شدن ضرر به آنها کسب تجربه نمایند.
در این قسمت با آموزش نسخه متاتریدر4، شما را با یکی از معروفترین و کاربردی ترین پلتفرم های بروکرها آشنا می کنیم. MetaTrader از معروف ترین نرم افزارهایی است که علاوه بر اینکه رایگان است، نمودارهای قیمت را در اختیار ما قرار می دهد و شرایط دمو را نیز دارا است. این نرم افزار متعلق به شرکت MetaQuotes می باشد که تحت نظر این شرکت بروکرهای بسیاری در بازار فارکس به مشتریان خود از طریق آن ارائه خدمات می کنند.http://www.metaquotes.net

اصول نصب نرم افزار (MetaTrader)

اصول نصب و فعال سازی نرم افزار: پس از دانلود نرم افزار به محلی که Setup نرم افزار در آنجا قرار دارد رفته و بر روی Setup دوبار کلیک می کنیم پنجره ای مانند تصویر زیر باز می شود.

با فشار دادن قسمت Run به قسمت بعدی نصب می رویم
در پنجره باز شده جدید (تصویر زیر) پس از انتخاب زبان پیش فرض نرم افزار گزینه Next را میزنیم.

پس از آن در پنجره جدید، با تیک زدن گزینه Yes, I agree with all the terms of this license agreement موافقت خود را با توافقنامه نرم افزار برای استفاده اعلام می کنیم، با انجام این کار و فعال شدن گزینه Next به نصب نرم افزار ادامه می دهیم.

در پنجره باز شده جدید با انتخاب مسیر نصب نرم افزار، گزینه Next را برای ادامه نصب میزنیم. شایان ذکر است به خاطر داشتن مسیر نصب نرم افزار، برای اضافه کردن ابزارهای جانبی حائز اهمیت می باشد.

در دو پنجره بعدی نیز با فشار دادن گزینه Next نصب نرم افزار در جایگاه تعریف شده انجام می پزیرد. در انتها پنجره ای مانند تصویر زیر پایان موفقیت آمیز نصب نرم افزار را نشان می دهد و با فشار دادن گزینه Finish به پایان نصب نرم افزار می رسیم.

پس از نصب کامل، نرم افزار به شکل خودکار برای اولین بار روی رایانه اجرا می شود.
زمانی که برای بار اول نرم افزار اجرا می شود اطلاعاتی برای بازگشایی حساب از کاربر می خواهد در صورتی که به اینترنت متصل باشید با پر کردن این اطلاعات و انتخاب گزینه I agree to subscribe to your newsletters اجازه باز کردن حساب با فعال شدن گزینه Next به کاربر داده می شود. در پنجره بعد با انتخاب سروری که خواهان بازگشایی حساب دمو یا حقیقی با آن هستید و فشار دادن گزینه Next به پنجره پایانی می رویم.

در پنجره پایانی در صورتی که به اینترنت و سرور بروکر متاتریدر خود اتصال داشته باشید پس از چند لحظه شماره حسابی که شما می توانید به سرور متصل شوید در قسمت Login و رمز عبور حساب در قسمت Password نشان داده خواهد شد و گزینه Finish نشان دهنده پایان کلیه مراحل اتصال به سرور و بازگشایی حساب می باشد. با پر کردن اطلاعات Login , Password و انتخاب سرور که در قسمت قبل این اطلاعات در اختیارمان قرار گرفت وارد حساب می شویم شایان ذکر است در صورتی که گزینه Save account information انتخاب شده باشد پس از هر بار باز شدن نرم افزار نیازی به وارد کردن این اطلاعات نیست و نرم افزار به صورت خودکار، اطلاعات شما را برای باز کردن حساب استفاده می کند.
پس از پایان مراحل فوق نرم افزار شما به بروکر متصل و قابلیت تحلیل و معاملات در صورت داشتن اطلاعات آنلاین وجود خواهد داشت.

اصول کار با منوهای مختلف

به طور کلی نرم افزار متا تریدر دارای چهار قسمت کلی می باشد.
الف) منوهای بالای نرم افزار که کلیه ابزارهای نرم افزار در داخل آنها قرار دارد.
ب) تولبار ابزارهای میان بر منوهای نرم افزار، که برای راحتی و سرعت استفاده کاربر در یک یا دو سطر زیر منوهای اصلی قرار دارند.
ج) محیط میانه نرم افزار که نمودارها و ابزارهای کاربردی در این قسمت نمایش داده می شود.
د) تولبار زیرین که شامل دو قسمت Status Bar و Charts Bar می شود.

اصول کار با منوی (File)

بعد از کلیک بر روی منوی مربوطه تصویر زیر دیده می شود.

این منو از پنج قسمت اصلی و 13 گزینه تشکیل شده است:
1) New Chart: در این قسمت شما می توانید نمودار زوج ارز، سهام، کالاها یا شاخص هایی را که کارگزارتان به ارائه قیمت می پردازد را مشاهده کنید.
2) Open Offline: در صورتی که چارتی را قبلا باز کرده باشید یا اطلاعات قیمتی از آن بر روی یارانه ذخیره شده باشد در این قسمت ذخیره شده و حتی در صورت دسترسی نداشتن به اینترنت یا باز نبودن آن چارت می توانید از این نمودارها استفاده نمایید.
3) Open Deleted: این قسمت نیز مانند قسمت قبل امکان دسترسی کاربر به نمودارهایی را می دهد که در گذشته بر روی نرم افزار باز بوده اند و سپس پاک یا بسته شده اند.
4) Profile: قسمتی که اجازه ذخیره اطلاعات، چیدمان جفت ارزها و تنظیمات شخصی را به کاربر می دهد. گزینه Profile از دو بخش کلی و چند زیر مجموعه تشکیل شده است قسمت اول امکان رفتن یا برگشتن به پروفایل های بعدی یا قبلی را می دهد گزینه بعدی مربوط به ذخیره پروفایل جاری است. گزینه پس از آن برای پاک کردن پروفایل های دیگر می باشد در قسمت Remove میتوان به جز دو پروفایل Default و پروفایل فعال، باقی پروفایل ها را پاک کرد.
5) Close: برای بستن نمودار(Chart) فعال در نرم افزار بکار می رود در صورتی که به اشتباه چارتی بسته شد میتوان از قسمت Open Deleted دوباره آن چارت را با همان تنظیمات گذشته باز کرد.
6) Save As: گزینه ای که اجازه ذخیره اطلاعات ارقامی نمودار فعال نرم افزار را با فرمت های عددی می دهد.
7) Save As Picture: گزینه ای که اجازه ذخیره تصاویر را می دهد. در داخل پنجره باز شده این قسمت سه گزینه وجود دارد انتخاب گزینه اول به معنای ذخیره کلی تصویر نرم افزار با تمامی منوهای آن می باشد گزینه دوم به معنای ذخیره تصویر چارت فعال با اندازه در حال نمایش و اصلی آن می باشد گزینه سوم نیز امکان ذخیره تصویر فعال چارت را با قابلیت تنظیم پیکسل های خواهان نمایش آن، به ما می دهد.
8) Open an Account: همانطور که در گذشته به تشریح این قسمت پرداخته ایم از این گزینه برای بازکردن حساب دمو یا حقیقی نزد بروکر استفاده می شود.
9) Login: این گزینه برای باز کردن حساب و ارائه اطلاعات شماره حساب و پسورد به سرور بروکر استفاده می شود.
10) Print Setup: گزینه ای که تنظیمات خروجی چاپ را برای نرم افزار تعریف می کند.
11) Print Preview: گزینه ای که پیش نمایش تصویر قابل چاپ را نمایش می دهد.
12) Print: گزینه ای که اجازه چاپ تصویر را از نرم افزار متاتریدر با تنظیمات دلخواه ارائه می کند.
13) Exit: برای خروج از نرم افزار استفاده می شود.

اصول کار با منوی (View)

این منو از چهار قسمت اصلی و 10 گزینه تشکیل شده است:

1) Languages در این قسمت قابلیت تعویض زبان نرم افزار بر اساس زبان های پیش فرض وجود دارد.
2) Toolbars این قسمت مربوط به تنظیمات تولبارهای زیر منوهای اصلی می باشد معمولا چهار تولبار پیش فرض با زیر مجموعه هایشان در دو خط زیر منوهای اصلی قرار دارند گزینه Customize این قسمت پنجره ای را باز می کند که در این پنجره اجازه اضافه کردن، کم کردن یا جابجایی گزینه های تولبارها داده می شود.
3) Status Bar در این قسمت قابلیت نمایش Status Bar زیرین نرم افزار وجود دارد. Status Bar چهار قسمت کلی دارد در سمت چپ کلید F1 صفحه کلید یارانه برای توضیحات کمکی نمایان است بعد از آن از راست به چپ پروفایل فعال(Current profile) نمایش داده شده است که با کلیک روی آن میتوان پروفایل فعلی را تغییر داد سپس اعداد مربوط به تاریخ، قیمت باز شدن، قیمت بالایی، قیمت پایینی، قیمت بسته شدن و والیوم بازه زمانی (کندل استیک) که ماوس روی آن قرار دارد نشان داده می شود و گزینه سمت راست Status Bar مربوط به Connection Status می باشد که در صورت سبز بودن، اتصال نرم افزار به سرور را نشان می دهد.

4) Charts Bar انتخاب این گزینه قابلیت نمایش تولبار چارت های جفت ارزهای فعال صفحه می باشد این تولبار بر روی تولبار Status Bar قرار دارد.

5) Market Watch این گزینه پنجره ای جدید در سمت راست نرم افزار باز می کند که شامل دو بخش است قسمت اول، آخرین قیمتی که در اتصال با بروکر، نرم افزار داشته است را نشان می دهد. حالت پیش فرض ستون سمت چپ این پنجره جفت ارز یا قیمت سهام و کالا را نشان می دهد دو ستون جلوی جفت ارز قیمت Bid & Ask را نشان می دهد. با کلیک راست در قسمتی از این پنجره روی جفت ارزها گزینه های دیگری مشاهده می شود گزینه اول آن پنجره دستورات جدید نزد بروکر را نشان می دهد گزینه دوم باز کردن چارت آن جفت ارز را انجام می دهد گزینه سوم که قسمت دوم کلی پنجره قیمت ها نیز هست نمودار تغییرات قیمت را بصورت تیک بار و لحظه ای نمایش می دهد پنج قسمت بعدی مربوط به مخفی کردن یا نمایش گروه های قیمتی از سوی بروکر می باشد چهار قسمت بعدی راست کلیک این پنجره مربوط به نمایش بالاترین و پایین ترین قیمت روز جاری بروکر، آخرین زمان تغییر قیمت آن جفت ارز، مرتب بودن کلیه ارزها و داشتن جدول بین آنها می باشد. آخرین گزینه ای که با راست کلیک در این پنجره مشاهده می کنیم Popup Prices می باشد این گزینه حکم همین پنجره قیمت ها را در نرم افزار دارد با این تفاوت که از لحاظ گرافیکی این پنجره قیمتی با پنجره قیمتی نرم افزار متفاوت بوده و قابلیت دیگر آن این می باشد که می توان با راست کلیک و انتخاب گزینه Always on the Top همیشه این پنجره بر روی تمامی پنجره های فعال یارانه باشد و هیچ زمانی قیمت ها از دید کاربر مخفی نماند.

6) Data Window:پنجره ای که با این گزینه فعال می شود جفت ارز فعال نرم افزار، بازه زمانی آن، آخرین زمان تغییرات قیمتی آن جفت ارز، قیمت آغازین، بالایی، پایینی، بسته شدن و حجم معاملات آن ارز را به همراه اطلاعات ایندیکاتورهای فعال نمودار آن جفت ارز نشان می دهد.
7) Navigator: پنجره ای که از بالا به پایین اطلاعات حساب های فعال نرم افزار، ایندیکاتورهای پیش فرض، اکسپرت ها، ایندیکاتورهای اضافه شده و دستورات قابل ارسال به بروکر را نشان می دهد.

8) Terminal: این قسمت شامل اطلاعات معاملات باز حساب فعال نرم افزار، صورت حساب معاملات، آخرین اخبار ارسالی بروکر، اخطارهای فعال شده کاربر، ایمیل های رسیده از بروکر، اکسپرت های نرم افزار و دفتر انجام فعالیت های نرم افزار می باشد مهمترین استفاده از این قسمت در زمان باز بودن معاملات انجام می شود.
9) Strategy Tester: در این قسمت می توان استراتژی هایی را که بصورت برنامه نویسی نوشته شده را در گذشته بازار امتحان کرد این قسمت قابلیت این را دارا می باشد که با سرعتی تعریف شده تغییرات قیمت را بصورت فیلم از گذشته تا بحال نشان داده و نتایج را بصورت های عددی یا نموداری نشان دهد یکی از مهمترین قسمت های آن، گزینه Symbol properties می باشد در این قسمت در صورت انتخاب جفت ارز، اسپرد، مقدار فاصله از قیمت و حد ضرر برای تغییر دستورات، اجازه دستورات آینده برای آن ارز، سایز معامله، محاسبه مقدار بهره شبانه برای خرید یا فروش آن جفت ارز و مارجین مورد نیاز را می توان مشاهده کرد.

10) Full Screen: با انتخاب این گزینه تولبارهای زیر منوهای اصلی بالای صفحه و منوی Status Bar به صورت موقت مخفی می شوند. برای باز کردن دوباره این تولبارها به قسمت دوم و سوم منوی View رفته و دوباره آنها را فعال کنید.

اصول کار با منوی (Insert)

این منو ابزارهای تحلیل و آنالیز بازار را در اختیار کاربر قرار می دهد.
1) Indicators :ابزارهایی که بوسیله فرمول های ریاضی از روی تغییرات قیمتی بازار، قابلیت پیش بینی و تحلیل بازار را برای کاربر ایجاد می کند. شش گزینه اول آن آخرین ایندیکاتورهایی استفاده شده توسط کاربر می باشد. چهار گزینه بعدی دسته بندی ایندیکاتورهای پیش فرض توسط نرم افزار می باشد و آخرین گزینه در این قسمت ایندیکاتورهایی می باشد که از منابع مختلف یا بصورت برنامه نویسی شده در پوشه ایندیکاتورها قرار داده شده است.

2) Lines: ابزارهایی که خطوط افقی، عمودی و شیب دار با زاویه های مورد نظر ترسیم می کند.
3) Channels: ابزارهای این قسمت کانال های قیمتی با قابلیت های ترسیمی گوناگون رسم می نماید.
4) Gann: ابزارهای گوناگون استفاده از تئوری Gann در این قسمت قرار دارد.
5) Fibonacci: ابزارهای گوناگون استفاده از تئوری Fibonacci در این قسمت قرار دارد.
6) Shapes: ابزارهای این گروه شکل های گوناگون برای ترسیم در چارت را رسم می نمایند.
7) Arrows: ابزارهای این گروه پیکان ها و نشانه هایی را برای استفاده بر روی چارت رسم می نمایند.
8)Andrews Pitchfork: از این ابزار برای رسم نوعی ترند لاین استفاده می شود.
9) Cycle Lines: از این ابزار برای رسم دوره های زمانی یکسان بر روی چارت استفاده می شود.
10) Text: از این ابزار برای نوشته های گوناگون بر روی چارت استفاده می شود.
11) Text Label: از این ابزار نیز مانند ابزار قبلی برای نوشتن بر روی چارت استفاده می شود با این تفاوت که نوشته های این قسمت در بازه های زمانی گوناگون در مکان های مختلف قابل دید و استفاده قرار می گیرند.

اصول کار با منوی (Charts)

ابزارهای این منو تنظیمات نمایش و استفاده از نمودارها را ارائه می دهد.
1) Indicators List: لیست ایندیکاتورهایی را که در نمودار فعال صفحه قرار دارند نمایش می دهد. از پنجره این گزینه میتوان ایندیکاتورهای باز بر روی نمودارها را پاک نمود و یا تغییراتی در آنها اجام داد.

2)Objects: در این قسمت لیست اشیا و اشکال داخل پنجره ها نمایش داده می شود. گزینه های زیر مجموعه آن برای حذف، اضافه، تغییرات و پاک کردن و یا برگرداندن اشیا آنها استفاده می گردد.
3)Bar Chart: نمودارها به صورت میله ای نمایش داده می شود.
4)Candlesticks: نمودارها به صورت شمعی نمایش داده می شود.
5)Line Chart: نمودارها به صورت خطی نمایش داده می شود.
6)Foreground Chart: با انتخاب این گزینه هر مدل از نمودارهای قیمت بالاتر از تمام اشیا، خطوط و ایندیکاتورهای نمودار نشان داده می شود.
7)Periodicity: در این قسمت بازه زمانی هر مدل از نمودارهای میله ای، شمعی یا خطی نمایش داده می شود. قابل به ذکر می باشد منظور از بازه زمانی، مقدار زمان تعریف شده برای آغاز و پایان یک میله، شمع یا نقطه اتصال نمودار خطی می باشد.
8)Template: الگوهایی که از ایندیکاتورها، اشکال، دوره های زمانی و موارد دیگر در نمودار فعال ذخیره شده است در این قسمت قرار می گیرد. از الگوی هر نموداری میتوان برای نمودارهای دیگر یا برای تحلیل های گوناگون استفاده کرد. حذف، اضافه و بازیابی این الگوها از این قسمت انجام می شود.
9)Refresh: در صورتی که نرم افزار به بروکر یا سرور دریافت قیمت ها متصل باشد با زدن این گزینه قیمت های نمودار فعال دوباره از سرور بازیابی می شود.
10)Grid: انتخاب این گزینه نقطه چین های افقی و عمودی نمودار را نمایان یا مخفی می کند.
11)Volumes: انتخاب این گزینه حجم معاملات بر روی زیر نمودار فعال را نشان می دهد. قابل به ذکر می باشد از آنجا که حجم معاملات بازار فارکس قابل اندازه گیری نمی باشد حجم نمایان فقط مربوط به بروکر نرم افزار می باشد.
12)Auto Scroll: در صورت فعال بودن این گزینه، با تغییرات قیمت، به شکل خودکار آخرین تغییرات قیمت را در سمت راست نمودار نمایش می دهد.
13)Chart Shift: برای راحتی تحلیل و تمرکز بر روی آخرین تغییرات، یک پنجم قسمت فضای راست نمودار فعال به شکل آزاد باقی می ماند و تغییرات قیمت در چهار پنجم فضای نمایش نمودار لحاظ می گردد.
14)Zoom In: با انتخاب این گزینه حالت نمایش بازه های زمانی نمودار فعال فشرده تر نشان داده می شود.
15)Zoom Out: با انتخاب این گزینه حالت نمایش بازه های زمانی نمودار فعال بازتر نشان داده می شود.
16)Step by Step: این گزینه به کمک کلید میانبر آن(F12) به کاربر این اجازه را می دهد که تغییرات گذشته نمودار را در هر بازه، گام به گام رو به جلو ببیند. برای نمایش چهارتایی جلو یا عقب بردن تغییرات نمودار میتوان از فلش های جهت دار چپ و راست صفحه کلید استفاده کرد.
17)Properties: قسمت اول پنجره ای که در این گزینه باز می شود(Colors) مربوط به تنظیمات رنگ نمودار فعال می باشد.

قسمت دوم این پنجره (Common) مربوط به تنظیمات نمایشی نمودار فعال می باشد. بسیاری از این تنظیمات در منوی Chart توضیح داده شده است. این پنجره از چهار قسمت تشکیل شده است قسمت بالا سمت راست مربوط به شکل نمایش میله ای، شمعی یا خطی نمودار می باشد. گزینه اول قسمت بالا سمت چپ مربوط به غیر فعال کردن نمودار در صورت متصل بودن به سرور می باشد، بقیه گزینه های این قسمت قبلا توضیح داده شده است. قسمت پایین سمت راست مربوط به تنظیماتی از قبیل نمایش اطلاعات کندل آخر، نمایش قیمت خرید بروکر، نمایش دوره های زمانی نمودار فعال می باشد. بقیه گزینه های این قسمت نیز قبلا توضیح داده شده است. قسمت پایین سمت چپ نیز مربوط به درجه اعداد و پیکسل های نمودار فعال می باشد. برای آشنایی هرچه بیشتر با گزینه های این قسمت میتوان با انجام تغییرات روی آنها از ماهیت فعالیت آنها آگاه شد.

اصول کار با منوی (Tools)

این منو از سه قسمت و پنج زیر مجموعه تشکیل شده است.
1)New Order: این قسمت از مهم ترین پنجره های نرم افزار متا تریدر می باشد که انجام معاملات و دستورات از طریق آن انجام می شود.

در سمت چپ این پنجره هر بار تغییر لحظه ای قیمت را بر روی نمودار به صورت خطی مشاهده می کنیم. در سمت راست این پنجره گزینه اول Symbol می باشد فلش سمت راست این گزینه لیست جفت ارزها، کالاها، سهام، شاخص های بروکر که کاربر اجازه معامله بر روی آنها را دارد نمایش می دهد و انتخاب هر کدام از آنها در جلوی گزینه Symbol برای معامله نشان داده می شود.
گزینه بعدی Volume، حجم معامله ای که کاربر برای بروکر معین می کند را نشان می دهد.
گزینه Stop Loss حد توقف ضرر معامله کاربر را نزد بروکر مشخص می کند.
گزینه Take Profit حد بستن سود معامله کاربر را نزد بروکر مشخص می کند.
گزینه Comment برای نوشتن توضیحات کاربر در مورد معامله فوق می باشد.
گزینه Type نوع دستور کابر برای انجام معامله را مشخص می کند. Instant Execution سفارش دستورات لحظه ای و دستی بر اساس نرخ های موجود را برای بروکر معین می کند. در این پنجره قیمت خرید و فروش کارگزار نمایش داده می شود در صورتی که برای بستن معامله ای باز این پنجره باز باشد زیر قسمت Buy و Sell گزینه بستن معامله در حجم و قیمت تعیین شده نمایش داده می شود. گزینه Enable maximum deviation quoted price برای زمانی بکار می رود که قیمت لحظه ای بروکر با قیمتی که کاربر دستور را صادر کرده متفاوت می باشد و این گزینه حداکثر نمایش تغییرات قیمت بروکر با قیمت صادر شده مشتری را برای دستور جدید نشان می دهد.
در Pending Order سفارش دستورات بر اساس تغییرات قیمت در آینده را، برای بروکر مشخص می نماید. در دستورات معلق مکان و جهت ورود، قیمت ورود و تاریخی که دستور لغو می شود تعیین می گردد.
2)History Center: این پنجره مربوط به ذخیره اطلاعات خام قیمت های بروکر می باشد از طریق این پنجره می توان دریافت، ارسال، پاک کردن، تصحیح و اضافه کردن کردن اطلاعات خام را انجام داد و تغییرات انجام شده را بر روی نمودارهای نرم افزار مشاهده کرد.
3)Global Variables: این گزینه به کاربر اجازه ثبت متغیر های جهانی که بر روی قیمت ها تاثیر دارند را برای کاربر ایجاد می کند.
4)MetaQuotes Language Editor: این گزینه نرم افزار متاکُد که در داخل آن می توان برای متا تریدر بر اساس زبان برنامه نویسی MQL برنامه نویسی انجام داد را باز می کند. برای برنامه نویسی ایندیکاتورها و استراتژی ها از این قسمت استفاده می شود.
5)Options: پنجره باز شده در این گزینه دارای هشت قسمت می باشد.

Server: در این قسمت اطلاعات سروری که بروکر از روی آن قیمت ها و معاملات را انجام می دهد وجود دارد. شماره حساب، رمز عبور، دریافت اتوماتیک اطلاعات، و گزینه های دیگری مربوط به دریافت اطلاعات در این پنجره دیده می شود.
Charts: در این قسمت تنظیمات اطلاعات مربوط به نمودار ها انجام می شود. بیشتر این گزینه ها در منوهای دیگر آموزش داده شده است.
Objects: تنظیمات مربوط به اشیا و اشکال به علاوه حجم آنها در این قسمت می باشد.
Trade: تنظیمات پیش فرض مربوط به پنجره معاملات در این قسمت انجام می شود. تنظیمات جفت ارز یا سهام مورد معامله، حجم معامله و مقدار فاصله قیمت انجام معامله نزد بروکر.
Expert Advisors: تنظیمات مربوط به برنامه ها و اکسپرت هایی که به صورت خودکار معاملات را انجام می دهند در این قسمت وجود دارد.
Email: تنظیمات مربوط به نامه های الکترونیک بروکر در این قسمت قرار دارد.
Publisher: تنظیمات مربوط به انتشار دادن اطلاعات دریافتی نرم افزار به مکان های تعریف شده دیگر در این قسمت قرار دارد.
Events: تنظیمات دستورات صوتی نرم افزار برای حالات گوناگون در این قسمت قرار دارد. بوسیله این قسمت می توان فرمان های صوتی را تغییر، غیر فعال یا جایگزین کرد.

اصول کار با منوی (Window)

در این قسمت تنظیمات مربوط به نمایش پنجره های گوناگون در نرم افزار انجام می شود قسمت اول گزینه های مربوط به چیدمان نرم افزار و گزینه های دوم نشان دهنده جفت ارزها و نمودارهای باز بر روی نرم افزار می باشد.

1)New Windows: گزینه باز کردن پنجره های جدید در نرم افزار
2)Cascade: نمایش چیدمان پنجره ها پشت سر هم
3)Tile Horizontally: نمایش چیدمان پنجره ها به صورت افقی
4)Tile Vertically: نمایش چیدمان پنجره ها به صورت عمودی
5)Arrange Icons: نمایش چیدمان پنجره ها به صورت آزاد

اصول نصب و استفاده از (Indicator و Expert)

برای نصب اکسپرت جدید به محل درایو نصب نرم افزار بر روی رایانه رفته، وارد پنجره Expert شده و اکسپرت برنامه نویسی نوشته شده را در این قسمت قرار می دهیم سپس نرم افزار را یک بار می بندیم و باز می کنیم در صورت درست نصب شدن، اکسپرت در قسمت Navigator و زیر شاخه Expert Advisors قابلیت فعال سازی دارد. برای نصب ایندیکاتور نیز مانند روش بالا عمل می کنیم با این تفاوت که بعد از ورود به پنجره Expert وارد پنجره Indicators می شویم و ایندیکاتورهای برنامه نویسی شده را در این قسمت قرار می دهیم مانند بالا نرم افزار را یک بار باز و بسته می کنیم سپس از قسمت Custom Indicators به ایندیکاتور اضافه شده دسترسی پیدا می کنیم.

تعاریف پایه

 

جلسه دوم : تعاریف پایه

آشنایی با ISO کدها (نمادها)
آشنایی با (Pairs) جفت ارزهای متداول
آشنایی با (PIPs, Points) واحد سنجش تغییرات
آشنایی با تعاریف (Spread) کارمزد و (Bid&Ask)
آشنایی با تعاریف (Leverage و Margin) اهرم افزایش سرمایه
آشنایی با Amount، Lot واحد اندازه گیری حجم معاملات
اصول انجام محاسبه سود و زیان
آشنایی با انواع دستورات
آشنایی با Market Orders
آشنایی با Pending Order
آشنایی با سایر دستورات معاملاتی
آشنایی باروش های بررسی بازارهای مالی
آشنایی با مفهوم بهره شبانه و نحوه محاسبه در معاملات

آشنایی با ISO کدها (نمادها)

نمادها علامت های اختصاری هستند که سازمان استاندارد جهانی(ISO) برای ارزها، شاخص ها و کالاهای اساسی معین نموده است. این نماد ها معمولا سه حرفی هستند.
معمولا در نام اختصاری ارزها دو حرف اول نماد علامت اختصاری کشور مربوطه و حرف سوم نماد یا حرف اول ارز مربوطه می باشد.

دلار ایالات متحده امریکا United States Dollar USD

یورو اتحادیه اروپا European Union Euro EUR

ین ژاپن Japanese Yen JPY

پوند انگلستان Pound Sterling GBP

فرانک سوئیس Swiss Franc CHF

دلار استرالیا Australian Dollar AUD

دلار کانادا Canadian Dollar CAD

یک اونس طلا Gold ounce XAU

یک اونس نقره Silver ounce XAG

آشنایی با مفهوم جفت ارز (Currency Pairs)

همواره ارزش یا قیمت هر ارز در بازار با ارز دیگری تعیین می شود. به عنوان مثال ارزش یورو باید بر اساس ارز دیگری بیان شود، قیمت یورو در مقابل دلار (یعنی هر یک یورو چه میزان برابری نسبت به دلار ارزش دارد) قیمت یورو در مقابل پوند( برای هر یک یورو چه مقدار پوند باید پرداخت شود). از اینرو در بازار فارکس با جفت ارزها سر و کار خواهیم داشت. جفت ارزها با نماد اختصاری(ISO) دو ارز مشخص می شوند مانند:

EUR/USD (میزان برابری یورو در مقابل دلار)

GBP/USD (میزان برابری پوند در مقابل دلار)

USD/CHF (میزان برابری دلار در مقابل فرانک سویس)

USD/JPY (میزان برابری دلار در مقابل ین ژاپن)

چهار جفت ارز فوق را جفت ارزهای اصلی (Major Currency) می گویند و در صورتی که در یک جفت ارز دلار ایالات متحده وجود نداشته باشد آن را ارز متقاطع(Cross Rate) می نامند. مانند:  EUR/JPY- GBP/CHF- AUD/CAD

در یک جفت ارز، ارز اول را ارز پایه (Base Currency) و ارز دوم را ارز متقابل (Counter Currency)می نامند. این ترتیب از آنجا حائز اهمیت است که نرخ یک واحد از ارز پایه را بر اساس ارز متقابل بیان می کنند. بعنوان مثال اگر نرخ خرید جفت ارز EUR/USD برابر 1.4328 باشد بدین معنی است که هر یک یورو،  1.4328 دلار می ارزد و برای خرید یک یورو باید 1.4328 دلار بپردازیم.

آشنایی با واحد سنجش تغییرات جفت ارزها (PIPs, Points)

به علت حجم بالای معاملات در بازار تبادلات ارزی (فارکس) معمولا نرخ برابری ارزها تا پنج رقم صحیح و اعشار محاسبه می شوند. در اغلب موارد، در ارزهای اصلی به جز ین ژاپن برابری ارزها به شکل یک رقم صحیح و چهار رقم اعشار آورده می شوند. در جفت ارزهایی که نرخ برابری آنها تا چهار رقم اعشار محاسبه می شود، به رقم چهارم بعد از اعشار پیپ(Pips) یا (Point) می گویند.

مثلا اگر قیمت یورو به دلار از 1.3382 به 1.3384 برسد، می گوییم 2 پیپ افزایش یافته است. به عنوان یک مثال دیگر اگر قیمت پوند به دلار از 1.8855 به 1.8757 برسد می گوییم نرخ برابری پوند به دلار ، 98 پیپ کاهش یافته است.

در جفت ارزهایی که شامل ین ژاپن هستند(و طبق آنچه گفته شد تا دو رقم اعشار محاسبه می شوند) رقم دوم بعد از اعشار را پیپ یا پوینت می نامیم.

به عنوان مثال اگر قیمت GBP/JPY از 188.99 به 188.88 برسد می گوییم 11 پیپ افزایش یافته است.

آشنایی با مفهوم (Spread) و قیمت خرید و فروش (Bid&Ask)

در بازار فارکس، برای هر جفت ارز در هر لحظه دو قیمت متفاوت وجود دارد. یکی قیمتی است که شما می توانید در آن قیمت خرید انجام دهید(این نرخ را Ask می گویند) و دیگری قیمتی است که شما می توانید در ان قیمت فروش انجام دهید(این قیمت را Bid می گویند) تفاوت این دو قیمت را اسپرد (Spread) می نامیم.

مثلا در نرم افزار معاملاتی به EUR/USD نگاه کنید، خواهید دید: Ask1.4703 و Bid1.4701 بدین معنی که قیمت خرید جفت ارز یورو به دلار برای شما 1.4703 و قیمت فروش این جفت ارز برای شما 1.4701 می باشد. تفاوت این نرخ ها معمولا در یک کارگزار مقدار ثابتی است. مثلا در این مثال اسپرد EUR/USD دو پوینت یا دو پیپ می باشد.

اسپرد در واقع هزینه ای است که معامله گر برای انجام معامله خود می پردازد. همانطور که ملاحظه می کنید، نسبت به حجم معامله عدد بسیار کوچکی خواهد بود.

آشنایی با تعریف (Leverage) اهرم افزایش سرمایه

از آنجا که تغییر نرخ برابری ارزها در بازار، روزانه در حدود یک درصد می باشد، ممکن است معامله گران و سرمایه گزاران شخصی و خرده پا رغبتی به معامله در بازار تبادلات ارزی نداشته باشند. چرا که اگر بتوانند با انجام معامله مناسب در زمان مناسب کل این تغییر نرخ را به نفع خود داشته باشند نیز در روز حداکثر یک درصد سود خواهند داشت که برای سرمایه های کوچک رقم بسیار ناچیزی خواهد شد.  از این رو در بازار فارکس مفهومی به نام اعتبار اهرمی یا Leverage مطرح می گردد.

با استفاده از اعتبار اهرمی، سرمایه گزار می تواند تا 100 برابر سرمایه خود وارد معامله شود(این رقم می تواند بسته به کارگزار شما بین 50 تا 500 متغیر باشد) به عنوان مثال معامله گری که 10000 دلار سرمایه در اختیار دارد، می تواند تا 1000000 دلار معامله انجام دهد. بنابراین اگر در یک معامله 1000000 دلاری، بتواند یک دهم نوسان روزانه یک جفت ارز را شکار کند، یعنی 0.1 درصد، 1000 دلار سود عاید وی خواهد شد که برابر 10 درصد سرمایه اولیه وی می باشد. به این معنی که با در اختیار داشتن 10000 دلار، یک معامله یک میلیون دلار را آغاز می کند. در اینجا معامله گر صاحب یک معامله یک میلیون دلاری است، هر چقدر که این معامله سود ایجاد کند متعلق به وی خواهد بود ولی اگر این معامله به ضرر منجر شود، ضرر معامله یک میلیون دلاری از 10000 دلار وی کاسته می شود تا جایی که ممکن است ضرر این معامله به اندازه کل 10000 دلار سرمایه برسد. در چنین وضعیتی، معامله به طور خودکار از طرف کارگزار بسته می شود. همانطور که مشاهده می کنید، اعتبار اهرمی یا Leverage مانند یک شمشیر دو لبه عمل می کند. هم می تواند سودهای معامله گر را صدها برابر کند و هم منجر به ضرر او شود.

آشنایی با Amount، Lot واحد اندازه گیری حجم معاملات

Contract Size اندازه حجم قرارداد یک معامله در بازار فارکس می باشد. اندازه قراردادها با واژه هایی مانند Amount یا Lot سنجیده می شود. در Amount حجم معامله به ارز پایه یا ارز اصلی سنجیده میشود و Lot واحد اندازه گیری حجم معامله می باشد در بیشتر قراردادها هر لات برابر با 100000 واحد ارز پایه است. 100000 واحد ارز پایه= Lot 1 = K Amount100
اندازه اغلب معاملات مضربی از 100000 واحد محاسبه می شود.
10000 واحد ارز پایه= Lot 0.1 = K Amount10

اصول انجام محاسبه سود و زیان

محاسبه سود و زیان معامله ای از یک جفت ارز بر اساس ارز دوم (Counter Currency) انجام می شود.
نحوه محاسبه سود و زیان تغییرات قیمت بر اساس ارز دوم
(Profit or Loss= (Sell Price - Buy Price) * (Amount
مثال: معامله گری جفت ارز یورو به دلار آمریکا را با اعتبار نیم لات در قیمت 1.2744 فروخته و در قیمت 1.2717 خرید انجام داده است سود یا زیان این معامله به شیوه زیر محاسبه می شود.
EUR/USD
Buy Price= 1.2717
Sell Price= 1.2744
Contract Size= 0.5 Lot or 50K
Profit or Loss = (1.2744 – 1.2717) * 50000= 135$
این معامله 135 دلار سود داشته است.

از آنجا که ارز مبنا اغلب حساب های معاملاتی در بازار فارکس به دلار می باشد معامله گران ترجیح می دهند سود و زیان معامله ایشان به دلار محاسبه گردد. روش محاسبه ای که در بالا ذکر شد سود و زیان بر مبنای ارز دوم (Counter Currency) محاسبه می شود. در صورتی که ارز دوم دلار نباشد یک مرحله عملیات تقسیم قیمت لحظه خروج معامله به دلار نیز محاسبه می گردد.
(Profit or Loss=((Sell Price – Buy Price)/Closing Price)* (Amount
قیمت خروجی (Closing Price) قیمتی است که فارق از نوع فرمان اولیه خرید یا فروش، معامله در این قیمت پایان می یابد. در صورتی که در ابتدا اقدام به خرید کرده باشیم قیمت خروجی قیمت فروش می باشد و در صورتی که در ابتدا اقدام به خرید کرده باشیم قیمت خروجی قیمت خرید می باشد. در انتها، محاسبه ما تقسیم بر این قیمت خروجی می شود تا سود و زیان معامله به ارز اول سنجیده شود.
مثال: معامله گری جفت ارز دلار آمریکا به ین ژاپن را با اعتبار 2Lot ابتدا در قیمت 106.89 خریده و در قیمت 107.10 فروخته است سود یا زیان این معامله به شیوه زیر حساب می شود.
USD/JPY
Buy Price= 106.89 (Opening Price)
Sell Price= 107.10 (Closing Price)
Contract Size= 2 lot or 200K
Profit or Loss= ((107.10 – 106.89)/107.10) * 200000= 392.16$
این معامله 392.16 دلار سود داشته است.

آشنایی با انواع دستورات

هر نوع معامله در بازار فارکس با مشخص شدن چهار شاخص دستوری انجام می پذیرد: 1- نوع جفت ارز 2- حجم معامله 3- تعیین دستور خرید یا فروش 4- قیمت ورودی
معاملات در بازار فارکس به دو شکل کلی انجام می پذیرد 1-Market Order 2- Pending Order

آشنایی با Market Orders

سفارش و دستوری که معامله گر به صورت دستی و لحظه ای بر اساس نرخ های موجود ارائه شده وارد بازار می شود. دستوراتی که برای کارگزار دارای چهار شاخص بالا باشد دستورات لحظه ای ورود به بازار نامگذاری می شود. این دستورات توافق مشتری با نرخ لحظه ای ارائه شده کارگزار را برای ورود به معامله جدید نشان می دهد.

آشنایی با Pending Order

سفارش و دستوری که بر اساس قیمت حال حاضر بازار تعیین نشود بلکه بر اساس تغییرات قیمت دستور ورود به بازار تنظیم گردد دستورات معلق نامیده می شود. به عنوان مثال اگر قیمت جفت ارز EUR/USD برابر 1.4328 باشد، معامله گر می تواند یک دستور به کارگزار ارسال کند که اگر قیمت به 1.4421 رسید، خرید یا فروشی برای وی انجام دهد. دستورات معلق نسبت به دستورات بازاری دارای یک پارامتر اضافی یعنی زمان می باشد. در زیر دو نمونه از این دستورات بسته به جهت و قیمت توضیح داده می شود.
1- (GTC (Good till cancelled دستوری که تا زمانی که معامله گر آن را باطل نکند در بازار آماده فعال شدن باقی می ماند.
2- (GFD (Good for day دستوری که تا پایان همان روز کاری اعمال دستور آماده باقی می ماند و در صورت اتمام روز کاری دستور غیر فعال می شود. اتمام روز، ساعت توافقی کارگزار می باشد که از قبل به اطلاع سرمایه گذار رسیده است. اغلب کارگزاران ساعت 24 گرینویچ را پایان روز کاری خود قرار می دهند و دستورات GFD در صورت فعال نشدن در این ساعت ابطال می شود.
انواع Pending Order غیر از مبحث زمان فعال سازی به قیمت فعال سازی دستور نیز وابستگی دارند و از این لحاظ به چهار دسته تقسیم می شوند.
A) Buy Limit دستوری که سفارش خرید در قیمتی پایین تر از قیمت جاری بازار گذاشته می شود. این دستور زمانی استفاده می شود که معامله گر آغاز روند صعودی را پایین تر از قیمت فعلی بازار پیش بینی می کند.
B) Sell Limit دستوری که سفارش فروش در قیمتی بالاتر از قیمت جاری بازار گذاشته می شود. این دستور زمانی استفاده می شود که معامله گر آغاز روند نزولی را بالاتر از قیمت فعلی بازار پیش بینی میکند.
C) Buy Stop دستوری که سفارش خرید را در قیمتی بالاتر از قیمت جاری بازار قرار می دهد. این دستور زمانی استفاده می شود که معامله گر آغاز روند صعودی را بالاتر از قیمت فعلی بازار، پیش بینی می کند.
D) Sell Stop دستوری که سفارش فروش را در قیمتی پایین تر از قیمت جاری بازار قرار می دهد. این دستور زمانی استفاده می شود که معامله گر آغاز روند نزولی را پایین تر از قیمت فعلی بازار، پیش بینی می کند.

آشنایی با سایر دستورات معاملاتی

غیر از انواع دستوراتی که برای ورود به معاملات نزد کارگزار قابل تعریف می باشد دستورات دیگری نیز وجود دارند که از جنبه های مختلف مدل معاملات را برای کارگزار مشخص می کند. از مهمترین این دستورات که برای معاملات فعال و باز تعریف می شود Stop Loss و Take Profit هستند.
Stop Loss یا Cut Loss از خانواده دستورات استاپ می باشد. این دستور برای کارگزار مشخص می کند در صورتی که معامله وارد ضرر شد در چه قیمتی کاگزار معامله را با زیان متوقف کند.
Take Profit دستوری از خانواده دستورات لیمیت می باشد. این دستور برای کارگزار مشخص می کند در صورتی که معامله وارد سود شد کارگزار معامله را با چه میزان سود به پایان برساند.
سفارشات دیگری نیز بین کارگزاران وجود دارد که قابلیت های دیگری را به معامله گر برای انجام معاملات ارائه می دهد مانند سفارش OCO (One cancel the other)، در این سفارش دو دستور به هم ربط پیدا می کنند. فعال شدن هر کدام بصورت خودکار دستور مرتبط را باطل می کند.
با اینکه دستورات دیگری نیز بین کارگزاران یا شبکه بانکی وجود دارد به علت عمومیت نداشتن فعلا به ذکر همین نمونه ها بسنده می کنیم.

آشنایی باروش های بررسی بازارهای مالی

بطور کلی سوداگران(معامله گران) از سه روش پایه برای تحلیل و پیش بینی بازار استفاده می کنند.
الف:  Technical Analysis تکنیکالیست ها افرادی هستند که از مطالعه رفتار های بازار با استفاده از نمودارها با هدف پیش بینی آینده روند قیمت ها استفاده می کنند. آنها عقیده دارند هر چیزی که بتواند در قیمت تاثیرگذار باشد عینا در قیمت فعلی لحاظ شده است. تکنیکالیست ها بر پایه سه نظریه پایه به تجزیه و تحلیل بازار می پردازند:
- تغییر قیمت ها هدفمند می باشد
- قیمت ها بر اساس روند ها حرکت می کنند
- در مورد قیمت، تاریخ تکرار می شود
ب:  Fundamental Analysis فاندامنتالیست ها، سوداگرانی هستند که بر اساس متغیرهای سیاسی، واقعیت های اقتصاد بین الملل و وضعیت اقتصاد داخلی با تفسیر بنیادی در جستجوی انگیزه ها و دلایل حرکت نرخ های مبادله ارزی می باشند.
ج:  Technical & Fundamental Analysis سوداگرانی که با ترکیب و تجزیه تحلیل عوامل تکنیکال و فاندامنتال به تفسیر و پیش بینی آینده قیمت در بازار می پردازند. روش این دسته از سوداگران بیش از آنکه وابسته به هر کدام از دو دسته بالا باشد بر اساس تجربه و ترکیب عوامل گوناگون تغییرات قیمت و عوامل بنیادی می باشد.

آشنایی با مفهوم بهره شبانه و نحوه محاسبه در معاملات

از آنجا که اغلب معاملات در بازار ارز در شبکه بانکی انجام می شود و واسطه سرمایه گذاران با بانک ها در قالب موارد بروکر(کارگزاران) می باشند. کارگزاران به علت اینکه نرخ بهره در کشورهای مختلف نزد بانک ها متفاوت می باشد بر اساس ساعت مشخص خویش ما به تفاوت نرخ بهره معاملات باز مشتریان را محاسبه و نرخ بهره آنرا در سود و زیان معامله لحاظ می کنند. بروکرهایی نیز وجود دارند که در زمان بازگشایی حساب به مشتریان اطلاع می دهند سیستم آنها بر مبنای کسر مبلغی معین به ازای هر لات معامله بعد از پایان روز کاری می باشد. مفهوم بهره شبانه در معاملات اسپات(لحظه ای) که کمتر از دو روز کاری معاملات باز می باشند کاربرد زیادی ندارد ولی در صورتی که قصد سوداگری با معاملات بلند مدت را دارید حتما از روش محاسبه بهره شبانه کارگزار و نرخ های بهره کشورهای مختلف آگاهی داشته باشید.

مفاهیم بازارهای مالی

مفاهیم بازارهای مالی

آشنایی با بورس های بین المللی “تبادلات ارزی”
آشنایی با انواع بورس های بین المللی
اصول انحصاری مقایسه بورس های بین المللی
آشنایی با انواع معاملات

آشنایی با بورس های بین المللی “تبادلات ارزی”

بورس و بورس بازی از زمان های دور مورد توجه سرمایه داران و تاجران بوده است. در این بین تبادلات ارزی با سابقه ای به اندازه تاریخچه اختراع پول برای خود پیشینه معاملاتی دارد. از سال 1876 تا جنگ جهانی اول پایه ارزش هر ارز، بر مبنای پشتوانه طلا باعث ثبات نسبی ارزها در مقابل یکدیگر بود قبل از این تاریخ دولت ها و کشورها همیشه سعی در تضعیف ارز خود را داشتند و این مساله عموما منجر به تورم و ناکارآمدی اقتصاد ها می شد. پس از جنگ جهانی دوم (1944) توافقنامه ای با نام برتن وودز (Bretton Woods) ایجاد شد که بر مبنای آن کشورهای امضا کننده متعهد شدند ارزش پول خود را در ارزش ثابتی در برابر دلار نگه داری کنند و نرخ مرجع دلار نیز، 35 دلار برای هر اُنس طلا تعیین گردید. در این توافقنامه هیچ کشوری مجاز نبود به خاطر منافع تجاری ارزش ارز خود را بیش از 10 درصد در مقابل سایر ارزها کاهش دهد. این سیستم که برای ایجاد ثبات پولی بین المللی ایجاد شده بود با کاستی ها، نابسامانی ها و جلوگیری از به جریان افتادن سرمایه ها همراه بود. سرانجام در سال 1971 توافقنامه برتن وودز باطل گردید و از سال 1973 ارزش ارزهای کشورهای مهم صنعتی در بازارهای بین المللی شناور اعلام شد. در ابتدا، آزاد سازی ارزش ارزها بعد از سال 1973 اغلب روند کند تغییرات قیمت در بین ارزها را به دنبال داشت ولی آزادسازی کمک شایانی به ارزش گذاری ارزها بر مبنای عرضه و تقاضای بازارهای بین المللی انجام داد. به مرور با کاهش مقررات، آزاد شدن بازار و فعالیت بازیگران در بازارهای مالی جهانی، کاراترین بازاری که تا به حال بشر به خود دیده به وجود آمد.  امروزه دولت ها، بانک ها، شرکت های تجاری، سوداگران و مردم عادی پنج گروه عمده شرکت کنندگان بازار تبادلات ارزی هستند و در این بین از دهه 1990 به این سو با پیشرفت تکنولوژی و وسایل ارتباط جمعی روند نظارت بر بازارهای جهانی، اجرای سفارش ها، تحلیل فرصت های مالی و گسترش این بازار سرعتی بیش از پیش پیدا کرده است.

forex11


تعداد زیاد بازیگران بورس های بین المللی ارز باعث بالا رفتن حجم معاملات در بازار شده است. امروزه حجم معاملات بورس های تبادلات ارزی به بیش از 1.6 تریلیون دلار در روز می رسد. در این درس پس از آشنایی با دیگر بورس های بین المللی به مقایسه انحصاری بازار تبادلات ارزی با دیگر بورس های بین المللی خواهیم پرداخت. بطور کلی بورس های بین المللی را می توان به چهار نوع تقسیم کرد.

آشنایی با انواع بورس های بین المللی

آشنایی با بازار سهام Stock
بازار سهام یا (Stock Market) بازاری است که معامله گران با سرمایه گذاری و خرید سهم یا سهامی از یک شرکت یا مجموعه ای از شرکت ها و کارخانه ها در سود و زیان تفاوت قیمت سهام آن بنگاه اقتصادی و یا در سود و زیان حاصل از فعالیت آن بنگاه شریک می شوند. نمونه این بورس، بورس اوراق بهادار تهران و سهام شرکت های داخل آن می باشد.
آشنایی با بازار کالاها Commodity
بازار کالا یا (Commodity Market) شامل بورس هایی است که قیمت تبادلات کالاها به صورت جهانی یا منطقه ای بر اساس عرضه و تقاضا ارزش گذاری می شود. بورس های کالا به سه دسته عمده تقسیم می شود.
Hard- طلا، نقره، سیمان، فلزات و غیره
Soft- آب پرتقال، قهوه، اقلام خوراکی و غیره
Energy- نفت، گاز، برق، ذغال سنگ و غیره
آشنایی با اوراق بهادار Bond Market
بازار اوراق قرضه (Bond Market) اوراق مشارکتی که اغلب از طرف دولت ها برای مشارکت مردم و جذب سرمایه های آنها برای طرح های سودآور جذب می شود. مانند اوراق مشارکت وزارت خانه ها در ایران.
آشنایی با بازار تبادلات ارزی Foreign Exchange
بازار تبادلات ارزی (Foreign Exchange) بازاری که در آن مانند بورس های فوق الذکر، ارزش گذاری پول ملی کشورها بر اساس عرضه و تقاضا در مقابل سایر ارزها سنجیده می شود. مانند نرخ برابری دلار به ریال یا یورو به دلار.

اصول انحصاری مقایسه بورس های بین المللی

هر کدام از بورس های فوق دارای مزایا و معایبی برای سرمایه گذاری نسبت به یکدیگر می باشند. در ادامه علت تمرکزمان بر روی بازار تبادلات ارزی را بیان کرده و مزایای این بورس را نسبت به سایر بورس ها به صورت خلاصه بررسی می کنیم.
A) فعالیت 24ساعته بازار- به علت باز بودن بانک ها و موسسات مالی گوناگون در سراسر جهان و وظیفه اعلام قیمت در هر ساعتی از شبانه روز (به جز شنبه و یکشنبه) در هفته بازار تبادلات ارزی فعال و امکان معاملات وجود دارد.
B) وجود همیشگی خریدار و فروشنده- حجم بالای معاملات که به آن اشاره شد و تعدد شرکت کنندگان باعث شده در هر زمانی، امکان نقد شوندگی معاملات وجود داشته باشد و همیشه خریدار و فروشنده ای در نقطه مقابل فعالیت شما در بازار وجود دارد. همیشه بانک ها و موسسات طرف تجاری معامله گران مسئول نقد کردن دستورات شما در بازار هستند و از این نظر هیچ نگرانی مانند بورس های دیگر برای پیدا شدن خریدار و فروشنده وجود ندارد.
C) معاملات دو طرفه- برای کسب سود در مورد کالاها فقط می توان از پیش بینی روند صعودی قیمت ها استفاده کرد ولی در بازار ارز به علت اینکه معاملات بر اساس ارزش گذاری دو نوع پول تعیین می گردد، با افزاریش ارزش یک ارز متقابلا ارزش ارز مقابل کاهش می یابد به همین دلیل نه تنها از روند صعودی افزایش ارزش یک ارز بلکه از روند نزولی کاهش ارزش یک ارز می توان سود گرفت. روند نزولی ارزش یک ارز در اصل روند صعودی ارزش ارز متقابل می باشد.
D) معاملات لحظه ای- خرید و فروش لحظه ای از هر نقطه ای از جهان، تنها با دسترسی به اینترنت یا تلفن. مزیت دیگر معاملات لحظه ای شفاف و یکسان در بازار است که تا خبری به صورت جهانی و عمومی انتشار نیابد تاثیری بر بازار ندارد.
E) فاقد مالیات- معافیت از مالیات و کارمزدی بسیار کم در حد 0.0002 تا 0.0005 معاملات صورت گرفته و در عین حال اغلب بروکرها (کارگزاران فارکس) سود بانکی که بر مبنای سرمایه می دهند از دیگر مزیت های فارکس می باشد.
F) اهرم افزایش سرمایه- تسهیلات سرمایه گذاری از سوی کارگزار به صورت وام به خریدار برای انجام معاملات انجام می شود. میزان این تسهیلات در بازار های مختلف متفاوت و گاه تا چند صد برابر اصل سرمایه می باشد. بدیهی است که حد ضرر به اندازه اصل سرمایه می باشد اما محدودیتی برای کسب سود وجود ندارد.

آشنایی با انواع معاملات

1- قرارداد لحظه ای (Spot)
در این قرارداد خریدار باید کل مبلغ قرارداد را به علاوه کارمزد کارگزاربه صورت نقد پرداخت نماید و فروشنده نیز باید تا حداکثر دو روز کاری کالایمورد معامله را به خریدار تحویل نماید. این نوع قرارداد در بازار فارکسغالبا به صورت لحظه ای نقد می شود.
2- قرارداد سلف (Forward)

در این قرارداد، کل مبلغ در زمان انجام معامله از طرف خریدار پرداخت میشود و فروشنده متعهد می شود در تاریخ و زمان معین کالا را با قیمت مورد توافق به خریدار تحویل دهد.
3- قرارداد آتی (Future)

در این روش فروشنده مطابق یک قرارداد صلح تعهد می نماید مقدار معینی از دارایی یا کالایی مشخص را در زمانی معین در مقابل مبلغی به خریدار تحویل دهد. بر اساس این قرارداد، فروشنده مقدار دارایی مورد مصالحه را در سررسید مشخص تحویل می دهد و خریدار نیز مبلغ مورد مصالحه و توافق شده را در سررسید می پردازد. طرفین در قالب شرط ضمن قرارداد به شخص ثالث یا کارگزاری وکالت می هند که از وجه الضمان آنها متناسب با نوسانات قیمت در بورس به طرف دیگر اباحه تصرف بدهد. هر یک از طرفین می توانند قبل از سررسید با انعقاد قرارداد صلح دیگری شخص ثالثی را در قرارداد صلح اولیه جایگزین خود نمایند و پس از تسویه از قرارداد خارج شوند کلیه قرارداد ها در زمان سررسید مقرر حتما باید تسویه شوند.
4- قرارداد اختیار معامله (Option)

قرارداد اختیار خرید: قراردادی است که به موجب آن عرضه کننده کالا، حق خرید مقدار معینی از کالای مورد نظر را در زمان معین و با قیمت مشخص تعیین شده در حال حاضر به طرف دوم قرارداد اعطا می نماید بدون اینکه طرف دوم ملزم به خرید آن کالا باشد.
قرارداد اختیار فروش: قراردادی است که به عنوان شرط ضمن عقد، به موجب آن خریدار حق فروش مقدار معینی از کالای مورد نظر را در زمان معین و با قیمت مشخص به طرف دیگر اعطا می نماید. بدون آنکه فروشنده ملزم به فروش کالا در تاریخ قید شده باشد.
در همه قراردادهای اختیار خرید و فروش کارمزد بالاتری نسبت به انواع قراردادهای دیگر مورد محاسبه قرار میگیرد. بسته به زمان لغو یا تحویل کالا این قراردادها به دو نوع سیستم آمریکایی و اروپایی نیز تقسیم بندی می شوند.

در اینجا چهار مورد از عمومی ترین قراردادهای استفاده شده در بورس های بین المللی توضیح داده شد. شایان ذکر است موارد دیگری مانند قرارداد اعتباری، قرارداد معاوضه، قرارداد صلح و موارد مختلف دیگری قرارداد وجود دارد که به علت عمومیت نداشتن در بازار فارکس از توضیح در مورد آنها صرف نظر می نماییم.

تاریخچه فارکس

تاريخچه فاركس

پیدایش مبادلات ارزی به زمان ضرب اولین سکه ها و آغاز تجارت بازگشته و در طول سالیان به شکل کنونی درآمده که آن را با نام فارکس می شناسیم.

تا پیش از جنگ جهانی اول سیستم استاندارد طلا مورد استفاده کشورها قرار می گرفت، که براساس این سیستم ارزش هر ارز به میزان طلایی بستگی داشت که پشتوانه آن بود. به طور مثال ارزش هر اونس طلا برابر 6.5 دلار آمریکا و 3.17 پوند انگلستان بوده است، در نتیجه قیمت هر پوند انگلیس برابر 2.05 دلار محاسبه می شده است.در قالب این سیستم، نرخ ارز کشورها دارای ثبات نسبی بود ونوسانات زیادی صورت نمی پذیرفت اما با آغاز جنگ جهانی اول این سیستم دیگر کارایی نداشت و کشورها تا پایان جنگ جهانی دوم از نظام های ارزی متفاوتی برای حفظ ارزش پول ملی استفاده می کردند.

در سال 1944 در نیوهمپشایر آمریکا و در هتلی بنام برتون وودز کنفرانسی با حضور نمایندگان45 کشور جهان تشکیل گردید، که براساس نتایج جلسه، مقررگردید بانک جهانی بدلیل بی ثباتی اقتصاد بین الملل اقدام به تعیین نرخ ثابت برابری ارزها نماید و از سوی دیگر دلار آمریکا بعنوان رابط سایر ارزها با طلا تعیین شد.

از این رو ارزش هر اونس طلا 35 دلار تعیین شد و دلار آمریکا معیار تعیین ارزش سایر ارزها قرار گرفت. سیستم فوق ثباتی بیست ساله در اقتصاد جهانی ایجاد کرد که سرانجام در دهه 70 از هم فروپاشید.

در سال 1967 بانکی در شیکاگو از دادن وام به صورت پوند به یک استاد دانشگاه به نام میلتون فریدمن خودداری کرد زیرا وی قصد داشت از این وام برای سلف خریدن پول کشور انگلستان استفاده کند . فریدمن که می‌دانست پوند در مقابل دلار ارزش بسیار بالاتری دارد قصد داشت آ ن را بفروشد و بعد از آن‌که قیمت آن نزول کرد ، دوباره آن را جهت بازپرداخت به بانک بخرد و به این وسیله در زمان اندکی سود ببرد.  


    خودداری بانک از دادن این وام بر اساس توافق‌نامه برتن وودز بود که 20 سال پیّش از آن به تصویب رسیده بود. بر اساس این توافق‌نامه نرخ پول ملی هر کشور در برابر دلار ثابت بود و برای دلار نرخ 35 دلار در مقابل هر انس طلا تعیین شده بود هدف توافق‌نامه برتن وودز که از سال 1944 به اجرا درآمد ایجاد ثبات بین‌المللی پولی با جلوگیری از به جریان افتادن پول بین کشورها و محدود ساختن سوداگری با پول دیگر کشورها بود . قبل از این توافق‌نامه، پایه ارز طلا بر سیستم اقتصاد بین‌المللی حاکم بود.

در سال 1971 آقای نیکسون رییس جمهور وقت آمریکا رابطه دلار و طلا را قطع نمودو بدین ترتیب ارزش دلار به عرضه و تقاضای جهانی وابسته شد.در همان سال توافقنامه ای مشابه با برتون وددز بنام اسمیت سونیان امضا شد که براساس آن نوسانات محدودی برای ارزها مجاز شمرده شده بود.در سال 1972 کشور های اروپایی برای فرار از وابستگی به دلار آمریکا دست به امضای توافقنامه ای زدند که طی آن نرخ ارز کشور های امضا کننده تا میزان 25/2% اجازه نوسان یافت.

در نهایت هر دو توافقنامه فوق لغو شدند و نظام ارز شناور از سال 1974 با امضای توافقنامه جاماییکا رسما مورد پذیرش قرار گرفت و از آن پس کشورها اجازه یافتند تا نظام ارزی دلخواه را انتخاب نمایند.در سال1978 کشورهای اروپایی مجددا در جهت کاهش تسلط دلار آمریکا اقدام نمودند ونهایتا سیستم پولی واحد اروپا یاEMS را بنا نهادند.  

 از سال 1876 تا جنگ جهانی اول ، پایه ارز طلا باعث ایجاد فاز جدیدی در ثبات قیمت‌ها شد چرا که قیمت طلا پشتیبان پول بود . این سیستم موجب شد سنت صدها ساله پادشاهان و فرمانروایان که ارزش پول را خودسرانه پائین می‌آورند و باعث ایجاد تورم می‌شدند منسوخ شود. اما توافق‌نامه برتن وودز و پایه ارز طلا سیستمهای بی ایرادی نبودند هنگامی که یک اقتصاد به قدرت می رسید، شروع به واردات سنگین از کشورهای دیگر می کرد تا آنجا که ذخایر طلایی که پشتوانه پول آن اقتصاد بود ،ته می کشید در نتیجه این امر از عرضه پول کاسته شده و نرخ بهره افزایش می یافت و فعالیتهای اقتصادی به حدی پایین می‌آمد که به رکود می انجامید در نهایت قیمت کالا به پائین ترین سطح خود می‌رسید و کشورهای دیگر را ترغیب می‌کرد برای خرید بی‌حساب و کتاب به آنها هجوم آورند . در نتیجه با تزریق طلا به اقتصاد دوباره عرضه پول افزایش یافته ،نرخ های بهره کاهش می یافت و دوباره اقتصاد ثروتمندی به وجود می‌آمد.

   این فرایند رونق ـ نزول اقتصادی در زمان سلطه پایه ارز طلا ادامه داشت تا آن‌که وقوع جنگ جهانی اول باعث توقف گردش تجارت و مانور آزادانه طلا شد .پس از دو جنگ جهانی توافق‌نامه برتن وودز به تصویب رسید و کشورهای امضا کننده موافقت کردند با سود اندکی ارزش پول خود را در برابر دلار و همچنین نرخ معادلی را برای طلا ثابت نگهدارند . این کشورها مجاز نبودند ارزش پول خود را برای منافع تجاری پائین آورند و در صورت انجام چنین امری فقط می‌توانستند حداکثر 10 درصد از ارزش پول خود بکاهند.  

 در دهه پنجاه میلادی حجم روزافزون تجارت بین المللی منجر به جابجایی سرمایه های انبوهی شد که حاصل ساخت و سازهای پس از جنگ بود این کار باعث بی ثباتی نرخ‌های ارزی تعیین شده در توافق‌نامه برتون وودز شد . سرانجام در سال 1971 این موافقتنامه باطل شد و دیگر دلار امریکا قابل تبدیل به طلا نبود .تا سال 1973 شناوری ارزهای کشورهای مهم صنعتی بیشتر شد و عمدتا عرضه و تقاضای بازار معاملات ارز قیمت آنها را تعیین می کرد در طول دهه 70 میلادی قیمتها روزانه در حال تغییر بودند . با حجم سرعت و ناپایداری روز افزون که منجر به ایجاد ابزار جدید مالی بی قانونی بازار و آزاد شدن تجارت شد در دهه 80 میلادی خروج سرمایه ها از مرزها با پیدایش رایانه و تکنولوژی تسریع و باعث گسترش بازار به آسیا ، اروپا و امریکا شد.


    پس از آن بانک‌ها که به لحاظ ماهیت بانکی خود همیشه درگیر جریان ارزهای خارجی بودند به فکر مدیریت منابع ارزی خود افتادند و به همین جهت یک جریان بین بانکی را بوجود آوردند تا بواسطه آن بتوانند ارزهایی را که فکر می‌کردند در آینده ارزش بیشتری خواهند داشت را تهیه و آنهایی را که فکر می‌کردند ارزش خود را از دست خواهند داد بواسطه این جریان بفروشند لذا به خاطر این‌که هر بانکی استراتژی خاص خود را دنبال می‌کرد جریانی بنام جریان تبادل ارزهای خارجی ایجاد گردید.

معاملات ارزی از حدود روزانه 70 میلیارد دلار در دهه 80 ، دو دهه بعد به روزانه 1.5 تریلیون دلار افزایش یافت . یکی از عوامل عمده تسریع یافتن تجارت ارز گسترش سریع بازار یورو به دلار بود ، جایی که دلار آمریکا در بانک‌های خارج از آن کشور به سپرده گذاشته می شود . به همین ترتیب در بازارهای اروپایی دارائیهای به غیر از ارز کشور مربوطه سپرده گذاری می شود . بازار یورو به دلار ،اولین بار در دهه 50 به وجود آمد . زمانی که درآمد نفت روسیه که به دلار بود ، از ترس آنکه توسط قانون گذاران امریکا بلوکه شود ، خارج از آن کشور به سپرده گذاشته شد.

این کار سرمایه برون مرزی عظیمی را از کنترل مقامات امریکا خارج کرد . سپس دولت امریکا قوانینی وضع کرد تا وام دادن به خارجیان را محدود کند . بازارهای اروپایی جاذبه خاصی داشتند چرا که مقررات کمتر و بازده بیشتر داشتند . از اواخر دهه 80 به بعد شرکتهای امریکایی شروع به گرفتن وام از کشورهای آن سوی آب کردند و بازارهای اروپایی را مکان سودمندی برای کنترل نقدینگی ، گرفتن وامهای کوتاه مدت و تامین مالی واردات و صادرات یافتند . لندن بازار عمده برون مرزی بوده و هست . در دهه 80 میلادی وقتی بانکهای انگلیس برای حفظ موقعیت راهبرانه خود در تجارت جهانی شروع به وام دادن دلار به عنوان جایگزینی برای پوند کردند ، به یک مرکز کلیدی در بازار یورو به دلار مبدل شدند .

 موقعیت مناسب جغرافیایی لندن ( که بین بازارهای آسیا و امریکا واقع شده است ) یکی دیگر از دلایل حفظ برتری این کشور در بازارهای اروپایی است.

بازار فارکس در ابتدا محل تعامل بانک های مرکزی بود، اما تحولات فوق و کاهش نقش دولت ها در اقتصاد سبب گردید بانک های تجاری، شرکت های تجاری، کارگزاران و بورس بازان نیز در این بازار حضور یابند وسرانجام در سال 1993، کشورهای اروپایی با افزایش دامنه تغییرات ارزها تا 15%، زمینه حضور معامله گران خرد را فراهم نمودند. از سویی با پیشرفت فناوری اطلاعات ابزارهای لازم جهت انجام معاملات در فضای مجازی (اینترنت) در اختیار معامله گران فوق قرار گرفت، بطوری که امروز شاهد گسترش بکارگیری این فناوری در بازار فارکس می باشیم.

فاركس چيست؟

مقدمه

FOREX مخفف(foreign exchange market) و بمعنای بازار مبادله ارز می باشد. بازار ارز (یا فارکس )هنگامی بوجود می آید که دو ارز به صورت پایاپای با یکدیگر مورد معامله قرار گیرند.فارکس ازنظر میزان مبادله «ارزش نقدی»بزرگترین بازار جهان محسوب می شود وشامل تجارت میان بانکهای بزرگ، بانکهای مرکزی، بورس بازهای ارز، شرکتهای چند ملیتی، دولت ها وسایر موسسات مالی می شود.مبادلات معامله گران خرد(سرمایه گذاران یا بورس بازهای کوچک)بخش کوچکی از مبادلات بازار را شامل می شود،این دسته از معامله گران توسط کارگزاران می توانند در معاملات شرکت جویند.

بازار فارکس با رشدی شگفت انگیز در حجم مبادلات، طی سه سال گذشته(57%)تبدیل به پرحجم ترین بازار مالی جهان شده است به طوری که حجم معاملات روزانه بازار فارکس در برخی روزها به 1900 میلیارد دلارمی رسد.(براساس ارزیابی سه سالانه بانک پرداختهای بین المللی، معاملات روزانه ارز شامل:

  • 600میلیارد دلار معاملات spot
  • 1300میلیارد دلار معاملات مشتقه:
  • 200 میلیارد دلار معاملات سلف
  • 1000میلیارد دلار معاملات معاوضات فارکس
  • 100میلیارد دلار معاملات اختیارات

میباشد. بیش از s از حجم معاملات بازار فارکس مربوط به معاملات شرکت هایی است که در زمینه مالی شهرت فراوانی دارند، این معامله گران عبارتند از(بنا به گزارش مجله وال استریت اروپا-صفحه  20- تاریخ 9/02/2006):

 

1

Deutsche Bank

17.0

2

UBS

12.5

3

Citigroup

7.5

4

HSBC

6.4

5

Barclays

5.9

6

Merrill Lynch

5.7

7

J.P. Morgan Chase

5.3

8

Goldman Sachs

4.4

9

ABN Amro

4.2

10

Morgan Stanley

3.9

ماهیت معاملات فارکس خارج بورس است اما مراکز اصلی تجارت ارز بترتیب در لندن، نیو یورک و توکیو می باشندو بانک ها از سراسر جهان در این معاملات شرکت می جویند. این بازار 24 ساعته است و مردم مناطق گوناگون جهان بر اساس ساعت های کاری و اداری کشور خود وارد این بازار می شوند لذا زمانی که معاملات آسیایی ها پایان می یابد معاملات اروپایی ها آغاز و بعد از آن هم معاملات آمریکایی ها وسپس در مسیر حرکت این چرخه دوباره آسیایی شروع به انجام معاملات می نمایند.
معامله گران می توانند در زمانی که اخبار منتشر می شوند بلا فاصله به آن ها واکنش نشان دهند بدون نیاز به انتظار برای گشوده شدن بازار  زیرا این بازار از طریق اینترنت قابل دسترسی می باشد این بازار مستقلا خبر مهمی برای معامله گرانش ندارد و تغییر ارزش ارزها نسبت بهم معمولا به واسطه «جریان های پولی »واقعی ایجاد می شود که جریان های پولی نیز در اثر تغییر در انتظارات معامله گران پدید می آیدو اما تغییر انتظارات معامله گران تحت تاثیر تغییر در تولید ناخالص داخلی ، تورم، نرخ بهره، کسری یا مازاد بودجه و تراز تجاری و دیگر شاخص های اقتصادی، سیاسی واجتماعی می باشد.شاخص های فوق تحت عنوان خبر در موعد مقرر برای عموم منتشر می شوند و بسیاری از مردم می توانند در همان لحظه از طریق
خبرگزاری هایی چون رویترز، بلومبرگ و.... به آنها دست یابند.

ارزها در این بازار در مقابل یکدیگر به صورت یک به یک معامله می شوندو نسبت برابریشان به صورت xxx/yyy نشان داده می شود.قسمت xxx قیمت فروش و yyy قیمت خرید برای مشتری است. برای مثال قیمت یورو /دلار در برهه ای از زمان به صورت مقابل می باشد: 1.2048/1.2045 یعنی هر یورو برابر 1.2048 دلار است(برای فروش).
 

در بازار های spot بیشترین معاملات بر روی جفت ارزهای زیر انجام می شود(براساس تحقیقات بانک پرداخت های بین المللی، BIS):

  • یورو/دلارآمریکا 28%
  • دلارآمریکا/ین 17%
  • پوند/دلارآمریکا 14%

ودلار آمریکا در بیش از 89%از معاملات نقش دارد و بدنبال آن یورو 37%، ین20% و پوند 17%-گرچه معامله با یورو در مقابل ارزهای دیگر از سال 1999 که این ارز به رسمیت شناخته شد به طور قابل ملاحظه ای رشد داشته اما هم چنان این معاملات بیشتر بر مبنای دلار است.

شرکت کنندگان در بازار:
مطابق مطالعات بانک پرداختهای بین المللی-BIS- (ارزیابی سه سالانه سال2004) :

• 53% از معاملات مستقیم بین Dealerها(به طور مثال بین بانکها)
• 33%شامل معاملات بین Dealerها و مدیران سرمایه
• و تنها 14% بین واسطه ها وشرکت های غیر مالی

بوده است.

1- بانک ها:
معاملات بین بانک ها معمولا بر پایه گردش معاملات تجاری و بورس بازی(به مقدار زیادی) قرار دارد یک بانک بزرگ ممکن است روزانه میلیارد ها دلار معامله کند بعضی از این معاملات از طرف مشتریانی است که با حساب بانکی شان معاملات خود را انجام می دهند اما بیشتر معاملات از طرف خود بانک است.

2- ابر شرکت های چند ملیتی:
با رشد روز افزون تجارت بین الملل از دهه 50 میلادی و شتاب رشد آن طی سال های پس از تشکیل WTO، شرکت هایی چند ملیتی که کارخانه ای به وسعت جهان و بازاری به بزرگی تمام کره خاکی را دارا هستند عملا نبض اقتصاد بین الملل را در دست گرفته اندوبا گسترش روابط تجاری شرکت های مذکور با اقتصاد های مختلف و کشور های گوناگون، تغییرات نرخ ارز عملا به معیاری تاثیر گذار در تعیین سود آوری بدل شده است.بنابراین شرکت های چند ملیتی برای پوشش ریسک ناشی از تغییرات نرخ ارز خواسته یا نا خواسته وارد مبادلات بازار فارکس می شوند، هرچند که اثر گذاری معاملات آنها بمراتب کمرنگ تر از معاملات بانک ه، بانک های مرکزی و HEDGE FUNDER ها می باشد.

3- بانک های مرکزی:
بانک های مرکزی نقش بسیار مهمی در بازار مذکور ایفا می نمایند، آن ها سعی در کنترل عرضه پول، تورم ویا نرخ های بهره دارند و حتی می توانند برای تثبیت نرخ ارز کشورشان وارد معاملات شوند هرچند نقدینگی بازار بحدی بالاست که براحتی تحت تاثیر معاملات نهاد های ثروتمندی مثل بانک های مرکزی قرار نمی گیرد.

4- hedge funders(پوششگران ریسک سرمایه):
یکی از مشهورترین این افراد جورج سورس است که به واسطه تلاش های بی وقفه در بازارهای مالی سرمایه هنگفتی بدست آورده و حتی اظهارات وی معمولا باعث تغییر در شرایط بازار می شود.
پوششگران ریسک سرمایه از توان مالی زیادی برخوردار هستند ومی توانند میلیارد ها دلار سرمایه را کنترل نمایند.

5- کارگزاران فارکس:
کارگزاران بازار فارکس بدو دسته تقسیم می شوند:کارگزاران بین بانکی و کارگزاران خرد.کارگزار بین بانکی وظیفه انجام دستورات معاملاتی بانک هاو موسسات مالی در حجمی بسیار بالا را بر عهده دارند، اما کارگزاران خرد
 بخش کوچکی از حجم معاملات را در اختیار دارند ولی به تعداد زیادی از معامله گران خدمات ارائه می دهند.

خدمات استانداردی شامل:
معاملات 24 ساعته online و از یک تا 100leverage و ...
دسته فوق از کارگزاران ، با اعطای اعتبار به معامله گران خرد این امکان را برای آنها فراهم می کنند تا با سرمایه های بسیار بسیار کوچک نسبت به میلیاردها دلار نقدینگی بازار، بتوانند به رقابتی ترین بازار جهان دسترسی پیدا کنند وشانه به شانه ابر شرکت ها و موسسات مالی در
تجارت بین المللی ارز شرکت نمایند.

بازار فارکس و ساير بازار های مالی:
با افزایش روز افزون معاملات در بازار فارکس و تغییرات پی در پی نرخ برابری ارزها در سال های اخیر، معامله گران بازار های سهام ، اوراق قرضه و کالا اهمیت بازار فارکس را بخوبی درک کرده اند، بطوری که متوجه شده اند همواره باید تغییرات نرخ ارز را در هنگام تصمیم برای معامله مد نظر داشته باشند.

بطور مثال تصور کنید زمانی که قیمت یورو در برابر دلار افزایش می یابد، قدرت خرید مردم آمریکا برای تهیه کالاهای اروپایی کاهش یافته(زیرا کالاهای اروپایی گران می شوند)  و در نتیجه فروش محصولات شرکت های اروپایی کمتر و از سود آنها کاسته خواهد شد  و در نهایت قیمت سهام شرکت های مذبور  با توجه به سود آوری کمتر ، تنزل می یابد.


فرهنگ لغات متا تریدر

A - B - C - D -  G - H - I - L - M - O - P - R - S - T - V

A

account
حساب,به اصل حساب افتتاح شده در نزد بانک یا کارگزار گفته می شود
ask
نرخ خرید معامله گر و نرخ فروش کارگزار
asset
دارایی،سرمایه

B

balance

تراز حساب
barchart
نوعی نمودار برای نمایش نوسان قیمت در بازار های مالی
bid
نرخ فروش معامله گر و نرخ خرید کارگزار
buy
خریدن
buy limit order
دستور خریدی بالقوه به کارگزار که با کاهش قیمت و رسیدن به قیمت مورد نظر بالفعل می شود
buy stop order
دستور خریدی بالقوه به کارگزار که با افزایش قیمت و رسیدن به قیمت مورد نظر بالفعل می شود

C

calendar
تقویمی که زمان اعلام شاخص های اقتصادی را نشان می دهد

call margin

در صورتی که مارجین مشتری از حد مشخصی کمتر شود,کارگزار از مشتری خواهد خواست تا مجددا در حسابش سپرده گذاری نماید(در صورت تمایل)
candelstick chart
نمودار نوسان قیمت موسوم به شمع ژاپنی
chart
نمودار که در بازارهای مالی برای ثبت نوسان قیمت بکار می رود
close position
خارج شدن از وضعیت معاملاتی در بازار,مسدود کردن معاملات در حال جریان
currency
ارز

D

demo account
حساب مجازی
deposit
سپرده که توسط مشتری نزد کارگزار نگه داری می شود
divergence
واگرایی

G

GFD
نوعی محدودیت برای اجرای دستورهای از پیش تعیین شده به بروکر است به معنای معتبر تا پایان روز کاری که دستور داده شده است
GTC
مانند GFDاما به معنای معتبر تا اطلاع ثانوی

H

high
بالاترین قیمت در یک بازه زمانی تعیین شده

I

if done order
دستور برای قیمتی که بازار هنوز به آن نرسیده و در صورت رسیدن قیمت به آن سطح،دستور مشروط دیگری بصورت خودکار ایجاد می شود
index
شاخص
indicator
نشانگر,اندیکاتور
institutional account
حساب موسساتی
initial margin
سپرده احتیاطی موردنیاز برای ورود به یک وضعیت معاملاتی است که برای ضمانت اجرایی می بایست موجود باشد

L

lagging indicators
نشانگر(اندیکاتور)های پیرو,فاقد قدرت پیش بینی که از تغییرات گذشته تبعیت می کنند
leading indicators
نشانگر(اندیکاتور)های پیشرو,در ذاتشان پیش بینی هست
leverage
اعتباری که از سوی بروکر داده می شود و این امکان را به معامله گر می دهد تا با سرمایه کمتر از حد یک قرارداد(lot)هم بتواندمعامله نماید
limit orders
دستور خریدی پایینتر از قیمت فعلی بازار ویا فروش در بالای قیمت جاری
lot
قرارداد,برای معامله در بورس باید مقدار حداقل و استانداردی از تعداد واحدهای مورد معامله مورد مبادله قرار گیرد که به این مقدار استاندارد یک لات گفته می شودمثلا یک لات دلار برابر 100.000 دلار است
low
پایینترین قیمت در یک زمانی مشخص

M

margin
حاشیه امنیت,سپرده اولیه که توسط مشتری نزد کارگزار نگهداری می شود,پس از دریافت اعتبار پیشنهادی کارگزار و انتخابی مشتری,مارجین نامیده می شود
market order
دستور انجام معامله
maturity
تاریخ تسویه حساب
mini account
حساب مینی

O

o.c.o - one order cancel other
یک دستور معاملاتی مشروط که شامل دو قسمت است.در صورتی که هریک از دو قسم محقق شود,دستور مربوط به قسمت دیگر بصورت خودکار لغو می شود
open position
هرمعامله ای که هنوز با پرداخت فیزیکی تسویه نشده باشدویا با یک معامله معکوس دیگر که همان تاریخ اعتبار را دارد,مسدود نشده باشد

P

pip
عبارتی که در بازار ارز برای انجام کوچکترین حرکت در نرخ های معاملاتی بکار می رود.
price
قیمت

Q

Qty
lot ,quantity

R

resistance
سطحی از قیمت که انتظار می رود در آن نقطه قیمت سقوط کند

S

sell
فروختن
sell limit order
دستور فروشی بالقوه به کارگزار که با افزایش قیمت و رسیدن به قیمت مورد نظر بالفعل می شود
sell stop order
دستور فروشی بالقوه به کارگزار که با کاهش قیمت و رسیدن به قیمت مورد نظر بالفعل می شود
spread
تفاوت بین قیمت خرید وفروش,هر قدر میزان اسپرد جفت ارزی کمتر باشد نشان از حجم بالاتر معاملات روی جفت ارز مذکور دارد
stop order
دستور خریدی بالاتر از قیمت جاری و یا دستور فروشی پایینتر از قیمت جاری
support
سطحی از قیمت که انتظار افزایش نرخ در آن وجود دارد

T

trailing stop order
دستوری برای مسدود کردن پوزیشن معاملاتی که این اجازه را به مشتری می دهد تا تعداد پیپ مشخصی برای بسته شدن پوزیشنش در نظر بگیرد،صرف نظر از سود یا ضرر

V

volatility
میزان نوسان و تغییر قیمت در یک بازه زمانی مشخص
volume
مجموع حجم معاملات انجام شده در یک بازه زمانی مشخص

معرفي سايت

منابع براي كسب اخبار و آناليز بازار فاركس

سايت هاي مرتبط براي كسب اخبار و تحليل بازار هاي مالي  

http://www.reuters.com

http://www.marketwatch.com

http://finance.yahoo.com

http://www.bloomberg.com

http://money.cnn.com/index.html?cnn=yes

http://www.economist.com/index.html

http://www.csmonitor.com

http://moneycentral.msn.com/investor/home.asp

http://stockcharts.com

http://www.acetraderfx.com/payment/trial/event1.asp

http://www.openforex.com

http://www.acetraderfx.com/eng

شبكه هاي تلويزيوني ماهواره اي

براي دريافت اخبار ، آناليز بازار ها ، وساير اخبار مهم اقتصادي 

bloomberg

Reuters

انتخاب كارگزارهاي بازار هاي جهاني ( فاركس و

http://www.fxstreet.com

http://www.forex-brokers-directory.com

اطلاع از ساعت ، كشور هاي مختلف در هر لحظه 

http://www.timeanddate.com/worldclock/

سايت هاي تحليلي بنيادي و تكنيكي و آناليز روزانه

و دريافت تقويم اقتصادي 

http://www.forexnews.com

http://www.saxobank.com

http://www.ny.frb.org

http://www.federalreserve.gov

http://www.federalreserve.gov/FOMC

http://www.commerce.gov

http://mam.econoday.com

http://www.deutsche-bank.de

http://www.hsbc.com

http://www.mataf.net

http://www.briefing.com/Investor/Public/MarketAnalysis/Calendars/EconomicCalendar.htm

http://www.ecb.int/home/html/index.en.html

http://www.boj.or.jp/en/index.htm

http://www.rabotreasuryweb.com

http://www.bankofengland.co.uk/index.htm

http://biz.yahoo.com/c/e.html

http://www.nasdaq.com/asp/econodayframe.asp?page=http://www.nasdaq.com/econoday/index.html

http://www.forextelevision.com/FT/index.jsp 

سايت هاي مرتبط فقط براي آموزش آناليز تكنيكي 

http://www.stockcharts.com/education/TradingStrategies/index.html

http://www.marketscreen.com

http://www.metaquotes.net/techanalysis

http://www.learn4x.com

http://www.info-forex.com/technical%20indicators.htm

دريافت اخبار لحظه اي بازار فاركس 

          http://www.saxobank.com/Default.aspx?id=101&Lan=EN&Au=2

www.marketwatch.com

www.afxnews.com

www.afxpress.com

Econoday US Week at a Glance
MSN Money
Briefing.com Economic Calendar
Shirmeyer Report: Economic Calendar
MarketWatch
Forbes Latest AP News
Earnings.com

Elliott Wave International NewsWire

http://www.futuresmag.com/forextrader/sections/reports.html 

دريافت نرم افزار هاي بازار فاركس و CFD 

                    http://www.metaquotes.net/downloads

http://www.northfinance.com/eng/open-demo-account

https://www.odlsecurities.com

http://www.gfxsa.com/demo

http://www.saxobank.com 

منابع داخلي براي مطالعه بيشتر 

كتاب  تحليل تكنيكي از الف تا ي  انتشارات چالش نويسنده محمد مساح

كتاب تحليل تكنيكي  نويسنده دكتر امير عباس كني  کارگزاری راهبرد

كتاب تحليل تكنيكي جان مورفي  (ترجمه كاميار فراهاني ) انتشارات چالش

مطالعه كليه كتاب هاي اقتصاد خرد و كلان  و ماليه بين الملل و مديريت مالي نيز  مي تواند مفيد باشد.

 

بورس

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و تشکر از شما بازدید کننده محترم

بزودی و با یاری خداوند تجربیات چندین ساله خود در بازار بورس داخلی وبین الملل

....بورس کالا وارز و فلزات گرانبها

 را در اختیار شما عزیزان قرار خواهم داد.

با تشکر محمد علی

کتاب فارکس , بورس , کتاب تحلیل فارکس , تحلیل فارکس , کتاب آموزش بورس بین الملل , آموزش بورس بین الملل , بورس بین الملل , کتاب آموزش بورس محلی , آموزش فارکس , کتاب بورس داخل , آموزش بورس محلی , تحلیل بورس محلی , بورس داخل , مرجع فارکس , کتاب آموزش فارکس,تحلیل تکنیکال,آنالیز تکنیکال,تحلیل فنی,آنالیز فنی,تحلیل تکنیکال روز,تحلیل فنی روز,تحلیل تکنیکال روز بازار,تحلیل تکنیکال روز بازار فارکس,تحلیل فنی روز بازار,تحلیل فنی روز بازار فارکس,تجزیه و تحلیل روز,آنالیز تکنیکال روز,آنالیز فنی روز,آنالیز تکنیکال روز بازار,آنالیز تکنیکال روز بازار فارکس,آنالیز فنی روز بازار,آنالیز فنی روز بازار فارکس,تجزیه و تحلیل بازار فارکس,تجزیه و تحلیل روز بازار,تحلیل تکنیکی,تحلیل تکنیکی روز,تحلیل تکنیکی روز بازار,تحلیل تکنیکی روز بازار فارکس,تحلیل تکنیکی امروز بازار,آنالیز تکنیکی امروز بازار,تحلیل امروز,تکنیکال امروز,تحلیل روزانه,تحلیل تکنیکال روزانه,آنالیز تکنیکال روزانه,تجزیه و تحلیل روزانه,تحلیل فنی روزانه,تحلیل روزانه بازار,تحلیل روزانه فارکس,آنالیز روزانه بازار,تحلیل تکنیکال بورس بین الملل,آنالیز تکنیکال بورس بین الملل,تجزیه و تحلیل تکنیکال بورس بین الملل,تحلیل تکنیکی بورس بین الملل,تحلیل فنی بورس بین الملل ,آنالیز تکنیکی بورس بین الملل,آنالیز فنی بورس بین الملل,آنالیز تکنیکی بورس بین الملل,تحلیل تکنیکال امروز بورس بین الملل,تحلیل نموداری,تجزیه و تحلیل نموداری,آنالیز نموداری,آنالیز تکنیکال هفتگی,تحلیل تکنیکال هفتگی,آنالیز فنی هفتگی,تحلیل فنی هفتگی,تجزیه و تحلیل هفتگی,آنالیز تکنیکی هفتگی تجزیه و تحلیل تکنیکی هفتگی,تجزیه و تحلیل تکنیکال هفتگی,تجزیه و تحلیل فنی هفتگی,آنالیز نموداری هفتگی,تجزیه و تحلیل نموداری هفتگی,تحلیل نموداری هفتگی,اخبار بلومبرگ,خبر بلومبرگ,ترجمه اخبار بلومبرگ,ترجمه خبر بلومبرگ,اخبار اقتصادی بلومبرگ,ترجمه اخبار اقتصادی بلومبرگ,ترجمه خبراقتصادی بلومبرگ,خبرگزاری بلومبرگ,اخبار ارز بلومبرگ,ترجمه اخبار بلومبرگ,خبر ارز بلومبرگ, ترجمه خبر ارز بلومبرگ,اخبار سهام بلومبرگ,ترجمه اخبار سهام بلومبرگ,ترجمه خبر سهام بلومبرگ,ترجمه خبر روز بلومبرگ,ترجمه اخبار روز بلومبرگ,ترجمه اخبار امروز بلومبرگ,ترجمه خبر امروز بلومبرگ,خبر اقتصادی بلومبرگ,اخبار امروز,خبر امروز,تحلیل فاندامنتال,آنالیز فاندامنتال,تحلیل بنیادی,آنالیز بنیادی,تحلیل فاندامنتال روز,تحلیل بنیادی روز,تحلیل فاندامنتال روز بازار,تحلیل فاندامنتال روز بازار فارکس,تحلیل بنیای روز بازار,تحلیل بنیادی روز بازار فارکس,تجزیه و تحلیل خبری روز,آنالیز فاندامنتال روز,آنالیز بنیادی روز,آنالیز فاندامنتال روز بازار,آنالیز فاندامنتال روز بازار فارکس,آنالیزبنیادی روز بازار,آنالیز بنیادی روز بازار فارکس,تجزیه و تحلیل خبری بازار فارکس,تجزیه و تحلیل خبری روز بازار,تحلیل خبری,تحلیل خبری روز,تحلیل خبری روز بازار,تحلیل خبری امروز بازار,آنالیز خبری امروز بازار,تحلیل فاندامنتال روزانه,آنالیز فاندامنتال روزانه,تحلیل بنیادی روزانه,تحلیل فاندامنتال روزانه بازار,اخبار فاندامنتال,خبر فاندامنتال,ترجمه اخبار فاندامنتال,اخبار بنیادی,ترجمه اخبار بنیادی,اخبار فاندامنتال امروز,خبر فاندامنتال روز,اخبار بنیادی امروز,خبر بنیادی امروز,اخبار بنیادی امروز فارکس,اخبار اقتصادی هفتگی,ترجمه اخبار اقتصادی هفتگی,تقویم اقتصادی هفتگی,تقویم اقتصادی بازار,تقویم اقتصادی هفتگی بازار,اخبار فاندامنتال هفتگی,تقویم اقتصادی هفته جاری,تقویم اقتصادی هفته اخیر,اخبار فاندامنتال هفته,اخبار فاندامنتال هفته جاری, اخبار فاندامنتال هفته اخیر,اخبار اقتصادی هفتگی فارکس,اخبار انرژی,خبر انرژی,ترجمه اخبار انرژی,ترجمه خبر انرژی,اخبار نفت,خبر نفت,اخبار گاز,خبر گاز,ترجمه اخبار نفت,ترجمه خبر نفت,ترجمه خبر گاز,ترجمه اخبار گاز,اخبار نفت و گاز,ترجمه اخبار نفت و گاز,خبر نفت و گاز,ترجمه خبر نفت و گاز,ترجمه اخبار انرژی بلومبرگ,اخبار انرژی امروز بازار,ترجمه اخبار انرژی امروز بازار,اخبار انرژی روز,ترجمه خبر انرژی روز,اخبار انرژی فارکس,اخبار جهانی نفت و گاز,اخبار جهانی انرژی,ترجمه اخبار جهانی انرژی ,رویدادهای بازار,اتفاقات بازار,حوادث بازار,رویدادهای ارز,اتفاقات ارز,حوادث ارز,رویدادهای طلا,حوادث طلا,اتفاقات طلا,رویدادهای فلزات گرانبها,حوادث فلزات گرانبها,اتفاقات فلزات گرانبها,رویدادهای انرژی,حوادث انرژی,اتفاقات انرژی,رویدادهای شاخص های سهام,حوادث شاخص های سهام,اتفاقات شاخص های سهام,اتفاقات نقره,حوادث نقره,رویدادهای نقره,تحلیل دیروز بازار,تاثیرات بازار بر قیمت ارز,تاثیرات بازار بر قیمت طلا,تاثیرات بازار بر قیمت نقره,تاثیرات بازار بر قیمت شاخص های سهام,تاثیرات بازار بر قیمت دلار,رویدادهای دلار,اتفاقات دلار,حوادث دلار,وقایع بازار,حوادث دیروز بازار,اتفاقات دیروز بازار,رویدادهای دیروز بازار,امروز در بازار فارکس,تحلیل امروز بازار فارکس,تحلیل امروز فارکس,تحلیل فارکس,تحلیل روزانه بازار,امروز در بازار بورس بین الملل,تحلیل امروز بازار ارز,تحلیل امروز طلا,تحلیل امروز دلار,تحلیل امروز قیمت طلا,تحلیل امروز قیمت ارز, تحلیل امروز قیمت دلار,تحلیل امروز پوند,تحلیل امروز قیمت پوند,تحلیل امروز بازار سهام,تحلیل امروز نقره,تحلیل امروز قیمت نقره,تحلیل امروز فلزات گرانبها,تحلیل امروز قیمت فلزات گرانبها,تحلیل امروز نفت